سلسله یادداشت های انعکاس نو در رابطه با نامزدهای احتمالی یازدهمین دوره انتخابات مجلس از آذربایجان غربی به روز رسانی می شود.

به گزارش انعکاس نو،  سلسله یادداشت های انعکاس نو در رابطه با نامزدهای احتمالی یازدهمین دوره انتخابات مجلس از آذربایجان غربی را در ذیل به تفکیک شهرستان ها مورد بررسی قرار می دهیم. لازم به ذکر است که تحلیل انتخاباتی برخی از نامزدهای انتخاباتی قبل از احراز صلاحیت ها منتشر شده و به زودی به روز رسانی خواهد شد.

 

ارومیه*****************************************

نادر قاضی پور( این یادداشت مربوط به قبل از رد صلاحیت وی است)

اسم او گره خورده با حاشیه است. پس از اتمام انتخابات دوره دهم و قبل از آغاز به کار این دوره، فیلمی از او در فضای مجازی منتشر شد که در حال ذکر خاطره‌اش با علیخانی نماینده قزوین بود. این فیلم بسیار جنجال برانگیز شد و طوفانی در فضای مجازی به پا کرد تا جایی که حتی شبکه‌های آنور آبی نیز به بازتاب آن پرداختند‌.

با جنجالی شدن آن فیلم، برخی مدعی بودند احتمال عدم تایید اعتبارنامه‌ی او از سوی مجلس دهم وجود دارد اما اینطور نشد و قاضی‌پور با اخذ تاییدیه، سومین دوره متوالی نمایندگی‌اش را آغاز کرد.

برخی اظهار نظرهای نادر به بانوان نیز سبب واکنش هایی شده بود که انعکاس نو برای احترام به جایگاه بانوان از درج آن خودداری می کند.

او یک اصولگراست ولی اگر دولتی برخواسته از اصولگرایان نیز پای کار باشد مطمئنا ساز مخالف خواهد زد. به نظر می‌رسد قاضی‌پور معتقد است که باید در قامت منتقد دولت در مجلس حاضر شد و تا می‌توان از تریبون مجلس علیه دولت را نواخت. شاید او این را راهی برای محبوبیت می داند. این درحالیست که بسیاری دیگر معتقدند برای خدمت به مردم منطقه باید ارتباط مناسب با دولتی ها برقرار کرد نه اینکه همیشه ساز مخالف زد.

در سال‌های ۹۲ و ۹۶ نیز هنگام معرفی کابینه دولت به مجلس، به عنوان مخالف اکثریت معرفی شدگان حاضر شد و علیه آنها و برنامه‌هایشان موضع گرفت اما در کمال تعجب درباره هر وزیر پیشنهادی که سخن راند، او با اعتماد مجلس، به وزارت رسید!

یکی دیگر از حواشی مهم او اظهار نظرش درباره پسرش بود. قاضی‌پور در گفت‌وگویش با یکی از برنامه‌های تولیدی برای فضای مجازی و در پاسخ به مجری که از شغل پسرش از او سئوال کرده بود، جواب داد: فرزندم چوپان است!

این اظهارنظر هم جنجال برانگیز شد. چندی بعد تصاویری از پسر وی در فضای مجازی منتشر شد که نشان می‌داد در یک مکانی است که شبیه یک دامداری بزرگ است، مساله‌ای که باعث واکنش مردم در شبکه‌های اجتماعی شد.

قاضی‌پور در سال اول دوره دهم مجلس با اهالی رسانه خیلی مهربان نبود تا جایی که ابتدا درگیری‌اش با یک خبرنگار پارلمانی جنجال آفرید و کار به شکایت خبرنگار از او انجامید. در ادامه شکایت‌ قاضی‌پور از یکی از خبرنگاران ارومیه و محکومیت قضایی او حاشیه‌ساز شد که با پادرمیانی جامعه خبری، پایان یافت.

یکی از دلایل محبوبیت قاضی پور ادبیات وی در نطق های خود می باشد. خیلی ها او را صدای اعتراض مردم می دانند ولی با نیم نگاهی به عملکرد ۱۲ ساله او در مجلس حاکی از این است که باید به این گزاره به دیده تردید نگریست!

نادر قاضی پور زاده آذربایجان شرقی است. او همیشه حامی تیم فوتبال تراکتور سازی تبریز بوده و ‌بسیاری اذعان می‌کنند که در وساطت برای آزادی تماشاگران بازداشتی بازی های این تیم نقش ایفا می کند که شاید همین موضوع او را نیز بین تماشاگران تراکتور سازی محبوب ساخته است.

قاضی پو‌ر هرچند به تنهایی با نحوه رفتارش در جامعه یک رسانه محسوب می‌شود ولی او حساسیت ویژه‌ای نیز به رسانه‌ها دارد؛ تا جایی که تاثیر او در انتصاب سرپرست سابق روزنامه همشهری در آذربایجان غربی نیز به شبکه‌های اجتماعی کشیده بود.

طی ماه‌های گذشته چندین کانال تلگرامی به طور همزمان و سازمان یافته، اسنادی از نادر قاضی‌پور را منتشر کردند که از مهم‌ترین آنان می توان به واردات ۵۰۰ حلقه لاستیک خارجی به صورت کولبری و نقش وی در انتصاب مدیرعامل شرکت دخانیات استان اشاره کرد!

باید اذعان کرد که قاضی‌پور به خوبی می‌داند که باید دست روی کدام شرکت‌ها یا سازمان‌ها بگذارد؛ آموزش و پرورش، اداره کار و دخانیات از مواردی هستند که او ارتباط مناسبی با آن مجموعه ها دارد.

او در درگیری اخیر بهادری با شهریاری نیز حامی استاندار خود را نشان داد.

درباره نادر قاضی‌پور و مجلس یازدهم و احتمال حضور مجددش در مجلس آتی، صرفا می‌توان به این نکته بسنده کرد پس از احراز صلاحیت ها، با توجه به آرای ثابتش تا هر زمانی که بخواهد کاندیدا شود، پیروز و راهی مجلس خواهد شد! ولی به نظر می رسد تعداد رای های او در مقایسه با دوره گذشته کاهش یابد.

طی یادداشت های آتی سایر نامزدهای احتمالی ارومیه در یازدهمین دوره انتخابات مجلس مورد بررسی قرار میگیرد.

 

 

روح الله حضرت پور (این یادداشت قبل از احراز صلاحیت ها می باشد؛ او تایید شده و به زودی این یادداشت به روز رسانی می شود)

شاید ستاره اقبال او را باید پدرخوانده اش دانست‌ زیرا اگر کسی همچون محمد حضرت پور که هم اکنون بر کرسی شهرداری ارومیه تکیه کرده، نبود؛ روح الله ممکن بود هنوز هم یک کارمند ساده بانک باشد‌.

البته عده‌ای راهیابی او در دور دوم انتخابات به مجلس شورای اسلامی را حاصل فضای دو قطبی و قومیتی انتخابات ۱۳۹۴ می‌دانند.

قاطبه مردم راه یافتن او به دور دوم آن هم در حضور کاندیداهای پرسابقه‌تر را ناشی از بهره‌مندی او از نام خانوادگی “حضرت‌پور” می‌دانند. هر چند این دلیل خیلی هم پربیراه نیست اما نباید فراموش کرد که روح‌الله نماینده جریانی بود که پدرخوانده‌اش محمد پرچمدار آن بود و لاجرم نام “حضرت‌پور” نیز به نفع‌اش تمام شد.

برای بررسی روح الله ابتدا باید گریزی به کارنامه پدر خوانده‌اش داشت. محمد حضرت پور یک فرد سیاسی است که با تاکتیک خاصی از شورای شهر به شهرداری رسید. وضعیت به نسبت مناسب اقتصادی در آن‌ دوره و نفوذش بر شورای شهر سبب شد تا او در دید عموم، به یک تحول‌گرا در حوزه مدیریت شهری تبدیل شود. احداث پشت سرهم پل های کمربند شهری سبب شد تا او را “ممد پل” نیز بنامند. البته همین احداث پل ها در پیروزی روح الله بی تاثیر نبود.

به نظر می رسد، اینبار نیز تنها پل قابل افتتاح تقاطع آذربایجان، آنهم در آستانه انتخابات به سبد رای او تا حدی خواهد افزود ولی احتمال اینکه مشکلات مالی و روند کند توسعه شهری ارومیه طی ۴ سال گذشته، تاثیر منفی بر رای های خاکستری اش داشته باشد، کم نیست.

البته روح‌الله با وجود علاقه قلبی وافر به پدرخوانده‌اش، در این مدت کوشید از زیر سایه‌ سنگین محمد حضرت‌پور نیز اندکی فاصله گرفته و شخصیت مستقلی از خود بروز دهد اما کاریزمای پدرخوانده به قدری بالاست که ناخودآگاه و با همه تقلاها، فاصله گرفتن از زیر سایه سنگین‌اش، برای وی در چهار سال گذشته ممکن نبود.

بسیاری از فعالان سیاسی، یکی از ضعف های روح الله را در انتخابات گذشته سخنور نبودن او عنوان می کردند؛ البته نگارنده معتقد است که او بر خلاف انتخابات گذشته بواسطه تجربیاتش، اینبار بتواند در ستاد انتخاباتی اش سخنرانی‌ داشته باشد. عدم حضور وی در یکی از مناظره های انتخاباتی پرچالش در دوره گذشته نیز به یک نمره منفی برای وی تلقی شد.

روح الله با وجود جوانی‌اش به نظر می رسد که به خوبی می‌داند چگونه مهره‌های سیاسی و اجتماعی شهر را در کنار خود نگاه دارد. به طور مثال او در جذب افراد به اندازه ای پیش رفته که رییس ستاد و مسوول امور حقوقی بهادری دیگر نماینده ارومیه دفتر کار خود را ترک کرده و به دایره افراد مورد اعتماد روح الله افزوده شدند.

برخی از فعالان سیاسی نیز پیروزی روح الله در انتخابات گذشته را دلیلی بر تداوم ریاست پدرخوانده اش بر مدیریت شهری می دانند. او پلی برای ارتباط پدرش با لاریجانی بود.

عضویت در۲ کمیسیون مهم امور حقوقی و سیاست خارجی و امنیت ملی نیز از دیگر اتفاقاتی بود که شاید فعالان سیاسی استانی را انگشت به دهان گذاشت.

باید اذعان کرد که او حضور فعال و بدون چالش خود در شبکه های اجتماعی و رسانه ها در مقایسه با سایر نمایندگان ارومیه را مدیون روابط عمومی کاربلد دفتر خویش است.

روح الله شاید یک نماینده اصولگراست که در ستاد احمدی نژاد نیز فعال بوده است؛ ولی از جمله نمایندگانی است که نامه عدم دخالت نظامیان در سیاست خارجی را امضا کرده و حتی به عدم برخورد تند با دختران میدان انقلاب تاکید کرده است؛ این ها از جمله اقداماتی است که شاید کمتر نماینده اصلاح طلبی جرات به اینکار را داشته.

او نیز شکایت از اهالی رسانه را در کارنامه خود دارد ولی منتظر نهایی شدن حکم نشد و رضایت خود را اعلام کرد.

روح الله در اواخر به نادر قاضی پور بسیار نزدیک شده و به نظر می رسد در صورت ادامه روند کنونی تمایل به حضور در یک لیست مشترک با وی دارد. او میداند رای هایش با نادر یک رنگ می باشد و حضورش در یک لیست با وی یک تئوری سیاسی عاقلانه ای نیست ولی پایه رای ثابت قاضی‌پور هر متحدی را میتواند وسوسه کند. گفته میشود در انتخابات ۹۴، شخص او با پیشنهاد پدرخوانده اش مبنی بر ائتلاف با جهانگیرزاده، مخالفت کرد.

طبق اخبار رسیده او به احتمال زیاد در انتخابات آتی مجلس با نادر قاضی پور و سید سلمان ذاکر در یک لیست خواهد بود.

او در دور دهم انتخابات مجلس تنها نامزدی بود که اکثر کاندیداها بر علیه وی سخنرانی کردند. روح‌الله حضرت‌پور در انتخابات ۹۸ کار سختی پیش رو دارد اما نه به اندازه سال ۹۴ و برای تمدید حضورش در خانه ملت باید مقابل رقبای سرسختی که چه در گود انتخابات و چه در حاشیه‌ی آن برای زمین زدن‌اش که به مثابه‌ی کنارزدن حضرت‌پور پدر می‌دانند، سینه سپر کند.

 

 

سیدهادی بهادری ( این یادداشت مربوط به قبل از رد صلاحیت وی است)

او هرچند دور اول نمایندگی خود در مجلس را سپری می کند ولی با جنجال‌هایش نظر همه را به خود جلب کرده است. از درگیری‌هایش با مدیریت سابق استانداری آذربایجان‌غربی تا مدیریت فعلی و کشمکش‌هایش با دو نماینده دیگر ارومیه که به پشتوانه سوابق تحصیلی و علمی خود نگاه بالا به پایینی به آنها داشته است.

“سیدهادی” یکی از ۳ نامزد انتخاباتی دوره دهم مجلس از لیست امید بود که به دور دوم انتخابات راه یافت و سپس توانست بر کرسی نمایندگی مردم تکیه دهد.

برخی از فعالان سیاسی قرارگرفتن وی در لیست امید را دلیل بر پیروزی وی میدانند و عده ای دیگر شکل گیری فضای قومیتی را؛ ولی نگارنده معتقد است هرچند او پیروزی در دور دوم را مدیون فضای قومیتی (که نامزدهای کردزبان به آن دامن زدند) بود ولی عملکرد او در ستاد احیا و افزایش به یکباره تراز دریاچه ارومیه پس از چندین سال پسرفت، عاملی بود تا مردم او را به عنوان ناجی آذربایجان ببینند و همین امر سبب شد تا در همین دور اول، ۱۰۳ هزار رای و نزدیک به ۲ برابر برخی رقیبان سرسختش رای آورد.

او عضو کمیسیون عمران مجلس است و باید اذعان کرد که یکی از اشخاص تاثیرگذار در رسیدن قطار به ارومیه بود‌. البته او از این موفقیت نتوانست به اندازه حضورش در ستاد احیای دریاچه ارومیه بهره ببرد و قدرت تیم رسانه ای رقیبانش‌ بر وی چربید.

او ۱۲ ماه پیش حلقه‌ای قوی از رسانه‌ها را داشت ولی به دلیل بی تدبیری و علیرغم تلاش روابط عمومی‌اش، نتوانست این پتانسیل ویژه را حفظ کند.

بهادری در طول حضورش به عنوان نماینده کوشید جریانی سیاسی به محوریت خودش را در این شهر راهبری کند ولی باید اذعان کرد که کارها آنطور که او میخواست پیش نرفت. او در راهبرد ترسیمی‌اش نیز نتوانست چنان که خود میخواهد موفق باشد که از نمونه‌های بارز آن نیز می‌توان به شکست لیست منتسب به او در انتخابات شورای اسلامی شهر ارومیه تحت عنوان”شال زیتونی‌ها” اشاره کرد که تنها یک کرسی از ۱۱ کرسی شورا را بدست آورد.(البته آن یک کرسی نیز بهادری را مدیون خود می داند نه اینکه خود را مدیون بهادری و لیست‌اش!)

بهادری که از لیست امید راهی خانه ملت شده است.هرچند ارتباط مستمری با فعالان اصلاحاتی دارد؛ اما هرگز نتوانست مطالبات جریان اصلاح‌طلب در منطقه را عملی کند.البته شاید عمل به برخی مطالبات اصلاح طلبان را هرگز در دستور کار نداشت.عده ای معتقدند او شجاعت کافی برای پیگیری مطالبات اصلاحات را نداشته ولی نگارنده معتقد است او تا حد قابل توجهی خط و مرزهای قرمز حوزه سیاسی را می شناسد.

البته طبق اخبار رسیده او در لیست بندی انتخابات از اصلاح طلبان مطالباتی داشته که در صورتت محقق نشدن آنان، ممکن است به طور مستقل وارد انتخابات شود.

سیدهادی بهادری در درگیری با یکی از مقامات ارشد استانی حتی برخی از حلقه های نزدیک خود را از دست داد ولی نشان داد که با تکیه بر کارنامه عاری از فساد میتوان حتی به تنهایی نیز به جنگ یک لشکر رفت!

البته چند تن از اعضای ستاد انتخاباتی‌اش نیز پس از کنار نیامدن با روحیات بهادری،با او قطع ارتباط کرده و به جمع اطرافیان روح‌الله حضرت‌پور دیگر نماینده ارومیه پیوستند که از این بین می‌توان به مشاور امور حقوقی و رییس ستاد انتخاباتی‌اش اشاره کرد.

بهادری تنها کسی است که برای اولین بار پس از تاریخ مشروطه با لباس آذربایجانی در مجلس سخنرانی کرد؛سخنرانی آتشین او سبب حسادت جریان های رقیب و ایجاد هجمه علیه وی شد.

با این همه بهادری در انتصاب افراد مورد نظر در دستگاه‌های دولتی به خصوص پس از حاشیه‌های اخیر با شهریاری پرتوان نشان داد و تا توانست برای رسیدن گزینه‌هایش به صندلی مدیریت‌های دولتی لابی کرد و البته به توفیق نیز دست یافت چنان که حتی نقل محافل شد او در این موضوع با جواد جهانگیرزاده نماینده سابق ارومیه که ارتباطات حسنه‌ای با مدیریت فعلی استان دارد،رقابت تنگاتنگی پیش گرفته است.

بهادری هرچند در ماجرای”آذربایجان یاتاما دور”همراه با روح الله حضرت پور در یک لیست قرار گرفت ولی نه با او و نه با نادر دارای کمترین وجه اشترکی نبود چنان که همین امر کشمکش های بسیاری را طی ۴ سال نمایندگی سبب شد؛ البته بی انصافی است اگر اذعان نکنیم آغازگر این کشمکش ها طرف مقابل بهادری بوده اند.

سید هادی هرچند در بسیاری از نظرسنجی ها در صدر قرار گرفته ولی کار سختی برای پیروزی در پیش دارد.

به نظر می‌رسد وی به دلیل اتحاد یکانات، به ائتلاف با سیدسلمان ذاکر تمایل دارد ولیکن نزدیکی ذاکر به حضرت‌پورها و برخی اختلاف نظرها در بین جریان های سیاسی حامی،مانع چنین ائتلافی خواهد بود‌.

 

 

علی کامیار ( این یادداشت مربوط به قبل از رد صلاحیت وی است)

“علی کامیار” نماینده‌ سال های دور و سیاست‌مدار کهنه‌کار اهل ارومیه است که با سه دوره حضور متوالی در مجلس تا سال ها رکورددار بیشترین حضور در خانه ملت را میان نمایندگان ارومیه دارا بود.

البته “کامیار” هنوز هم در کنار “جواد جهانگیرزاده” و “نادر قاضی‌پور” که هر یک سه دوره حضور در مجلس را به عنوان نماینده ارومیه تجربه نموده‌اند جزء رکورددارن این عرصه محسوب می‌ شود.

گروهی از تحلیلگران علت حضور او در صحنه انتخابات دور یازدهم را صرفا جهت جلوگیری از شکسته شدن رکوردش توسط نادر قاضی‌پور دیگر رکوردار این عرصه می‌دانند و می‌گویند او آمده تا همچون ققنوس پیر از طلع خود بیکباره ققنوسی چالاک برخیزاند.

او می پندازد که یک سبد ۴۰ هزار رای از ارومیه دارد و باتوجه به پیش بینی میزان مشارکت مردم در این‌دوره از انتخابات، می تواند با یک برنامه ریزی مناسب و جذب کمی رای بیشتر دیگر به سبدش به راحتی به مجلس راه یابد! ولی آیا پیش بینی او واقع بینانه است؟

ادوار حضور او در مجلس که مربوط به دوره‌های دوم، سوم و چهارم، می‌باشد؛ ادواری که نه تنها حافظه تاریخی دهه پنجاهی‌های شهر بلکه حتی خیل عظیمی از دهه چهلی‌ها هم به درستی آن دوران را به خاطر نمی‌آورند. سال هایی که حتی آرشیوهای رایانه‌ای از آنها تهی شده و باید برای جستجوی اطلاعات در مورد او به بزرگان فامیل، خاندان، پیشکسوتان عرصه سیاست مراجعه کرد.

اما آنچه مردم ارومیه از دوران نمایندگی وی طی ۱۲ سال حضورش در مجلس به یاد دارند، خنثی بودنش است. زیرا هیچگاه آنچنان بانگی از او برای رساندن مظلومیت و توسعه نیافتگی ارومیه از تریبون مجلس شنیده نشد و رتبه استان در آن سال ها از لحاظ امکانات و بودجه کشوری در میان ۲۶ استان همواره عددی جز ۲۵ یا ۲۶ نبود!

در بعد شخصی باید کامیار را نماینده‌ای صاحب منصب دانست. وی که تکیه بر کرسی ریاست کمسیون دیوان محاسبات مجلس را در کارنامه خود دارد از دید مردم ارومیه در آن سال ها نماینده‌ای منصب دوست بود که با وجود قدرتی که در عرصه ملی داشت آثار و برکاتی مشهود برای شهرش بجای نگذارده است.

او مدتی نیز مدیرکل صدا و سیمای کرمانشاه بود که هم اکنون بازنشسته می باشد. تحلیل گران خط و مشی سیاسی وی را اصولگرا عنوان می کنند.

“کامیار” هرچند یک اصولگرای سنتی است ولی در انتخابات آتی نیز مورد حمایت حزب تدبیر و توسعه (اصولگرایان حامی روحانی) قرار خواهد گرفت.

” توماج وحید افشار” نوه شیخ غلامرضا حسنی به هنگام انتشار خبر ثبت نام وی در انتخابات، توییتی منتشر کرد و از حضور وی در گود انتخابات استقبال کرد. او کامیار را در حالی فردی افشاگر دانست که از طرفی دیگر نگران تغییر منش او و تقویت بعد محافظه کارانه اش بود‌.

بسیاری از تحلیل گران معتقدند او در بین نامزدهای فعلی یازدهمین دوره انتخابات مجلس از حوزه انتخابیه ارومیه تنها کسی است که شهامت ایستادگی و یک تقابل تمام عیار را با “نادر قاضی پور” دارد. برخی ها باور دارند که سینه وی پر از اسراری است که افشای آن شاید کلید ورود به مجلس برای وی نباشد، ولی مطمئنا می تواند آینده ای جدید برای ارومیه ترسیم کند.

اما از کامیار ۶۳ ساله باید سوالی مهم پرسید؛ شما که خود در دوره دوم مجلس با ۲۷ سال سن به عنوان جوانترین نماینده راهی مجلس شده‌اید امروز با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری و تبیین بیانیه گام دوم توسط ایشان مبنی بر حضور جوانان در عرصه‌های اجرایی چه شاخصه‌ای در خود دیده‌اید که احساس می کنید آن شاخصه‌ها در جوانان وارسته شهر و جود ندارد؟

او میتوانست برای شهرش بماند و نیرو تربیت کند تا موثر واقع شود اما رفتن و مرکز گرایی (مرکز نشینی) را ترجیح داد.

به زودی سایر نامزدهای انتخاباتی مجلس در ارومیه نیز مورد بررسی قرار می گیرند.

 

 

مرتضی منافی (او تایید صلاحیت شده و به زودی وضعیت جدید او برررسی می شود)

مرتضی منافی را باید در زمره‌‌ چهره‌های جدید حضور یافته در عرصه سیاسی شهر ارومیه دانست که با فعالیت در عرصه انتخابات ۱۳۹۲ شورای اسلامی شهر ارومیه (دور چهارم) وارد گود سیاسی شد. وی که در این مدت تکیه خاصی بر مناطق حاشیه‌ وجنوب‌ شهر داشته، توانسته تا حدودی در این مناطق برای خود پایگاهی هر چند شکننده دست و پا کند.

بدون اغراق باید گفت تا سال ۱۳۹۲ در ارومیه به غیر از دانش آموزانش منافی را کسی نمی‌شناخت؛ او در آن سال با حضور در چهارمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر و با کسب حدود ۱۰هزار و ۵۰۰ رای در شورای ۱۵ نفره آن دوره، در رده سی‌ام قرار گرفت و هر چند از راهیابی به شورا بازماند اما توانست لااقل نام خود را در شهر ارومیه تا حدودی سر زبان‌ها بیاندازد.

او هرچند در این دوره در ائتلاف فرهنگیان همراه با مهران حاجیلو، کریم سعید شعبانلو، نصیر پورحاجی، مجتبی آزادی، فرهاد پیری، محمد خلیل پور، سهراب فتوحی و لطیفه مبین حضور داشت ولی نتوانست نظیر برخی افراد دیگر حاضر در این ائتلاف به نتیجه قابل قبولی دست یابد.

البته لیست انتخاباتی فرهنگیان در انتخابات شورای شهر ارومیه، از لحاظ خط مشی سیاسی چهره های متفاوتی را در خود گنجانده بود و نمی توان این لیست را لیستی سیاسی و مهم قلمداد کرد.

منافی در سال ۱۳۹۶ دومین آزمون خود را برای دریافت رای از مردم با حضور گسترده در شبکه های اجتماعی آغاز کرد و با حضور در برخی ائتلاف های منسوب به آبادگران و محمد حضرت پور (شهردار ارومیه)، توانست نسبت به دوره گذشته ۱۵ هزار رای بیشتر آورده و در جایگاه سیزدهم شورای ۱۱ نفره دوره پنجم بایستد؛ ولی این بار هم فقط باید از جایگاه علی‌البدل نظاره‌‌گر ساختمان قرمز رنگ شورای شهر ارومیه باشد.

از آنجایی که او پس از “عباسی نژاد” دومین عضو علی البدل شورای اسلامی شهر ارومیه در دوره پنجم بود، امید زیادی داشت که با کنار رفتن (انصراف ویا..) ۲ عضو اصلی شورا همچون اتفاقات دوره چهارم، بر صندلی نمایندگی مردم برای مدیریت شهری بنشیند که این امر تا به امروز محقق نشده است.

البته برخی ها معتقدند که حضور منافی در لیست آبادگران هرچند بر پایگاه رای او به اندازه قابل توجهی افزود ولی از سویی نیز سبب ریزش برخی رای هایش در بین فرهنگیان شد.

وی پس از شکست و ناامیدی از حضور درپنجمین دوره شورای شهر حال خود را مهیای آوردگاهی بزرگتر کرده است. حضور در یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی که شاید به اعتقاد بسیاری از تحلیل‌گران سیاسی این خرقه با وجود شکست در دو دوره انتخابات شورای شهر برای تن او بسیار گشاد می‌نماید!!!

منافی که در آخرین روز ثبت نام برای حضور در این دوره از انتخابات مجلس، در فرمانداری ارومیه حضور یافت را باید در زمره نامزدهای بیشمار اصولگرا دانست که از حوزه انتخابیه ارومیه وارد صحنه شده‌اند.

اصولگرایان ثبت نام کرده در این دوره انتخابات مجلس از ارومیه به اندازه ای شاخص هستند که شاید او مجبور شود به عنوان چهره‌ای مستقل در صحنه حاضر شود.

منافی کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی بوده و هم اکنون کارشناس مسئول ارزیابی اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان غربی می باشد. وی که در سال ۱۳۹۶ با شرکت در انتخابات هیئت مدیره صندوق وام ضروری فرهنگیان ارومیه توانست به عضویت هیات مدیره این صندوق درآید، در این دوره انتخابات چشم امید زیادی به آرای هم قطارانش در آموزش و پروش بسته است.

به نظر می رسد استراتژی او برای انتخابات پیش‌رو در برهه اول تکیه بر آرایی است که در ادوار چهارم و پنجم شورای شهر از مناطق جنوبی و حاشیه شهر ارومیه کسب کرد؛ او سوای معادلات افزایشی یا کاهشی آرای مردمی، در برهه دوم نیم نگاهی نیز به کسب آرای فرهیختگان دارد.

برادر او عضو شورای مرکزی جبهه “شانا” همان “جمنا”ی سابق است و هرچند کم ولی احتمال می رود او در لیست مورد حمایت این جبهه نیز قرار گیرد. البته نگارنده معتقد است که پتانسیل ریزش رای برخی از لیست ها در این دوره از انتخابات بر رویش آنان پیشی بگیرد.

ولی باید بدون هیچ حب و بغضی و طبق نظر بسیاری از صاحب نظران عرصه سیاسی شهر و آمار حاصله از نظر سنجی‌ها و افکارسنجی‌ها، شانس او برای کسب رای در این انتخابات را بسیار کم ارزیابی نمود‌.

به زودی دیگر نامزدهای انتخاباتی در ارومیه و شهرستان های آذربایجان‌غربی نیز مورد بررسی قرار می‌ گیرند.

 

 

حاکم ممکان ( این یادداشت مربوط به قبل از رد صلاحیت وی است)

“حاکم ممکان” دانشجوی دکتری حقوق خصوصی و وکیل پایه یک دادگستری را یکی از چهره های این دوره از انتخابات می توان دانست که پیش بینی می شود تاثیرگذار خواهد بود.

وی که در دوره قبل به عنوان یک چهره جوان و ناشناخته در عرصه سیاسی وارد گود رقابت و کارزار انتخابات شده بود توانست با یک برنامه ریزی مناسب گوی سبقت را از همه چهره های نامدار کرد زبان گرفته و در مرحله اول پس از قاضی پور به عنوان نفر دوم حدود ۱۰۵ هزار رای کسب کند.

او اولین نفر راه یافته به دور دوم انتخابات گذشته مجلس بود که در مرحله دوم با توجه به قومیتی شدن انتخابات وی به عنوان نفر سوم از راه یافتن به بهارستان بازماند.

به طور حتم او در چهار سال گذشته فعالیت هایی داشته که بر سابقه و تجربیات او افزوده است؛ “ممکان” حضور فعالی در بین مردم داشته و همواره در برنامه های خیریه ترک و کرد زبان منطقه حضور داشته است. به نظر می رسد او اینبار تلاش می کند تا به هر نحوی فضای انتخاباتی شهرستان قومیتی نشود.

البته فعالیت های انتخاباتی وی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نشان داد که مشی سیاسی وی برای او در مقایسه با مباحث قومیتی اولویت دارد.

نکته دیگر که باید در مورد او بررسی نمود سخنان او به هنگام ثبت نام در یازدهمین دوره انتخابات مجلس می‌باشد. او با حضور در بین خبرنگاران در سخنان خود بارها از کلید واژه‌هایی همچون اتحاد، وحدت و توسعه‌ی منطقه‌ای استفاده نمود، کلید واژه‌هایی که به نظر می‌آید رویشان کار شده و پشت آنها دریایی از معانی با توجه به دلایل ریشه‌ای شکست دور قبل او دیده می‌شود.

“ممکان” که هم اکنون ریاست کمیسیون پارلمانی کانون وکلا را بر عهده دارد ارتباط تنگاتنگی با نمایندگان مجلس و کمسیون‌های مجمع تشخیص مصلحت نظام و حتی نمایندگان و کمسیون‌های مجلس خبرگان رهبری برقرار نموده و در کنار این امور با تعدادی از مقامات سیاسی کشوری و لشکری نیز ارتباطاتی برقرار نموده است، که او را در این دوره پخته تر از گذشته کرده است.

رصد صفحه‌های شخصی و هواداری ممکان در شبکه های اجتماعی نشان از آن دارد که او با انتخاب شعارهایی همچون تعهد، تخصص ، عدالت و تکیه بر رفع کدورتها و تقویت و توسعه روح برادری و برابری و دگرپذیری و همچنین کشف و شناسایی مزیتهای نسبی شهرستان و منطقه و سرمایه گذاری در صنایع مادر و تبدیلی و صادراتی در زمینه های کشاورزی، گردشگری و تجارت در کنار سایر ظرفیتهای شهرستان پا به عرصه رقابت در این‌دوره از انتخابات گذاشته است.

حال باید دید و به انتظار نشست آیا ممکان جوان با پشتوانه ۱۲۰ هزار رای و با کوله باری از تجربه این دوره می تواند مورد اقبال مردم ارومیه قرار گیرد تا بتواند بر صندلی سبز بهارستان تکیه بزند.

 

 

الهه سرشار ( این یادداشت مربوط به قبل از رد صلاحیت وی است)

” سرشار” را بدون شک باید پدیده‌ی انتخابات مجلس دهم ارومیه در سال 94 لقب داد. الهه شانس “سرشار” آنجا پدیدار شد که به لطف تصمیم شورای عالی اصلاح‌طلبان مبنی بر حضور گسترده بانوان در لیست‌های منتسب به اصلاح‌طلبان، او نیز توانست در لیست امید ارومیه جای گیرد.

“سرشار” را تا قبل از انتخابات به غیر از دانشجویان اندکش بدون اغراق کسی نمی‌شناخت! او متولد 1364 در سلماس است و ارشد ریاضی دارد. سرشار مدرس حق التدریسی دانشگاه نیز می باشد و شاید این تنها حضور وی در عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی تا قبل از کاندیداتوریش برای مجلس دهم بوده است.

“الهه سرشار” با قرارگیری در لیست امید در انتخابات مجلس دهم در کنار سیدهادی بهادری و یک نامزد کرد دیگر توانست قریب به 15 هزار رای کسب کند.

“سرشار” را بسیاری از اصلاح طلبان و سیاسیون استان بعدها با عنوان اصلاح طلب عاریه‌ای خواندند؛ که البته رفتار او بعد از اتمام انتخابات مجلس دهم مبین صحت این عنوان بود.

” سرشار” با اتمام مجلس دهم و رای شگفت انگیزی که به عنوان یک چهره ناشناس کسب نموده بود به فکر حضور در عرصه انتخابات شورای شهر افتاد. حال چرا رای او را شگفت انگیز میدانیم؟ چرا که در همان انتخابات یکی از “فروزان” ها با هزینه های آنچنانی کمتر از ۱۰ هزار رای آورده بود ولی او نزدیک به ۱۵ هزار رای آورد.

در پنجمین دوره انتخابات شوراها، بزرگان سیاسی حامیش او را از شرکت در آن منع کردند ولی سرشار که کلا چهره‌ای خود رای از خود در صحنه‌های سیاسی نشان داده به رغم تمامی توصیه‌ها در انتخابات دوره پنجم شورای شهر ثبت نام نمود.

در انتخابات دوره پنج شورا اتفاقات طوری رقم خورد که سرشار بعلت آنچه اختلاف سلیقه‌ وی با یکی از چهره‌های اصلی لیست شال زیتونی(لیست منتسب به بهادری در شورای شهر ارومیه)، عنوان گردید، از حضور در این لیست صرفنظر نمود، البته باید تاکیدی مطرح شود که او خود از حضور در لیست شال زیتونی ها خودداری کرد.

“سرشار”نشان داده که در عرصه سیاسی کمی‌عجول و احساسی است؛ چرا که پس از به اجماع نرسیدن اصلاحات در لیست بندی انتخابات شورا، وی در اقدامی عجیب با وجود دینی که از سوی اصلاحطلبان برگردنش بود علیه اصلاحطلبان که حامیانش در انتخابات مجلس بودند بیانیه ای توهین آمیز صادر نمود! برخی ها این اقدام سرشار را نمک نشناسی او به جریان سابق حامی اش دانستند.

باوجود شرایط پیش آمده “سرشار” علیرغم تمامی توصیه‌ها حاضر به کناره‌گیری از انتخابات شورای شهر نگردید و در اقدامی که بیش از پیش نشان از عدم وفاداری او به مشی اصلاحطلبی و کار تیمی بود به رقابت در گود شورا ادامه داد.

اقدامی که به سبب کاهش رای هایش از 15 هزار در انتخابات مجلس به تنها 4 هزار رای در انتخابات شورای شهر چیزی بجز سرخوردگی نصیبش نکرد.

او که با اتفاقات بیان شده بیش از پیش از اصلاح طلبان فاصله گرفته و دیگر جایی در میان آنها برای خود متصور نیست، برای مجلس یازدهم درصدد است تا با حضور در لیست حزب تدبیر و توسعه وارد گود انتخابات شود.

هرچند رویه تازه حزب تدبیر و توسعه در آذربایجان غربی با روی کار آمدن اعضای جدیدش تغییر یافته ولی لازم به توضیح است که در انتخابات دوره پنجم شورای شهر، لیست اولیه این حزب از افراد منتسب به جبهه پایداری بسته شده بود که البته با فشار وهجمه یک فعال رسانه ای، لیست اندکی دچار تحول گردید.

شاید بتوان گفت که او با هیچ تیمی که قبلا همکاری داشته نتوانسته است تا ارتباطش را حفظ کند! او حتی در این‌رابطه با چالش های اساسی رو به رو بوده که “ندای اثر سازان پروانه ای” مصداقی بر آن است.

انعکاس نو در این دوره از انتخابات مجلس نتیجه‌ای شبیه به دوره پنجم شورای شهر برای او پیش بینی می‌نمایند.

اما با تمامی این موارد دور از انصاف است که اگر سرشار را فردی شجاع و نو اندیش ندانیم. او نشان داده نه از تنها از بانوان فعال در حوزه اجتماعی آذربایجان غربی، بلکه از بیشتر رجال حاضر در عرصه این حوزه نیز یک سر و گردن بالاتر است.

هرچند معتقدیم کار این پروانه جوان در انتخابات مجلس یازدهم بسیار سخت است، ولی او اگر کمی شتاب‌زدگی و روحیه تک روی خود را کنار بگذارد می تواند فردی مفید در عرصه‌های اجتماعی علی‌الخصوص در حوزه ‌های مربوط به بانوان باشد.

 

 

سید دلیر علوی کورانه (او تایید صلاحیت شده و به دلیل برخی نواقصات این یادداشت در ایام منتهی به انتخابات بروز رسانی می شود)

“علوی” یکی از نامزدهای کردزبان ارومیه در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بود. او که از نامزدهای ناشناس حوزه انتخابیه ارومیه در دوره دهم به شمار می رفت؛ حتی در روز ثبت نام در دوره دهم نیز نتوانسته بود نظر خبرنگاران و اصحاب رسانه حاضر در محل فرمانداری ارومیه را آنچنان به خود جذب کند.

اما حوادث پیش آمده و عدم حضور نامزدهای اصلی کردزبانان در انتخابات گذشته باعث شد او یکباره با کسب ۶۰ هزار رای و با قرارگیری در رتبه هشتم از ارومیه تا حدودی نامش مطرح شود.

علوی به پشتوانه‌ آراء دوره دهم خود آرزوی نشستن بر روی صندلی سبز بهارستان را در دوره یازدهم جستجو می‌کند و در روز اول ثبت نام به عنوان اولین نفر (البته این موضوع با توجه به نقص مدارک قاضی‌پور برای وی تحقق یافت) توانست ثبت نام خود را در فرمانداری ارومیه تکمیل کند.

علوی دانشجوی دکترای ریاضی می باشد و مدتی به عنوان دبیر ریاضی در مدارس بخش سیلوانا مشغول به فعالیت بوده است؛ او از سال ۱۳۹۰ با اخذ مدرک کارشناسی‌ارشد در دانشگاه‌های ارومیه بصورت حق التدریسی مشغول به تدریس می‌باشد.

اما حال که او نسبت به دوره دهم شناخته شده‌تر است با چالش‌های بیشتری مواجه خواهد بود. یکی از این چالش‌ها مربوط به شعار انتخاباتی او در دوره قبل با عنوان “ایجاد اشتغال برای جوانان با جذب سرمایه‌گذار” است.

حال با وجود گذشت چهار سال واکنش جوانان و نخبگان شهر به ویژه هم‌زبانان او به این شعارش با طرح مباحث زیر روبروست:

۱- آیا شما در طی چهار سال گذشته به عنوان یک جوان صاحب ایده‌ چند طرح اشتغال‌زایی را مدیریت نموده‌ای(فارغ از نتیجه)؟

۲- در این ۴ سال با چند سرمایه‌گذار دیدار نموده‌ای و با آنها برای سرمایه‌گذاری و ایجاد کسب و کار در ارومیه رایزنی کرده‌ای؟

۳- آیا کسی که مدعی ایجاد کسب و کار، اشتغال و جذب سرمایه‌گذار است حتما باید نماینده باشد تا بتواند به این اهداف دست یابد؟!

که با توجه به بی‌جواب ماندن تمامی این سوال‌ها تا به لحظه از سوی وی باید نتیجه گرفت که مطرح‌سازی این مباحث صرفا شعار انتخاباتی‌ بدون برنامه ریزی و با هدف کسب آرای جوانان بیکار و مظلوم شهر بوده است.

اما دلیر علوی که تا قبل از انتخابات مجلس دهم یکی از افراد گمنام شهر در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی بود از فردای انتخابات به یکباره به یک چهره فعال در عرصه سیاسی بدل شد تا جایی که در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ به عنوان قائم مقام ستاد حجت الاسلام رییسی در استان انتخاب شد.

رویه‌ی سیاسی “علوی” در ۴ ساله گذشته و حضور و پذیرش مسئولیت در ستاد انتخاباتی شخصی که اکراد در مناطق حدود یک چهارم آرایشان را به او دادند، به نظر می رسد که شکافی عمیق بین علوی و بدنه‌ همزبانانش ایجاد کرده است.

طبق اذعان تحلیلگران انتخاباتی و با توجه به این مهم که شاکله اصلی رای او نیز از قومیت خود یعنی کردها بوده است باید گفت که رویه سیاسی طی ۴ سال و حضور نامزدهای مطرح کرد زبان در این دوره از انتخابات سبب می شود که دیگر اقبال دوره قبل را دارا نباشد.

با حضور افراد مطرحی نظیر “خان احمد زاده” و “عابد فتاحی” در بین کرد زبانان که به نظر اهل فن، سبد رای پرتری دارند، به نظر می رسد سید دلیر کار سختی در پیش دارد.

اما ۶۰ هزار رای او با وجود ناشناس بودنش در انتخابات گذشته، زنگ خطری برای رقیبانش محسوب می شود؛ او در دوره گذشته نتوانسته بود آنطور که باید از ظرفیت رسانه ها برای شناساندن خود بهره ببرد‌ که بنظر می رسد در این دوره از انتخابات این گونه نخواهد بود.

به زودی سایر نامزدهای انتخاباتی نیز مورد تحلیل قرار می گیرند.

 

 

مجید محمدی (او رد صلاحیت شده است)

محمدی اصالتا اهل شهرستان خوی است و از سال ۱۳۷۰ باقبولی در رشته فیزیک دانشگاه ارومیه از خوی به ارومیه آمده و در شهر ارومیه سکونت دارد.

او کارشناسی فیزیک از دانشگاه ارومیه و همچنین کارشناسی رشته علوم سیاسی از دانشگاه آزاد تهران، ارشد رشته‌های علوم سیاسی از دانشگاه مازندران(بابلسر)، روابط بین الملل از دانشگاه آزاد تهران و دکتری رشته مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران دارد و دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه آزاد تبریز می‌باشد.

محمدی که از رزمندگان و جانبازان هشت سال جنگ تحمیلی و دوران دفاع مقدس می‌باشد، از سال ۱۳۷۵ دبیری مجمع نیروهای خط امام در استان آذربایجان غربی را عهده‌دار بوده وی همچنین طی سالهای اخیر عضو شورای مرکزی این جمعیت نیز می‌باشد.

وی از سال ۱۳۷۵ با ورود اصلاح طلبان به صحنه سیاسی کشور فعالیت‌های سیاسی خود را بطور جدی‌تر پیگیری کرده و در این سالها در ستاد سید محمد خاتمی در ادوار هفتم و هشتم ریاست جمهوری، مهدی کروبی دوره نهم، میرحسین موسوی دوره دهم و همچنین حسن روحانی ادوار یازده و دوازده مسئولیت‌های ملی و استانی را عهده‌دار بوده است.

محمدی هم اکنون به عنوان یکی از اعضای هیئت رئیسه شورای عالی اصلاح طلبان استان آذربایجان‌غربی فعالیت دارد؛ البته شورایی که خیلی از سران اصلاحات آذربایجان غربی منتقد آن هستند.

محمدی که تا به امروز هنوز موفق به کسب صلاحیت نگردیده است، بعید به نظر می رسد که در مدت باقی مانده صلاحیت خود را کسب کند.

 

 

محمد علیپور رحمتی (او تایید صلاحیت شده است)

“علیپور” نماینده مردم ماکو، شوط، پلدشت و چالدران در نهمین دوره مجلس شورای اسلامی بود. وی در این دوره به عضویت در یکی از حساس‌ترین کمسیون‌های مجلس شورای اسلامی یعنی کمسیون اقتصادی مجلس درآمد.

علیپور ۵۷ ساله دارای مدرک کارشناس ارشد مدیریت دولتی است.

وی که اصالتا اهل شهرستان چالداران می باشد، در سوابق مدیریتی خود ریاست بر اداره اطلاعات و امنیت ماکو را در کارنامه خود دارد؛ لازم به ذکر است که او با سمت مدیرکل امنیتی استانداری آذربایجان‌غربی در سال ۱۳۹۰ بازنشسته شده است.

یکی از آرزوهای مردم شمال آذربایجان غربی ایجاد منطقه آزاد در این منطقه بود که همین موضوع اصلی ترین شعار انتخاباتی وی در رقابت های نهمین دوره انتخابات مجلس بود.

او توانست در آغازین ماه‌های دوره‌ حضورش در مجلس شورای اسلامی این آرزوی مردم شمال آذربایجان غربی را جامه‌ی عمل بپوشاند؛ همین موضوع باعث محبوبیت او در میان مردم ماکو و شناخته شدن وی به عنوان نماینده‌ای عملگرا گردید.

“علیپور” در ادامه دوره نمایندگی خود نیز به توسعه منطقه آزاد ماکو و شهرهای مختلف این منطقه که در واقع شهرهای حوزه انتخابیه وی بودند با شتابی زایدالوصف پرداخت و در طول مدت کوتاه توانست تغییرات اساسی و زیربنایی مثبتی را در مقایسه با گذشته در این منطقه رقم زند.

از مهمترین اقدامات وی در جهت توسعه منطقه آزاد تصویب طرح فرودگاه ماکو، تامین اعتبار، تکمیل و افتتاح این پروژه در طی دوره چهارساله نمایندگی وی بود اقداماتی که در دوره نماینده بعدی ماکو دیگر نمونه‌اش کمتر دیده شد. البته باید اذعان کرد که ارتباط مناسب وی با مدیران‌دولت روحانی سبب شد تا دولت در اختصاص بودجه به این منطقه توجه ویژه ای داشته باشد.

“علیپور” برای دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی اسب خود را زین کرده تا از ارومیه وارد میدان گردد؛ او در این دوره با حضور در فرمانداری ارومیه ثبت نام نمود، امری که از طرف دیگر نماینده اسبق ماکو “محمد عباسپور” نیز مسبوق به سابقه است. عباسپور در دوره هفتم بعد از دو دوره متوالی نمایندگی ماکو از ارومیه ثبت نام کرد و توانست به مجلس راه یابد.

اما “علیپور” برای انتخابات یازدهم دو سناریو پیش روی خود دارد، سناریو اول اینکه در ارومیه بماند که با توجه به برخی شرایط خاص کار دشورای پیش رویش خواهد بود؛ البته هرچند که صحنه رقابت با توجه به حذف و رد صلاحیت چهره‌های مطرح برای افرادی همچون علیپور محیاتر گشته اما همچنان افرادی با سابقه بومی در صحنه ارومیه کم نیستند که او باید با آنها رقابت کند.

سناریو دوم این است که او رد صلاحیت فروزان و عین الله شریف پور را مد نظر قرار دهد و پرونده کاندیداتوری خود را به ماکو انتقال دهد و در آنجا به ادامه کار بپردازد. این امر با توجه به کاستی‌های چهار سال اخیر که در ماکو نسبت به زمان وی وجود داشته است، عطش و اشتیاق فراوانی را در مردم این حوزه انتخابیه برای وی به وجود آورده واین امر می‌تواند نوید پیروزی بزرگ را برای وی داشته باشد.

اگر او به ماکو منتقل شود باید به این باور رسید که فروزان دیگر امیدی به تایید صلاحیت خود ندارد؛ البته همانطور که پیش تر در انعکاس نو گفته شد، اخذ صلاحیت برای فروزان کمی دشوار است و حتی اگر او موفق به اخذ صلاحیت اش شود، مردم منطقه اقبالی آنچنانی به آن ندارند چرا که او یک غیر بومی برای شمال آذربایجان غربی است.

نباید فراموش کرد که علیپور با کسب بیش از ۳۷ هزار رای در دوره نهم انتخابات مجلس همچنان رکوردار آرا در حوزه انتخابیه ماکو، شوط، پلدشت و چالدران می‌باشد.

باید منتظر ماند و دید که او طی روزهای آتی کدامین یک از سناریوها مطرح شده را برای ادامه رقابت در صحنه یازدهمین دوره انتخابات مجلس بر خواهد گزید و آیا در ارومیه می‌ماند یا به ماکو میرود؟

 

 

حسین سلطانی (او تایید صلاحیت شده است)

“سلطانی” یکی از نیروهای ارزشی، انقلابی و بازنشسته سپاه پاسداران در رده فرماندهی است. نزدیکان وی در باب شخصیت فردی، او را متدین و دیندار توصیف می‌کنند.

“سلطانی” ۵۱ ساله ارشد مطالعات منطقه‌ای (زیرشاخه علوم سیاسی و روابط بین الملل) دارد و دانشجوی دکتری این رشته می‌باشد. او در دانشگاه‌های مختلف ارومیه در حال تدریس است.

وی در محافل سیاسی ارومیه به مزاج تند و اظهار نظرات جنجال برانگزش شناخته می‌شود. برخلاف شناختی که قبلا از او به عمل آمده، اخیر نشان داده که به راحتی می تواند در برخی محافل به منتقدان سیاسی خود که با وی اختلاف سلیقه دارند، انگ‌های سیاسی همچون ضد انقلاب زند.

او در دهمین دوره انتخابات مجلس نیز از حوزه انتخابیه ارومیه کاندید بود ولی با کسب آرای بسیار پایین(کمتر از 5 هزار رای) مواجه گردید و نتوانست توفیقی در جلب آرا مردم بیابد.

او در دوره گذشته در عکس پوستر انتخاباتی خود با چفیه‌ای برگردن و نهج‌البلاغه‌ای بردست حاضر شد.

تعداد آرای پایین وی که با نمادهای دینی و انقلابی در صحنه حاضر بود، باعث گردید که از سوی قشر ارزشی شهر و همفکران‌اش که او را در انتخابات حمایت می کردند، با هجمه و واکنش‌های فراوان مواجه شود.
آنها تا جایی پیش رفتند که او را به دلیل عدم موفقیت در کسب اعتماد و آراء مردمی خصوصا در جبهه انقلاب باعث سرخردگی خود و گروه‌های ارزشی عنوان کردند.

سلطانی که از لحاظ مشی سیاسی شخصیتی ارزشی و فراجناحی شناخته می‌شود یا شاید هم بهتر است بگوییم می‌شد، به تازگی وارد برخی از صف‌بندی‌ها و جناح بندی‌های سیاسی خاص که اغلب به سهمگیری و سهم خواهی در صحنه سیاسی شهره هستند، شده است.

گفتنی است که برخی افراد حاضر در این گروه‌ها و جناح‌های مذکور به هیچ عنوان سنخیتی با پیشینه‌ی او که شخصیتی ارزشی و متدین بوده نداشته و ندارد.

حضور او در چنین جمع‌هایی این سوال را در ذهن متواتر می‌کند که آیا او نیز برای ورود به صحنه‌هایی سیاسی همچون مجلس از اعتقادات و ارزش‌های خود عبور خواهد کرد و اخلاق را در رقابت کنار خواهد گذاشت؟البته نگارنده معتقد است نیت پاک وی همواره برهمگان آشکار بوده است و امید است این نیت پاک خدشه دار نشود.

اما او که در دوره قبل موفقیت چندانی در کسب آرا نداشت در دوره یازدهم و درحالیکه اعلام کرده بود، قصد شرکت در انتخابات مجلس یازدهم را ندارد و از انتقاد حامیان خود در دوره گذشته دلگیر بود؛ به یکباره با حضور در فرمانداری ارومیه ثبت نام کرد و وارد گود انتخابات شد.

وی پس از ثبت نام در انتخابات مجلس بیانیه معصون به ۱۲ نفر کاندید را به عنوان یکی از امضا کنندگان در حمایت از ائتلاف مردمی نیروهای انقلاب(شانا)، در تاریخ ۲۷ دی ماه ۱۳۹۸ امضا نموده و حمایت خود از نامزدهای معرفی شده از سوی این ائتلاف را بیان کرد؛ باید منتظر ماند و دید که این بیانیه و تصمیات آتی شانا چقدر در ماندن یا نماند سلطانی در صحنه انتخابات تاثیرگذار خواهد بود.

وی هم اکنون یکی از اعضای فعال “شانا” است؛ البته پیش بینی می شود با تایید صلاحیت برخی از چهره های شاخص به ظاهر اصولگرا که مورد تایید سیاسیونی از جنس سلطانی ها (اصولگرایان واقعی) نیستند؛ او با “شانا” بر سر قرار گرفتن این افراد در لیست به مشکل برخواهد خورد.

هر چند پیش‌بینی در رابطه با انتخابات، آنهم در ارومیه بنیان علمی ندارد اما با توجه به سابقه‌ سیاسی و انتخاباتی او را نمی‌توان در زمره‌ نامزدهای مطرح ارومیه به شمار آورد؛ به همین دلیل احتمالا او از حضور در رقابت های انتخاباتی در روزهای منتهی به رای گیری کنارگیری خواهد کرد.

 

 

صلاح خان احمدزاده (او تایید صلاحیت شده است)

رییس اسبق و مستعفی دانشگاه آزاد واحد مهاباد است که بین سال های ۸۸ تا آذر ۹۸ و به مدت ۱۰ سال تصدی‌گری ریاست این دانشگاه را بر عهده داشت.

وی طی بیانیه ای اعلام کرد که برای حضور در یازدهمین دوره انتخابات مجلس استعفا می دهد.

لازم به ذکر است استعفای وی با توجه به بیان صریح قانون در این رابطه غیر ضروری بود؛ البته استنباط کارشناسان از استعفای او حضور مداوم در ارومیه و صرف وقت بیش تر به تبلیغات محلی و بازدید از مناطق می باشد.

“خان احمدزاده” یکی از نامزدهای دوره گذشته مجلس شورای اسلامی از حوزه ارومیه نیز بود که با وجود دریافت صلاحیت از سوی شورای نگهبان طی اتفاقی نادر در اولین روز آغاز زمان قانونی تبلیغات یعنی ۲۹ بهمن ۱۳۹۴ و در حالیکه ستاد او شب گذشته به طور رسمی افتتاح شده بود به ناگاه با رد صلاحیت مواجه گردید و محل ستاد او از سوی ماموران انتظامی حاضر پلمپ شد.

به نظر می رسد حمایت‌هایی که در دوره دهم انتخابات مجلس و حتی پس از ردصلاحیت اش از وی انجام گرفت او را ترغیب به حضور دوباره در گود انتخابات کرده تا وی در روز جمعه ۱۵ آذرماه ۱۳۹۸ با حضور در محل فرمانداری ارومیه نسبت به ثبت نام خود برای انتخابات مجلس یازدهم اقدام کند.

خان احمدزاده ۴۹ ساله دکتری شیمی دارد. وی متولد روستای الواج ارومیه بوده و حدود به ۲ دهه است به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد مهاباد مشغول به فعالیت می‌باشد. او طی سالهای مذکور در شهر مهاباد سکونت داشته است.

یکی از اصلی‌ترین چالش ها و انتقاداتی که نسبت به او از سوی کردهای هم زبانش وارد است مربوط به عدم سکونت او طی سالیان اخیر در ارومیه می‌باشد.

از دید منتقدان، وی طی این سال ها ارتباط چندان موثری با ارومیه نداشته و نوعی عدم شناخت نسبت به ارومیه در او وجود دارد که سبب شده در درک مشکلات کم توان و حتی ناتوان باشد.

خان‌احمدزاده تا به امروز جزء سه نامزد مطرح میان اکراد است که از حوزه انتخابیه ارومیه موفق به کسب صلاحیت خود گردیده است.

اما مساله اصلی و نگرانی طرفداران او به رد صلاحیت پسین خان احمد زاده در انتخابات گذشته است؛ این عدم اعتماد ممکن است بخشی از سبد رای او را به سمت سایر نامزدهای همزبانش سوق دهد.

باوجود تمامی این اوصاف او شاید به اندازه دوره دهم از سبد آرا بالا و نجومی برخوردار نباشد ولی همچنان در جرگه‌ی نامزدهای مطرح و رای‌آور قویمت کرد زبان محسوب می‌شود که می‌تواند تاثیر بسزایی در رقم زدن نتیجه‌ی حوزه انتخابیه ارومیه داشته باشد.

 

 

محسن امامی قشلاق (او تایید صلاحیت شده است)

“امامی” دارای پروانه وکالت پایه یک دادگستری آذربایجان‌غربی می‌باشد. همچنین وی در برخی از دانشگاه‌های(آزاد و غیرانتفاعی‌ها) ارومیه نیز به عنوان مدرس مشغول به تدریس است.

امامی ۳۵ ساله که به امر وکالت اشتغال دارد، در میان مردم به عنوان وکیلی مجرب و شناخته شده ای نیز مطرح نمی‌باشد. این امر را می‌توان از تبلیغات‌های فراوان محیطی او در سطح شهر که برای جذب مشتری نصب شده است نیز به راحتی تشخیص داد.

وقتی که به پرونده‌های مهم قضایی استان می‌نگریم نیز نمی‌توان ردپایی آنچنانی از او یافت.

امامی در دوره دهم مجلس شورای اسلامی یکی از نامزدهای انتخابات مجلس از حوزه انتخابیه ارومیه بود. از او در این دوره به عنوان یکی از گمنام‌ترین نامزدهای مجلس یاد می‌ شود که حتی ثبت نام وی نیز فروغ و جلوه‌ای خبری به خود نگرفت.

صلاحیت وی در سال ۱۳۹۴ طی انتخابات دوره دهم مجلس شواری اسلامی مورد تایید شورای نگهبان واقع شد و درحالیکه کد انتخاباتی ۱۲۴۶ نیز برای وی صادرگردید، او در روزهای منتهی به آغاز فرصت قانونی تبلیغات انتخاباتی از حضور در ادامه رقابت انصراف داد.

پس از انصراف از آوردگاه مجلس دهم که بنظر می رسد مهمترین دلیل آن عدم وجود پایگاه رای قابل قبول بوده باشد، انتظار می رفت که او در پنجمین دوره انتخابات شوراها حضور یابد؛ اما چنین نشد و او که سودای رسیدن به بهارستان را در طی چهارسال اخیر در ذهن خود پرورانده بود برای مجلس یازدهم ثبت نام نمود و بار دیگر وارد گود انتخابات مجلس شد.

هرچند که معتقدیم امامی کار درستی در انصراف از انتخابات مجلس دهم انجام داد، اما اقدام او در انصراف آنهم در فاصله‌ی کوتاه مانده به رای گیری انتخابات گذشته مجلس، دوستان و خویشانی که در اطراف این نامزد بودند را نیز نسبت به ثبات رای و دوام فکری او در تصمیم‌گیری مورد تردید قرارداد.

البته بعید نیست که این نامزد انتخاباتی همچون گذشته بار دیگر در روزهای آتی و منتهی به انتخابات انصراف داده و صحنه انتخابات را ترک نماید.

طبق گزارشات رسیده از مخاطبان و شهروندان به انعکاس‌نو او در این دوره، تبلیغات زود هنگام خود را با عنوان موسسه حقوقی و برگه‌هایی تحت عنوان مشاوره حقوقی رایگان که در آن عکسی انتخاباتی و نامتعارف که بیشتر این تراکت را به پوستر انتخاباتی شباهت داده، شروع نموده است.

این موضوع طی گزارش‌های متعدد به انعکاس‌نو اطلاع داده شده که طی آخرین گزارش این اتفاق امروز جمعه ۱۱ بهمن ماه نیز در شهرک بهداری ارومیه رخ داده که تراکت های پخش شده موجب اذیت و آزار همشهریان شده است.

اما در کل باید در این دوره نیز “محسن امامی” را جزء نامزدهای ناشناخته و گمنامی به شمار آوریم که جز کاندیدهای شاخص نیست. البته پیش بینی میشود او نیز به این موضوع واقف است. شاید هم این انتخابات برای وی نیم نگاهی به انتخابات ۱.۵ سال آینده شوراها باشد.

 

 

عابد فتاحی (او تایید صلاحیت شده است)

“فتاحی” متخصص جراحی پزشکی بیماری‌های چشم از دانشگاه استانبول کشور ترکیه است. وی یک دوره‌‌ چهارساله نیز به عنوان ریاست سازمان نظام پزشکی آذربایجان غربی فعالیت کرده است.

او به عنوان یک چشم پزشک حاذق در میان مردم استان علی الخصوص کرد زبانان، شناخته می شود.

او در دوره هفتم و نهم نماینده مردم ارومیه در خانه ملت بود.

اما از بعد شخصیتی او را نمی‌توان چهره‌ای کنشگر در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی لااقل قبل از نمایندگی دور هفتم مجلس دانست. بسیاری از سیاسیون او را چهره‌ای منفعل در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی می‌دانند.

انفعال او در صحنه‌های سیاسی و اجتماعی منطقه تا قبل از پیروزی در مجلس هفتم به اندازه ای بود که برخی ها توفیق او در مجلس هفتم را خوش شانسی او می دانند.

به این ادعا اینگونه می پردازیم که در رقابت های انتخاباتی دوره هفتم، “کریم فتاح پور موانه” نماینده کرد زبان ارومیه در مجلس ششم موفق به کسب صلاحیت خود نگردید و فتاحی به سبب تشابه اسمی که با وی داشت توانست به عنوان جایگزین او در دوره هفتم با کسب آرای قومیتی از اکراد به عنوان نماینده ارومیه آنهم در دور دوم وارد مجلس شورای اسلامی شود.

حتی شخص “عابد فتاحی” نیز به این موضوع اذعان کرده است؛ تا جایی که او در مراسمی که توسط انجمن‌ها و تشکل‌های دانشجویی دانشگاه آزاد ارومیه در اسفند ماه ۱۳۹۴ ترتیب داده شده بود خود به این موضوع معترف شده و عنوان می‌دارد:
“تا روزهای پایانی ثبت نام در دوره هفتم انگیزه و تصمیمی برای ثبت نام نداشتم؛ در ساعات پایانی خانمی به عنوان بیمار به بنده مراجعه و من را نماینده ارومیه خطاب کرد؛ ولی من واکنش نشان داده و گفتم که من فتاحی هستم و نماینده ارومیه فتاح‌پور است ولی آن خانم توجیه نشد و عنوان کرد که الله و بالله شما نماینده‌ی ارومیه‌اید و همین سبب شد تا به یکباره اشتیاق به ثبت نام پیدا کنم.

وی که در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی نماینده‌ مردم ارومیه بود برای دوره هشتم مجلس ثبت نام نکرد و علت این امر را خستگی و نیاز به استراحت عنوان نمود. این در حالیست که کارشناسان دلیل این امر را عملکرد ضعیف او و نارضایتی‌هایی که در میان مردم علی الخصوص اکراد ارومیه نسبت به عملکردش وجود داشت، می‌دانند.

اما او همیشه به صندلی سبز بهارستان از خود علاقه نشان داده است. وی بار دیگر در دوره نهم انتخابات مجلس ثبت نام کرد و وارد گود رقابت شد. رقابتی که البته با حوادث پیش آمده طوری رخ داد که در این دوره او تنها نامزد کرد زبان تایید صلاحیت شده در حوزه انتخابیه ارومیه بود و توانست به لطف این موضوع با کسب ۱۱۴ هزار رای برای بار دوم راهی مجلس شود.

اما رویاهای او در بهارستان دهم به کابوس تبدیل شد؛ انتخابات دوره دهم را باید برای وی انتخاباتی متفاوت با ادوار گذشته توصیف کنیم. او باتوجه به اطلاع از عدم محبوبیت و پایگاه مردمی خود، ابتدا قصد داشت در این دوره نیز سناریو دوره هشتم را تکرار کرده و از ثبت نام خودداری کند؛ اما به یکباره و در آخرین ساعات فرصت قانونی ثبت نام با مشورت گروهی به “اصطلاح اصلاحطلبان” استان با حضور در محل وزارت کشور و نه در فرمانداری ارومیه برای مجلس دهم ثبت نام کرد.

در آن دوره برخی ها با دستمایه نمودن عنوان اصلاح طلبی لیستی جعلی را در مقابل لیست اصلی جریان فائقه اصلاح طلبان (لیست امید) در استان طراحی نموده و او را به عنوان یکی از سه نفر لیست خود معرفی نمودند. لازم به توضیح است که او در این لیست در کنار شخصی چون مصطفی فروزان قرار گرفت.

وی در دهمین دوره انتخابات مجلس با از دست دادن بیش از پیش پایگاه مردمی و در انتخاباتی که اکراد چندین گزینه‌ی دیگر نیز برای حمایت داشتند؛ با کسب ۲۱ هزار رای در جایی بهتر از عنوان دوازدهم قرار نگرفت؛ او در در میان نامزدهای کردزبان نیز به جایگاهی بهتر از چهارم دست نیافت.

اما باید اذعان کرد که کلیپ های منتشر شده از وی در شبکه های اجتماعی از درگیری فیزیکی اش با جریان پایداری و افراطی که در تلاش برای قطع نطق علی مطهری در مجلس بودند، نشان داد که او در برهه هایی خاص بسیار شجاع بوده است.

حضور برادر او یعنی عادل در چهار دوره متوالی شورای شهر ارومیه نیز پشتوانه ای قابل تحلیل برای وی ایجاد کرده است.

در دوره یازدهم نیز با توجه به شرایط حاضر و رد صلاحیت بسیاری از چهره های رای آور کرد زبان، او از نامزدهای کرد زبان با شانس پیروزی محسوب می شود. البته هرچند نباید شکست سختی که مردم در دوره قبل به وی تحمیل نمودند را فراموش کرد؛ ولی او همواره یکی از اخلاق مدارترین نماینده هایی است که ارومیه تاکنون به خود دیده است.

 

 

خیبر شریفی (او رد صلاحیت شده است)

شریفی” که با لقب کربلایی “خیبر شریفی” شناخته می‌شود از مداحان و فعالان هیات های مذهبی در شهرستان ارومیه به شمار می‌آید که البته تا به این‌لحظه برای حضور در یازدهمین دوره انتخابت مجلس رد صلاحیت شده است!

شریفی ۴۰ ساله کارشناس ارشد حقوق سیاسی و آسیب های اجتماعی دارد. وی هم اکنون به عنوان دبیر نظارت بر هیات های مذهبی استان فعالیت می‌کند.

او که از لحاظ مشی سیاسی اصولگرا و در جناح بندی وابسته به جبهه پایدرای بشمار می‌رود از اعضا ستاد احمدی‌نژاد در ادوار نهم و دهم انتخابات ریاست جمهوری نیز بوده است.

وی در ایام جوانی و طی دولت اول احمدی‌نژاد در سازمان همیاری شهرداری‌های استان آذربایجان غربی به عنوان رییس حراست این سازمان فعالیت داشت.

برخی شنیده ها حاکی از این است که آقای مدیر حراست در آن دوره دیپلم داشته و بعد از انتصاب به این سمت در دوره فراگیر پیام‌نور رشته حقوق ثبت نام می‌نماید. البته این قبیل از انتصابات در دوران دولت‌های نهم و دهم و از میان اعضای ستاد انتخابات رئیس جمهور وقت بسیار مسبوق به سابقه بوده است.

پس از همیاری ارومیه او به عنوان مشاور جوان همایون هاشمی(مدیرکل وقت بهزیستی آذربایجان غربی) در سازمان بهزیستی استان منصوب گردید.

پس از عظیمت دکتر هاشمی به تهران و جلوس برکرسی کشوری ریاست سازمان بهزیستی، نام او در میان افراد مطرح برای مدیرکلی بهزیستی آذربایجان غربی به میان آمد که البته طبق ادعای برخی منابع آگاه با مخالفت شدید همفکرانش همراه شد و دست او از میز مدیرکلی این سازمان خدماتی و تخصصی باز ماند. برخی ها بزرگترین مخالف وی در این موضوع را استاندار وقت آذربایجان غربی که همفکرش بود، می دانند.

او مدتی نیز ریاست کانون فرهنگی مسجد عمار ارومیه را نیز عهده‌دار بوده است.

شریفی در طی انتخابات‌ مختلف مسئولیت ستاد افرادی چون حجت الااسلام عسگر دیرباز نماینده مجلس خبرگان رهبری از آذربایجان غربی را برعهده داشته است. او در سال ۱۳۹۶ مدتی در ستاد رییسی نیز فعال بود که پس از اختلافات رخ داده به سمت ستاد قالیباف کوچ کرد.

وی با وجود مشی سیاسی اصولگرا از نوع جبهه پایداری تا به امروز موفق به کسب صلاحیت خود نگردیده است؛ البته با توجه به سابقه فعالیت او در حراست و ستاد های افراد پر نفوذ، رد صلاحیت او کمی معنادار بوده و به احتمال زیاد تغییری در وضعیت اش تا ۲ اسفندماه حاصل نخواهد شد.

حتی احمدی نژادی ها نیز او را در لیست منتسب به خود قرار ندادند!

طبق اخبار رسیده او با خبرنگاران همفکرش نیز به اختلاف برخورده و کار به جایی کشیده که برخی از این خبرنگارهای اصولگرا، قرارداد تبلیغاتی خود با این نامزد انتخاباتی را که به آن عمل نشده، به شورای نگهبان ارسال کرده و شکایت قضایی انجام داده اند.

وی یکی دیگر از امضا کنندگان گروه ۱۲ نفری نامزدان حامیان شانا در ارومیه می‌باشد که البته فاصله‌ی زیادی با لیست اصلی این جریان دارد که در صورت اخذ صلاحیت نیز اگر بنا به وفای به عهد کند با قرار نگرفتن در لیست شانا باید صحنه را به نفع نامزدهای مورد حمایت این جریان ترک نماید.

مطمئنا گرایش های فکری نزدیک به جریان دولت و اصلاح طلبان به هیچ وجه او را به عنوان نامزد مورد نظر انتخاب نخواهند کرد و همچنین با توجه به عدم مقبولیت وی در بین جریان اصولگرا و همفکرانش، نباید شریفی را در زمره نامزدهای مطرح دوره یازدهم مجلس ارومیه به شمار آوریم.

 

 

گلشن نوروزی (او تایید صلاحیت شده است)

او یک بانوی نویسنده و اهل ارومیه می‌باشد. وی مدیر مسئول و صاحب امتیاز انتشارات “گلشن حایاتی” است و چندین چند کتاب با موضوعات تاریخی و اخلاق اسلامی تا به امروز تالیف و به چاپ رسانیده است.

نوروزی ۵۱ ساله که دارای تحصیلات حوزوی می‌باشد در رشته تاریخ تمدن و ملل اسلامی دارای مدرک دکتری است.

نوروزی نویسنده کتاب تاریخی ارومیه در غبار است. این کتاب مضمونی تاریخی با اشاره به سرگذشت ارومیه در سیر تاریخی قرن اخیر دارد. عده‌ای با توجه به مطالب این کتاب او را شخصیتی هویت طلب معرفی نموده‌اند.

نوروزی همواره بر مسائل مربوط به زنان تاکید عجیبی دارد. این حساسیت او را در نوشته‌ها و بیان وی می‌توان به راحتی درک نمود. با نگاهی به وبلاگ شخصی وی که پیشتر برای انتخابات مجلس دهم تنظیم شده بود، این موضوع به وضوح درک می شود.

این بانوی ارومیه ای در دهمین‌دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز از حوزه انتخابیه ارومیه وارد گود انتخابات شد که با کسب ۵ هزار رای در جایگاه بیستم قرار گرفت.

طبق شنیده‌ها و اخباری که در اسفند ماه ۱۳۹۴ منتشر شد، در روزهای قانونی تبلیغات انتخاباتی مجلس دهم حواشی‌ای پیرامون درگیری اعضا ستاد او با اعضا یکی از نامزدهای دیگر که اتفاقا در آن دوره نماینده مجلس شد، سبب حاشیه های فراوانی گردید.

نوروزی که در انتخابات مجلس دهم نتوانسته بود به توفیقی دست یابد در اولین انتخابات پیشروی پس از این انتخابات یعنی شورای شهر پنجم نیز اقدام به کاندیداتوری کرد.

وی در پنجمین دوره انتخابات شورای شهر نیز نتوانست موفق شود؛ البته از تعداد آرای وی در این دوره اطلاعات دقیقی در دست نیست.

اما وی با وجود تمامی ناکامی‌ها در ۲ انتخابات فوق‌الذکر بار دیگر برای حضور در انتخابات مجلس در دوره یازدهم اقدام نمود و با حضور در محل فرمانداری ارومیه ثبت نام خود را برای این دوره انجام داد و صلاحیت نیز گرفت.

وی دارای مشی و خط فکریی اصولگرایانه می‌باشد.

نوروزی یکی دیگر از امضا کنندگان و تنها بانوی گروه ۱۲ نفری نامزدهای حامی شانا در ارومیه می‌باشد که البته نتوانسته خود در لیست اولیه این جریان قرارگیرد. حال باید منتظر بود و دید که آیا او با قرار نگرفتن در لیست شانا صحنه را به نفع نامزدهای مورد حمایت این جریان ترک خواهد نمود؟!

 

 

سید احمد غفاری قره‌باغی (او تایید صلاحیت شده است)

“حجت الاسلام قره باغی” روحانی و تحصیل کرده حوزه و دانشگاه می‌باشد. وی هم اکنون در مقام استاد و پژوهشگر حوزه و دانشگاه مشغول فعالیت است.

او فرزند مرحوم آیت الله میر علی اکبر غفاری قره‌باغی می‌باشد. پدر مرحوم او نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی مردم ارومیه و همچنین نماینده مجلس خبرگان رهبری از استان آذربایجان‌غربی در ادوار سوم و چهارم بوده است.

مرحوم آیت الله قره باغی در ۸۰ سالگی و در اواسط سپری نمودن دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری در ۸ فرودین ۱۳۹۱ پس از تحمل مدت طولانی بیماری سرطان در شهر مقدس قم دارفانی را وداع گفت.

حاج احمد که از ابتدا در خانواده‌ای روحانی و متدین متولد شده بود در بیت پدر بزرگوار خود پرورش و تعلیم یافته و به علوم دینی علاقه‌مند و در نهایت با شوقی فراوان به فراگیری علوم دینی وارد حوزه علمیه قم شد.

این روحانی جوان همانند پدر خود که از شاگرادن حضرت امام (ره) بوده دروس حوزه را نزد اساتید بزرگواری همچون مرحوم آیت الله بهجت و مرحوم آیت الله لنکرانی فراگرفته و در محضر آنان شاگردی نموده است.

وی دروس حوزه را تا سطح دروس خارج فقه و اصول دنبال نموده و در کنار فراگیری دروس حوزوی از تحصیل در دانشگاه نیز غافل نبوده و در رشته فلسفه اسلامی با گرایش حکمت متعالیه موفق به کسب درجه دکتری گردیده است.

قره باغی مولف چندین مقاله و کتاب در حوزه فلسفه اسلامی می‌باشد و پژوهشگری برجسته در این حوزه به شمار می‌آید.

پدر او یکی از بانیان تاسیس بیمارستان سید الشهدای ارومیه است؛ البته برخی از منابع خبری از مخالفت اولیه خانواده مرحوم قره باغی از واگذاری این بیمارستان به دانشگاه علوم پزشکی پس از فوت پدرشان خبردادند که تایید رسمی نشده است.

وی سالیان سال ساکن قم بوده است و به دلیل عدم حضور مستمر در ارومیه مردم این شهر از او شناخت چندانی ندارند و فقط به سبب نام پدر و آنهم بیشتر در بین افراد مسن در شهر ارومیه شناخته می‌شود.

تا به قبل از ثبت نام در یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی مشی سیاسی او به دلیلی نداشتن سکونت در ارومیه و عدم حضور در محافل اجتماعی و سیاسی استان تا حدود زیادی برای فعالان سیاسی و اجتماعی نا معلوم به نظر می‌رسید.

اما وی پس از ثبت نام در انتخابات از حوزه انتخابیه ارومیه و با حضور در جمع هیات ۱۲ نفره امضا کنندگان بیانیه حمایت از شانا، مشی خود را اصولگرایی نمایان کرد.

لیکن او نشان داد برای حضور در انتخابات دو دل است! این‌روحانی جوان در میان راه با اعلام انصراف از نامزدی و سپس تصمیم دوباره برای بازگشت به گود انتخابات، نشان داد که برای ماندن و نماندن در صحنه انتخابات به قطعیت نرسیده است.

برخی از تحلیلگران سیاسی منطقه انصراف او و بازگشت دوباره‌اش به صحنه را به علت بی‌برنامگی وی برای نمایندگی مردم ارومیه توصیف می‌کنند.

وی که یکی از گزینه‌های قرارگرفته در لیست معصوم به شانا (اصولگرایان) در ارومیه می‌باشد و در این لیست کنار یک روحانی و یک چهره نسبتا گمنام دیگر حضور دارد.

“قره باغی” اصولگرا هرچند مورد حمایت برخی چهره های افراطی قرار گرفته است ولی دور از انصاف است اگر او را برخلاف هم قطارانش فردی معتدل و پایبند به اخلاق توصیف نکنیم.

 

 

سید سلمان ذاکر (او تایید صلاحیت شده است)

سید ذاکر روحانی و از قضات قوه قضائیه است. وی در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی نمایندگی مردم ارومیه در خانه ملت را عهده دار بوده است.

وی در سال های قبل از نمایندگی دوره هشتم مجلس به عنوان قاضی ناظر بر زندان مرکزی ارومیه فعالیت می‌کرد. شاید بتوان گفت که او در طول این دوران توانست در سطح جامعه شناخته شود‌، چرا که زندانیان از او خاطره های خوبی دارند.

وی در دوران مسوولیت خود در زندان مرکزی ارومیه به واسطه گشاده‌رویی در میان زندانیان و خانواده‌های آنها دارای جایگاهی خاص و از احترام نزد آنها برخودار بود؛ پایگاهی که با گذشت ۱۲ سال نیز همچنان برای وی تا حدودی باقیست.

در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی توانست در دوره اول با کسب ۶۷ هزار یعنی ۲۶ درصد آراء آن دوره در دوره‌ی اول به مجلس راه یابد.

سید ذاکر که خود از یکانیان مقیم ارومیه است، همواره از حمایت‌های یکانیان ارومیه در سبد آرا خود برخوردار بوده است؛ البته بخش دیگر و قابل توجهی از سبد آراء او نیز شامل اکراد می‌شود که علاقه بسیاری نسبت به او دارند.

وی در دوره نهم مجلس شورای اسلامی با وجود کسب ۷۶ هزار رای نتوانست به جایگاهی بهتر از پنجمی دست یابد و با توجه به اینکه در این دوره تکلیف هر سه کرسی ارومیه در دور اول انتخابات تعیین شده بود، وی نتوانست برای دومین بار به مجلس شورای اسلامی راه یابد.

ذاکر که در طی دوره چهار ساله‌ حضور در مجلس عضو کمسیون قضائی و یکی از تاثیرگذارترین اعضا این کمسیون بود، پس از دوران نمایندگی اش، از سوی رئیس کل قوه قضائیه وقت به سمت بازرس ویژه‌ قوه قضائیه منصوب گردید.

او طی دوران قرارگیری در مناصب مختلف قوه قضائیه همواره بر پایگاه رای خود افزوده است.

اما ذاکر گویا علاقه خاصی به شرکت در انتخابات دارد؛ برخی ها به او لقب محسن رضایی ارومیه را دادند چرا که همواره یک پای انتخابات بوده است. وی در دوره دهم انتخابات مجلس نیز بار دیگر وارد گود انتخابات شد؛ او در این دوره با ۶۷ هزار رای در جایگاهی بهتر از ششم نتوانست قرار بگیرد و از راهیابی به دور دوم هم بازماند و بازی برایش در دوره اول به اتمام رسید.

تعداد آرای او در دهمین دوره انتخابات مجلس نسبت به مجلس نهم که در هردو ناموفق بود، بیش از ۱۰ هزار رای کاهش یافته بود.

اما نکته قابل توجه در دوره دهم برای سید ذاکر این بود که وی با وجود قرارگیری در جایگاه ششم، از سه نامزد دیگر یعنی فتاحی، جهانگیرزاده و بازیان که در دوره نهم بالاتر از وی ایستاده بودند بیشتر رای آورده و درحقیقت توانست برخی رقبای سرسخت خود در دوره‌ نهم را اینبار در دوره دهم شکست دهد.

اوکه در ۲ دوره اخیر رقابت های انتخاباتی مجلس ناموفق بود، برای بار سوم نیز با تکیه بر رای قابل توجه خود پا به عرصه انتخابات گذاشت.

با توجه به رد صلاحیت گسترده نامزدهای انتخاباتی و رد یکی از چهره شاخص انتخابات از یکانات ارومیه، شرایط برای ذاکر که در چهار سال گذاشته همواره ارتباطات خود را با مردم ارومیه مستمرا حفظ کرده، محیاتر می‌باشد.

شایان ذکر است که وی حدود ۲سال است که با رسول اصغرزاده عضو سه دوره شورای شهر ارومیه نسبت فامیلی سببی ایجاد کرده و می‌توان گفت این چنین نیز بر سبد رای خود افزوده است. مزاح است اگر بگوییم شغل کنونی رسول اصغرزاده پدر بزرگ نوه ذاکر است.

او در سال ۱۳۸۸ و وقتی نماینده مجلس بود نامه اعدام میرحسین موسوی را در مجلس امضا کرد؛ هرچند طبق شنیده ها بعدها از برخی اقدامات خود در مجلس هشتم‌ و حمایت از احمدی نژاد پشیمان بود ولی روز گذشته با قبول حمایت حامیان احمدی نژاد از خود نشان داد که او برای کسب رای به هر دری خواهد زد.

اما بنظر می رسد او در‌ این‌دوره از انتخابات به این نتیجه رسیده که پس از ۲ دوره ناکامی، ائتلاف با حضرت پور میتواند کلید برنده او باشد.

 

 

وحید جلال‌زاده (او تایید صلاحیت شده است)

جلال‌زاده یکی از استانداران اسبق و بومی ولی همواره غیر ساکن آذربایجان‌غربی بوده است. وی در دوره ای چهارساله و طی دوران دولت دوم احمدی نژاد عهده دار این سمت بود.

از “وحید” همواره به عنوان مدیری با بینش و تفکر امنیتی یاد می‌شود؛ البته از دوران مدیریت وی در استان نیز به عنوان دوران امنیتی سازی مسائلی که از آنها باید برای فرصت سازی در ابعاد فرهنگی و … استفاده می‌شد، یاد می‌گردد.

مصداق بارز آن موضوع امنیتی شدن مطالبات احیای دریاچه ارومیه در دوران اوست که در مناظره های دانشگاهی انتخابات گذشته مجلس، بارها به آن اشاره شد. باید اذعان کرد که در دوران وی تحرکی از نهادهای مردم نهاد فعال در حوزه محیط زیست به چشم نمی‌خورد.

علاوه بر موضوع دریاچه ارومیه، اخبار مربوط به فشار او در صدا و سیما به ترکی صحبت نکردن کارمندان و اخیرا ادعای شهرداری ارومیه مبنی بر نقش #پایتخت_نشین در دستگیری هواداران والیبال ارومیه از مواردی است که هیچگاه به طور شفاف پاسخی به آنان داده نشد. (درخواست مصاحبه یک خبرنگار در این‌رابطه نیز رد شد).

یکی دیگری از نقدها به جلال‌زاده در دوران زمامداری‌اش آنهم در شرایطی که تحریم‌های کنونی هنوز وضع نشده بود و نفت بشکه‌ای ۱۲۰ دلار بر سر سفره دولت بود، تعطیلی صنایع استان در حد وسیع است.

آماری خیره‌کننده از نابودی صنایع و اشتغال‌های وابسته به صنعت از آن دوران توسط مدیران بعدی مطرح شد که جامعه را در آن زمان شوکه کرد.

در کنار این ها عدم توفیق در طرح های عمرانی ملی همچون ورزشگاه ۱۵ هزار نفری ارومیه و بیمارستان ۴۰۰ تخت خوابی خوی و نیمه تمام ماندن مسکن مهر نیز بر کارنامه او چهره ای نامناسب می بخشد.

وی در انتخابات گذشته مجلس (۹۴) در شرایطی که فقط ۲سال از دوران استانداری‌اش گذشته بود، نامزد انتخاباتی شد. او در آن دوره نیز تهران نشین بود‌.

او در دوره گذشته مجلس در تلاش بود تا حاصل دست رنج خود که در دوران استانداری اش کاشته بود را برداشت کند و باید بگوییم با روبه رو شدن با نه بزرگ مردم، این چنین نیز شد.

مردم ارومیه در آن دوره با ۴۴ هزار رای که او را در جایگاه دهم قرار میداد، از شهر بدرقه کردند.

او که از شکست در دوره گذشته بسیار سرخورده گشته بود در این‌دوره از انتخابات مجلس از حوزه انتخابیه تهران وارد این گود شد.

“وحید” که در روزهای ابتدایی گمان می‌کرد جریان سیاسی و تندرویی که بدان تعلق دارد از او برای قرارگیری در لیست تهران حمایت خواهد نمود، از ارومیه ثبت نام نکرد.

اما معادلات به گونه ای رقم خورد که وی دست از پا دراز با توصیه اطرافیانش و پس از رد صلاحیت افراد شاخصی چون قاضی پور و بهادری به ارومیه انتقالی گرفت تا باری دیگر این مدیر پرمدعا خود را در معرض آزمون مردمان دیار باکری‌ها و امینی‌ها قرار دهد.

انتظار می رفت که او در این‌دوره از انتخابات با پدر معنوی سیاسی خود یعنی علی کامیار ائتلاف کند، ولی این چنین نشد. کامیار که خانه پدری‌اش با خانه پدری وحید همسایه بود، او را در زمان مدیرکلی بر سازمان صدا و سیمای مرکز کرمانشاه به عنوان معاون پشتیبانی خودش منصوب کرد که از آن به عنوان پلکان ترقی حاج وحید یاد می شود.

نبود کمترین تعامل این ۲ نامزد انتخاباتی و یار قدیمی با یکدیگر در این دوره از انتخابات، از وجود اختلافات پشت پرده گسترده حکایت دارد.

با توجه به اینکه “وحید” به عنوان مدیرکل اسبق روابط عمومی شورای نگهبان روابط بسیار حسنه ای با اعضا این شورا دارد؛ برخی ها در شبکه های اجتماعی به نقش او در رد صلاحیت ها اشاره داشتند که با توجه به استقلال شورای نگهبان این مورد بعید به نظر می‌رسد و قابل باور نیست.

انتشار صوتی از او در چهار سال گذشته سر و صدای زیادی به پا کرد! او در سال ۹۱ با حمایت و اسطوره خواندن حضرت پور در تلاش برای بهره مندی از دستاوردهای او بود ولی امروز منافع شخصی اش ایجاب می کند که تخریب او در رقابت های انتخاباتی را در پیش بگیرد.

“وحید” به نظر میرسد حتی در برابر هم فکرانش نیز طرد شده است. او امروز مورد انتقاد جدی جوانان عدالت خواه اصولگراست و حتی احمدی نژادی های ارومیه نیز حاضر به حضور در ستادش نشدند و با حمایت از ذاکر به او پشت کردند.

اما بخت و اقبال او در دوره یازدهم نسبت به دوره دهم نیز کمتر به نظر می رسد. زیرا او که برعکس دوره دهم که از تابستان با استقرار در ارومیه برای انتخابات تلاش می‌نمود، اینبار بسیار دیر هنگام از تهران به ارومیه انتقال گرفت و عملا فرصتی برای مجلس(مجالس تعزیه و ختم‌ها) گردی‌های دوره دهم را نداشته است.

 

 

ماکو، شوط، پلدشت و چالدران*****************************************

عین الله شریف پور ( این یادداشت مربوط به قبل از رد صلاحیت وی است و به زودی به روز رسانی می شود)

از ابتدای امسال، کاندیداهای بالقوه انتخابات پیش‌رو جسته و گریخته بر فعل و انفعالات‌شان افزوده‌اند تا به صورت جدی بخت خود را به محک بگذارند؛ در این میان نمایندگان فعلی نیز از این فضا عقب نمانده و از چند ماه قبل، تحرک بیشتری گرفته و تقلاهایشان را افزایش داده‌اند که در ادامه مورد بررسی قرار می‌گیرند.

عین‌الله شریف‌پور ۴ سال قبل که مدیرکل امور روستایی و عشایری استانداری آذربایجان‌غربی را به خیال پوشیدن ردای نمایندگی مجلس حوزه انتخابیه‌ی ماکو، شوط، پلدشت و چالدران رها کرد و رفت، کمتر کسی پیش بینی می‌کرد بتواند با شکست محمد علیپور نماینده سابق این حوزه که روابط حسنه‌ای با مدیریت اسبق سازمان منطقه آزاد ماکو داشت، راهی خانه ملت شود اما او در کمال تعجب با اختلافی اندک از محرم اکبرزاده پیشی گرفت و راهی مجلس شد تا بدل به نماینده‌ای پرسروصدا برای این منطقه شود.

پس از آغاز دوره نمایندگی‌ شریف‌پور، او کم کم با حسین فروزان مدیرعامل اسبق سازمان منطقه آزاد ماکو که طی ۲ سال حضورش در منطقه توانسته بود تحول عمرانی قابل قبولی ایجاد کند به مشکل خورد.

اختلافات تا جایی پیش رفت که این دو در هر محفلی و نیز در رسانه‌ها از خجالت هم در می‌آمدند که در نهایت، قدرت نمایندگی شریف‌پور چربید و با تغییرات ایجاد شده در دبیرخانه شورای مناطق آزاد و ویژه اقتصادی و جایگزینی مرتضی بانک با اکبر ترکان، فروزان از مدیریت سازمان متبوع‌اش رفت اما به پشتوانه محبوبیتی که در طول ۴ سال حضورش کسب کرده بود، خط و نشانی اساسی برای شریف‌پور کشید و تاکید کرد که در انتخابات یازدهم مجلس شورای اسلامی در قامت کاندیدا به منطقه بازخواهد گشت!

هرچند برخی ها معتقدند اختلافات خانوادگی شریف پور با یکی از مسوولان منطقه آزاد ماکو، آغازگر درگیری وی با فروزان بود ولی مطمئنا اگر صحت نیز داشته باشد این اختلاف خانوادگی شاید نقطه شروعی برای جابه جایی وزنه‌هایی باشد که آینده این منطقه را رقم خواهد زد.

البته ضعف مدیریتی سازمان منطقه آزاد ماکو پس از فروزان نیز به نفع‌اش تمام شد که در یادداشتی دیگر به آن اشاره خواهد شد.

عباس جعفرزاده برادر سلیمان جعفرزاده نیز که اخیرا با پستی اینستاگرامی در پیج‌اش، خبر از حضورش در انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی داده است، از دیگر نامزدهای احتمالی‌ای خواهد بود که از حوزه انتخابیه ماکو، شوط، پلدشت و چالدران رقیب جدی‌تی برای شریف‌پور محسوب می شود و می‌تواند یادداشت آتی انعکاس نو را به خود اختصاص دهد.

نگارنده معتقد است که چالش های منطقه آزاد ماکو پس‌از فروزان (همچون تعریض تنها خیابان این شهر و توجه به مدیریت شهری)، محبوبیت شریف پور در منطقه را نشانه رفته و تاثیر منفی بر وی در انتخابات آتی خواهد داشت.

 

 

حسین فروزان ( این یادداشت مربوط به قبل از رد صلاحیت وی است)

شاید تا اوایل دیماه ۱۳۹۲ که به عنوان مدیرعامل منطقه آزاد ماکو معرفی شد کمتری کسی او را می‌شناخت؛ تا آنجایی که در آن ایام هنگامی که میخواستند او را در محافل سیاسی معرفی کنند، نام برادرش (کریم فروزان شهردار سال‌های دور ارومیه) را ملازم نامش می‌آوردند و این حاکی از تهی بودن سابقه مدیریتی او در سطح کلان بوده و حتی اندک سابقه او در سازمان عمران استان آذربایجان‌غربی همراه با حواشی برایش بوده و است.

فروزان‌ها علاقه خاصی به انتخابات دارند؛ آنها در دهه ۹۰ یک پای ثابت انتخابات مهم در استان بوده‌اند. کریم فروزان سال ۹۳ در انتخابات هیات والیبال شرکت کرد و برای ۴ سال ریاست پرحاشیه‌ای بر این هیات داشت. سال ۹۴ نیز فرزند او “مصطفی فروزان” کاندیدای انتخابات مجلس شورای اسلامی از ارومیه شد که با وجود قرار نگرفتن در لیست امید خود را به عنوان کاندیدای اصلاحاتی ها عنوان کرد و در یک لیست موازی با لیست امید سبب پراکنده شدن رای اصلاح طلبان شد که در نهایت در همان مرحله اول با کسب ۹۶۹۸ رای به عنوان نفر نوزدهم، از مردم ارومیه “نه” شنید! البته در همان انتخابات ۲ نامزد از لیست امید ارومیه به دور دوم‌انتخابات راه یافتند.

فروزان‌ها، هم کریم و هم حسین، امسال توامان برای انتخابات ریاست هیات والیبال استان ثبت نام کردند. پوششی بودن حسین برای کمک بر پیروزی کریم فروزان حتمی بود چه آن که در روز انتخابات نیز این اتفاق تحقق یافت و حسین به نفع برادر بزرگترش انصراف‌ داد اما برغم این کناره‌گیری، توفیقی نصیب فروزان‌ها نشد و کریم فروزان نهایتا نتیجه را سه به ۱۴ به محمد حضرت‌پور واگذار کرد.

به نظر نمی‌رسد این آخرین انتخابات فروزان‌ها در دهه ۹۰ باشد. از بیش از یک سال قبل و با برکناری از مدیریت سازمان منطقه آزاد ماکو، حرف و حدیث‌ها از کاندیداتوری حسین فروزان برای انتخابات مجلس یازدهم از حوزه انتخابیه ماکو، شوط، پلدشت و چالدران شروع شد که با انتشار خبری مبنی بر احتمال حضور محمد علیپور نماینده سابق ماکو از حوزه انتخابیه ارومیه در گود انتخابات، کاندیداتوری او نیز رنگ جدی‌تری به خود گرفته است.

روابط مَثل حسین فروزان و عین‌الله شریف‌پور نماینده فعلی ماکو را باید مثل جن و بسم‌الله دانست. شریف‌پور پس‌از روی کار آمدن “مرتضی بانک” به جای “اکبر ترکان” نهایتا به خواسته‌اش رسید و فروزان را از کرسی منطقه آزاد ماکو برچید. حتی تحلیل‌ها می‌گوید فروزان نیز بر همین مبنا و صرفا برای کنار زدن شریف‌پور وارد گود انتخابات خواهد شد.

حسین فروزان با وجود برخی توفیقات، مدیریت کم حاشیه‌ای در منطقه آزاد ماکو نداشته است که مهم‌ترین آنها نیز اعمال ماده ۲۳۶ و به نوعی اجازه قوه قضائیه جهت تحقیق و تفحص از سازمان منطقه آزاد ماکو بود که در اواخر مدیریت فروزان به وقوع پیوست و هنوز نتیجه آن معلوم نگشته و یا دست کم رسانه‌ای نشده است.

یکی دیگر از حواشی به وجود آمده برای فروزان که توسط مدیریت منصوب شده پس از او در سازمان منطقه آزاد ماکو مطرح شد، ناپدید شدن پل محور پلدشت-مرگنلر بود و البته واکنش و تکذیب شدید فروزان را در پی داشت.

در ماه‌های پایانی مدیریت فروزان در منطقه آزاد ماکو، عده‌ای از اهالی این منطقه در حمایت از وی طوماری جمع کردند که امضای برخی مسئولان این منطقه همچون امام جمعه وقت ماکو در پای آن دیده می‌شد، طوماری که به یکباره گم شد و حواشی خود را بدنبال داشت.

حسین در طول مدیریت خود در منطقه آزاد ماکو، با برخی از اهالی رسانه این منطقه نیز به در بسته خورده بود تا جایی که حتی کار به شکایت و دادگاهی شدن رسانه‌ای‌های منطقه و محکومیت‌های تعزیزی و تعلیقی آنان نیز کشید. البته برخی قراردادهای همکاری وی با رسانه های مخالف دولت نیز حاشیه ساز شده بود.

حسین هرچند یک مدیر تدبیر و امیدی محسوب می شود اما در حالت کلی با سیاسیون منطقه به ویژه ستاد انتخاباتی (۹۲) دکتر روحانی و اغلب اصلاح طلبان در منطقه روابط حسنه ای ندارد و آب‌ اصلاح طلبان با او نیز هیچ‌گاه در یک جوی نرفت که نرفت. البته برخی ها نیز به نزدیکی وی در سال ۱۳۹۲ به ستاد قالیباف اشاره هایی نیز می کنند.

فروزان به پشتوانه عملکرد دوره مدیریت‌اش در منطقه عزم کاندیداتوری کرده اما او حتما می‌داند که شوط تاثیرگذارترین شهرستان از میان دیگر شهرستان‌ها بر انتخاب نماینده مجلس در آن حوزه را دارد؛ مساله‌ای که می‌تواند در کنار ناراحتی چالدرانی‌ها از فروزان بابت عدم تلاش‌اش برای الحاق این شهرستان به منطقه آزادرماکو، پاشنه آشیلی برای فروزان باشد و او را از رسیدن به مقصودش بازدارد.

 

 

عباس جعفرزاده (او تایید صلاحیت شده است)

“جعفرزاده” نامی آشنا برای مردم شهرهای ماکو، پلدشت، چالدارن وشوط می‌باشد و تداعی‌گر نام سلیمان جعفرزاده نماینده ادوار هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی در این حوزه انتخابیه است.

“عباس” برادر کوچکتر “سلیمان جعفرزاده” رییس کمسیون اجتماعی مجلس هشتم و همچنین برادر شهید جعفر جعفرزاده از شهدای حمله تروریستی به مجلس است که در ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ رخ داد.

شهید “جعفر جعفرزاده” در زمان واقعه حمله تروریستی به مجلس مسئول دفتر”هدایت‌الله خادمی” نماینده ایذه و باغ ملک در مجلس شورای اسلامی بود.

جعفرزاده متولد ۱۳۶۱ در ماکو و با اصالتی پلدشتی می‌باشد که دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی و ظاهرا کارشناس ارشد حقوق را نیز به عنوان مدرک دوم دارا می‌باشد.

نام “عباس جعفرزاده” عجین شده با موسسه قرض الحسنه “جوانان ماکو” می باشد. وی در سال ۱۳۸۷ این موسسه را به مدیرعاملی خود و با حمایت برادر نماینده‌اش طبق ضوابط قانون قرض الحسنه در ماکو با یک شعبه تاسیس نمود.

وی در سال‌های بعد جوانان ماکو را با تاسیس شعب، ابتدا در سطح استان و سپس در استان‌های همجوار گسترش داد.

او در سال های بعد نام موسسه قرض الحسنه خود را از جوانان ماکو به مهروطن تغییر داد و گستره فعالیت این موسسه قرض الحسنه را به سطح ملی رسانید.

اما سرنوشت این قبیل موسسات قرض الحسنه که طبق قانون بانک مرکزی باید تک شعبه‌ای اداره می‌شدند و با استفاده از سکوت قانون بصورت مجموع الشعب در آمده بودند، آرام آرام به سمت ادغام با بانک ها و موسسات مجوزدار پیش رفت تا در ابتدای تیر ۱۳۹۲ نیز مهر وطن منحل و شعب آن با نام بانک قرض الحسنه رسالت به ادامه حیات خود پرداخت.

بر سر موسسه مهروطن چه آمد بگزریم. جعفرزاده به سبب مدیریت موسسه مهر وطن و اشتغال‌زایی که برای جوانان ماکویی در این موسسه ایجاد کرده بود محبوبیت خوبی میان مردم شهرستان های این حوزه انتخابیه دارد.

وی در دوره دهم مجلس نیز به عنوان آخرین ثبت نام کننده در دقایق پایانی مهلت قانونی ثبت نام برای انتخابات مجلس با حضور در فرمانداری ارومیه اقدام به ثبت نام از حوزه انتخابیه ارومیه نمود اما در ادامه و تنها با گذشت سه روز به عنوان اولین نامزد این حوزه از حضور در صحنه انصراف داد.

“جعفرزاده” به پشتوانه سرمایه اجتماعی که از طریق برادر نماینده و برادر شهید خود برای او در حوزه انتخابیه ماکو، پلدشت، چالدران و شوط وجود دارد در دوره یازدهم از این حوزه انتخابیه وارد ماراتن انتخابات مجلس شده است تا بار دیگر سرنوشت مردم این حوزه با نام نماینده‌ای دیگر از خانواده “جعفرزاده” عجین گردد.

شرایط در این حوزه انتخابیه با وجود عدم تایید صلاحیت اشخاصی همچون “عین‌الله شریف‌پور” نماینده فعلی این حوزه در مجلس برای “عباس جعفرزاده” محیاتر گشته است.

پیش بینی می شود، حتی اگر محمدعلیپور رحمتی نماینده دوره نهم ماکو که هم اکنون از حوزه انتخابیه ارومیه نامزد مجلس می‌باشد تصمیم به انتقال خود به حوزه انتخابیه ماکو شود، هیچ‌شانسی در برابر عباس جوان نخواهد داشت.

 

 

 

شاهین دژ و تکاب*****************************************

رضا حبيبي (این نامزد انتخاباتی تایید صلاحیت شده است)

“حبیبی” جوانی تحصیل کرده از نسل و تبار انقلاب اسلامی و متولد دهه شصت می‌باشد، که یکی از کارآفرینان برتر و برگزیده منطقه‌ای و کشوری محسوب می‌شود. او دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد صنایع غذایی است که هم اکنون نیز دانشجوی دکتری در این رشته تحصیلی می‌باشد.

وی در سال ۱۳۸۵ به استخدام معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه در آمد؛ اما روح قوی و مبارزه‌گر او نگذاشت که آرام بشیند و با گذشت فقط ۲ سال از استخدامش در سال ۱۳۸۷ استعفا داد تا وارد کارزار تولید شود‌.

“حبیبی” که در سال های تحصیل همواره شوق به شاهین دژ را در دل و سر داشت در قامت فردی تحصیل کرده و با عشق به ایجاد تحول با کوله باری از تجربه به زادگاهش برگشت.

طبق اخبار رسیده این جوان با وجود تمامی توصیه‌های پیشکسوتان حوزه اقتصادی به نفی این کار، سرمایه خود را از ارومیه به زادگاهش شاهین دژ منتقل کرد.

او اقدام به تاسیس کارخانه “ایلمان شیر” با هدف ایجاد اشتغال برای جوانان شهر و تولید و عرضه محصول لبنی کرد که شاید از این روست که در میان مردم شاهین دژ به جوانی دلسوز شهرت یافته است.

او که همواره عشق به توسعه و آبادانی شاهین دژ را در سر می‌پروراند با هدف شکوفایی هر چه بیشتر منطقه با دعوت جمع کثیری از همشهریان به ویژه جوانان در یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه شاهین دژ وتکاب ثبت نام کرد.

“حبیبی” جوان ورود خود به صحنه انتخابات را در راستای تحقق بخشیدن و عمل به بیانیه گام دوم رهبری معظم انقلاب در روی کار آمدن جوانان مومن و متعهد بیان کرده است.

هواداران “حبیبی” که او را مدیری توانمند و با سابقه در سطوح مختلف دولتی و خصوص می‌دانند، معتقدند که او در صورت راهیابی به مجلس با ارتباطات سازنده‌ای که با نخبگان صنعتی در سطح ملی دارد، می‎تواند با قرارگیری در جایگاهی درخور و شایسته در کمسیون صنایع و معادن مجلس در کوتاه زمان شاهین دژ و تکاب را به یکی از قطب‎های صنعتی تبدیل کند.

آنگونه که از گردهمایی‌ها و گعده‌های حول وی خبر می‌رسد، او با جوانان شاهین دژی و تکابی عهد بسته که با توسعه صنعت در منطقه به مقابله با خام فروشی معادن این منطقه خواهد پرداخت و با اشتغال صد در صد بومی مانع به کارگیری نیروهایی که از مناطق دیگر در معادن این منطقه شاغل می‌باشند، خواهد شد.

“حبیبی” خود اهل شهرستان شاهین دژ است و به سبب موارد پیشتر ذکر شده و همچنین داشتن خانواده ای از جنس فرهنگی که در سطح این شهرستان و حومه آن به خوشنامی شهرت دارد در شهرستان شاهین دژ توانایی بالایی برای جلب آرای مردم این شهر و حومه اش را دارا می باشد.

نکته دیگر در مورد او این است که همسر وی اهل شهرستان تکاب، دیگر شهر این حوزه انتخابیه می‌باشد که پدر همسرش “یدالله حصاری” از چهره‌های شناخته شده و معتمد مردم تکاب می‌باشد.

لازم به توضیح است که “حصاری” (پدر همسرش) از قضات بازنشسته و نامزد دوره هفتم مجلس بود که با کسب بیش از 30هزار رای در این دوره از نامزدهای مطرح آن دوره بشمار می‌آمد.

مجموع موارد مذکور نوید سبد رای پر باری را برای این جوان در هر دو شهرستان شاهین دژ و تکاب را می‌دهد. اما نباید از رقبای کاربلد او در این حوزه انتخابیه همچون حجت الاسلام محمد میرزایی و سبحانی‌فر نیز غافل بود.

 

 

 

علی‌نقی جهانی‌هاچاسو (این یادداشت مربوط به قبل از ثبت نام وی نوشته شده و او هم اکنون از تهران نامزد انتخاباتی است)

▪علی نقی جهانی متولد 1355 در روستای هاچاسو از توابع شهرستان شاهیندژ است که دانشجوی دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران می باشد.

▫وی کارمند مجلس شورای اسلامی است و هم‌اکنون در سمت مدیر موزه‌ مجلس شورای اسلامی فعالیت می‌کند.

▫آنگونه که همشهریانش می‌گویند دفتر او در خیابان سی‌تیر تهران محل رفت و آمد همشهریان بوده و همواره در حل مشکلات آنان احتمام داشته است.

▪او دوبار در ادوار نهم و دهم نیز از حوزه انتخابیه میاندوآب، شاهیندژ و تکاب نامزد مجلس بوده که نتوانست توفیقی در راهیبابی به مجلس کسب کند.

▪هم اکنون که شاهین دژ، تکاب و میاندوآب به ۲ حوزه مجزا تقسیم شده و به طور قطع او اگر نامزد یازدهمین دوره انتخابات شود؛ از حوزه انتخابیه شاهیندژ و تکاب ثبت نام می کند.

▫تحلیل ها نشان می دهد با توجه به تفکیک این حوزه، یقینا شانس او برای پیروزی نسبت به ادوار قبل افزایش یافته است.

▪”جهانی” در نطق‌هایی که طی ماه‌های اخیر در شاهیندژ با رنگ و بویی انتخاباتی داشته است همواره خود را یکی از نقش‌آفرینان تنظیم و تصویب طرح تفکیک حوزه انتخابیه میاندوآب و حوزه انتخابیه شاهیندژ و تکاب خوانده و بیان کرده که برای اثبات این ادعا مدارک لازم را هم دارد که در روزهای قانونی تبلیغات آنها را تکثیر و در اختیار عموم خواهد گذاشت!

▪جهانی را باید یکی از اصلی‌ترین نامزدهای ترک زبان با اصالت شاهیندژی که در میان کثرت افرادی که در این حوزه خود را برای نامزدی آماده می‌کنند بشمار آورد.

▪از آنجایی که همایون هاشمی نماینده حال حاضرمجلس که اصلی‌ترین رقیب تکابی نامزدهای شاهیندژی طی چند روز اخیر از نامزدی در انتخابات آتی انصراف داد؛ باید اذعان کرد که شانس نامزدهای شاهیندژی افزایش یافته است.

▪ رصد فعالیت‌های اخیر در منطقه نشان از آن دارد که جهانی از حوزه شاهیندژ و تکاب قصد نامزدی برای مجلس را داشته باشد، ولی برخی شنیده‌ها حکایت از آن دارد که گروهی از احزاب سیاسی از جهانی برای نامزدی از حوزه انتخابیه تهران و قرارگیری در یکی از لیست‌های مطرح دعوت کرده اند و این موضوع احتمال حضور جهانی در شمار کاندیداهای مجلس از تهران را بالا برده که باید منتظر ماند و دید با شروع ثبت نام چه اتفاقی رقم خواهد خورد و جهانی از کدام حوزه وارد گود رقابت می‌شود.

▪از او بیشتر به عنوان یک فرد اصولگرا یاد می شود.

نباید از یاد برد که او در انتخابات آتی از حوزه انتخابیه شاهین دژ و تکاب دارای رقیبان سرسختی همچون حجت الاسلام محمد میرزایی و سردار سبحانی فر است؛ البته تحرکاتی از نامزدهای کرد زبان نیز در این منطقه گزارش شده است که به زودی مورد واکاوی قرار می‌ گیرد.

 

 

محمد جواد سبحانی‌فر (این یادداشت قبل از تایید صلاحیت وی نوشته شده و ممکن است که بروز رسانی شود)

حاج “نوشاد پاکار” یا دکتر سردار “محمد جواد سبحانی‌فر” اهل شهر محمود آباد از توابع شهرستان شاهین دژ می باشد که در یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه شاهیندژ و تکاب وارد گود انتخابات شده است.

“سبحانی‌فر” را به سبب داشتن سوابق کلان مدیریتی همچون معاونت دانشگاه امام حسین(ع) و فرماندهی در رده‌های ارشد نظامی، می توان به عنوان یکی از چهره‌های تراز اول سیاسی، نظامی و علمی منطقه به شمار آورد که به عنوانی یکی از سرشناسترین نامزدهای انتخاباتی این دوره در آذربایجان‌غربی ثبت نام نموده است.

برخی ها دوری مدت طولانی وی از آذربایجان غربی را عاملی برای ریزش رای در او می بینند ولی آیا اینگونه خواهد بود؟

او که به سبب موقعیت و جایگاهی ملی سیاسی‌اش به راحتی می‌توانست از حوزه انتخابیه تهران در لیست‌های مطرح قرار گیرد و شانس بالایی برای راه یافتن به بهارستان داشته باشد، ترجیه داده تا به استان و شهر خود آید. وی در رسانه ها هدف خود را از این اقدام خدمت به مردم محروم شهرستان‌های شاهیندژ و تکاب عنوان کرده است.

سبحانی‌فر را مردم منطقه به خوبی می‌شناسند و همگان در سال های سخت جنگ حاج “نوشاد” و رشادت‌هایش را به عنوان فرماندهی حاضر در صحنه به خاطر دارند. اما با پایان جنگ نیز گویا رشادت برای او هرگز به پایان نرسید و عشق به مرز و بوم و انقلاب میدان جنگ را از عرصه نظامی به عرصه علمی و دانشگاهی تغییر داد تا جایی که به عنوان پژوهشگر نمونه علمی در کشور نیز انتخاب شد.

“سبحانی‎‌فر” را آنهایی که از نزدیک می‌شناسند و با وی کار کرده‌اند به عنوان فردی دلسوز به خاطر دارند. طرفدارن او گواه مدعی خود را سابقه فرماندهی حاج “نوشاد” در سال‌های دور در شهرستان سردشت می‌دانند که امروز با وجود گذشت سال‌ها از آن ایام همچنان مردم سردشت نام و یاد خدمات او را در اذهان خود زنده دارند و همواره از وی به نیکی یاد می‌نمایند.

طبق اطلاعاتی که از منابع محلی(سردشت)، در اختیار انعکاس‌نو قرار داده شده گروه کثیری از مردم سردشت با شنیدن خبر کاندیداتوری حاج “نوشاد” آمادگی خود را برای حضور در شهرستان‌های شاهیندژ و تکاب در ایام قانونی تبلیغات اعلام کرده اند و انگیزه خود را رساندن ندای عدالتخواهی، حق‌طلبی و ظلم‌ستیزی وی عنوان نموده‌اند. این اقدام مردم سردشت بی‌شک تاثیر بسزایی در افزایش آرا او در میان اکراد شهرستان‌های شاهیندژ و تکاب خواهد گذارد.

اما در تحلیل آرا و وضعیت حاج “نوشاد” از بدو وروداش به صحنه رقابت انتخابات مجلس تا به امروز باید اذعان کرد که به صورت چشمگیری آرای وی در حال تحول است. وی با مطرح سازی گفتمان عدالتخواهی توانسته در میان اقشار مختلف مردم منطقه برای خود پایگاهی مستحکم دست و پا نماید.

سبحانی‌فر همچنین برای مقابله با رقبا خود با تعریف مساله شفافیت در مقابل هزینه‌های کلان انتخاباتی یک ۲ قطبی ایجاد کرده است؛ ولی او نیز به دلیل اینکه مدتی از منطقه دور بوده برای شناساندن و ارتباط گیری با نسل جوان، ناچار به تبلیغات گسترده می باشد.

هرچند جوانان فعال در ستاد او بسیار علاقه مند به وی هستند ولی باید اذعان کرد که وی تا به امروز نتوانسته آنطور که باید با نسل جوان ارتباط برقرار کند.

طبق تحلیل‌های سیاسی و رسانه‌ای با حضور نیافتن “همایون هاشمی” در این دوره از رقابت‌های مجلس سبحانی‌فر یکی از بخت های اول حوزه انتخابیه شاهیندژ و تکاب می‌باشد که با رقیب سرسختی به نام شیخ “محمد میرزایی” رو به رو خواهد بود.

ولی با تمامی این تفاسیر باید منتظر ماند و دید رخدادهای پیش‌رو چه چیزی برای سرنوشت این حوزه انتخابیه تازه تفکیک شده طی دوره یازدهم رقم خواهد زد.

سایر نامزدهای انتخاباتی در این حوزه انتخابیه به زودی مورد واکاوی قرار می گیرند.

 

 

همایون هاشمی ( این یادداشت مربوط به قبل از انصراف وی از ثبت نام برای انتخابات است)

هاشمی دیگر نماینده حوزه انتخابیه میاندوآب، شاهین‌دژ و تکاب در مجلس است که همچون همتایش محبی‌نیا، خاستگاهی اصولگرایی و پیشینه‌ای احمدی‌نژادی دارد. عضو آرام کمیسون بهداشت و درمان مجلس و رییس فراکسیون معلولان و جانبازان می باشد که ابتدا قصد حضور در کمسیون صنایع و معادن را داشت که با توجه به عدم تخصص و تجربه مجبور به انصراف شد.

البته تحرکات خاصی از او در کسوت عضو کمسیون بهداشت و رییس فراکسیون معلولان برای بهبود این حوزه در استان و حتی حوزه انتخابیه خود نیز در طی دوره حضورش دیده نشد!

پزشک عمومی که به یکباره از مدیریت درمانگاه خصوصی‌اش در تهران به مدیرکلی بهزیستی آذربایجان غربی رسید، هاشمی با سرعت بالایی پله‌های ترقی را به عنوان یک مدیر احمدی‌نژادی طی کرد و در شهریور ۱۳۹۰ از مدیریت کلی بهزیستی آذربایجان‌غربی به ریاست سازمان بهزیستی کل کشور رسید و البته تا یکی دو سال ابتدایی دولت روحانی یعنی فروردین ۱۳۹۴ نیز صندلی خود را حفظ کرد.

او شهرت و پست‌های ملی‌اش را مدیون مقبولیت و ارتباط‌اش با حلقه یاران احمدی‌نژاد می باشد و ارتباط مناسبی با مشایی داشته است که از سویی به نظر می رسد همین ارتباط سبب شد تا در در دور دهم انتخابات مجلس به سختی و در شنبه قبل انتخابات موفق به کسب صلاحیت خود گردد.

هاشمی در دهمین دوره انتخابات مجلس با توجه به رد صلاحیت چهره‌های شاخص این حوزه اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا دور اول را به لطف آرای یکپارچه‌ همشهریان تکابیش با سلامت پشت سر گذاشت و به دور دوم راه یابد.

اما در دور دوم سناریوی متفاوتی لازم بود تا این فرزند تکاب بتواند به مجلس راه یابد و او نیاز به آرای بیشتر از حد آرای شهر تکاب داشت. لذا به یکباره به لطف حذف ۲ نامزد لیست امید این حوزه در دور اول او به همراه محمد میرزایی وارد لیست امید و جریان اصلاح‌طلبی شد؛ جریانی که هیچ سنخیتی با گذشته‌اش نداشت و این امر نشان داد که او برای نیل به موفقیت از هیچ اقدامی حاضر به فروگزاری نیست.

یکی از دست آوردهای مهم دوران نمایندگی وی که در زمان ریاست‌اش بر مجمع نمایندگان آذربایجان‌غربی(سال ۱۳۹۶)، به آن دست یافت جلب رضایت سایر نمایندگان استان برای حضور محمدمهدی شهریاری در کسوت استاندار بود.

همان طور که پیشتر گفته شد هاشمی اهل شهرستان تکاب یعنی کم جمعیت‌ترین شهر حوزه‌ نسبتا پهناور میاندوآب، شاهیندژ وتکاب می‌باشد. با توجه به تفکیک این حوزه در دوره یازدهم چنانچه سودای نامزدی داشته باشند بی‌شک حوزه شاهیندژ و تکاب را برای رقابت برخواهد گزید هر چند که پیشتر گفته تصمیم برای نامزدی در دور یازدهم مجلس ندارد اما این گفته‌ او را نمی‌توان چندان جدی گرفت به ویژه برای فردی که نخستین دوره حضورش در قامت نمایندگی مجلس را سپری کرده است.

اما نکته‌ای که نباید فراموش کرد این است که دو سوم آرای حوزه شاهیندژ و تکاب از شهر شاهیندژ و حومه آن و تنها یک سوم آرا این حوزه از شهر تکاب خواهد بود که این مساله باعث بالا رفتن احتمال توفیق نامزدهای شاهیندژی نسبت به رقبا تکابی خود می باشد.

هاشمی که با شعار “ناگفته‌هایت خواهم شد” رای همشهریان تکابی خود اعم از کرد و ترک را با ایجاد وحدت رویه در دوره دهم کسب نمود، آنچنان توفیقی در تحقق وعده‌هایش نسبت به مردم این شهر نداشته است.

در هر حال چنانچه او قصد نامزدی در دوره یازدهم را داشته باشد رقبایی همچون “محمد میرزایی” مشاور سابق دبیر مناطق آزاد کل کشور و عضو هیات مدیره منطقه آزاد ماکو، “علی‌اصغر احمدی‌نوروزآباد” مدیرکل اسبق سازمان بازنشستگان نیروهای مسلح استان، “علی‌نقی جهانی” از مدیران اداری مجلس را از شاهیندژ و “صمد یگانه” نامزد اصلی لیست امید در دور دهم را از تکاب پیشروی خود دارد که انعکاس‌نو در یاداشت‌های آتی خود به صورت جداگانه تفضیلاَ به معرفی آنها خواهد پرداخت.

 

 

علی اصغراحمدی نوروزآباد

“احمدی” که با عناوینی همچون حاج احمدی شاهیندژ و یا سردار احمدی در میان طرفداران و همشهریان خود شناخته می‌شود از بازنشستگان سپاه پاسدارن می باشد.

احمدی بین سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۴ و به مدت ۶ سال مدیرکل سازمان تامین اجمتماعی نیروهای مسلح استان آذربایجان غربی را عهده‌دار بوده و سوابق همچون مدیرعاملی بنیاد تعاون سپاه استان را نیز در کارنامه خود دارد.

▫وی که در دوره‌ی دولت دهم به سمت مدیرکلی سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح(این سازمان وابسته به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح می‌باشد)، استان منصوب شده بود با روی کارآمدن دولت یازدهم نیز تا دو سال بر مسند خود باقی ماند.

احمدی در دوره مدیریت خود بر سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح استان با نقدهای فراوانی روبرو بود. بدنه اصلی مرتبطین با سازمان تامین اجتماعی که بازنشستگان ارگان‌های نظامی استان می‌باشند در این دوره از وضعیت خود بخصوص در بخش‌های بهداشتی ودرمانی و معشیتی گله‌مند بودند.

او کارشناسی ارشد دارد و در دانشگاه‌ آزاد واحد مهاباد دروس عمومی و معارف همچون وصایای امام(ره) و دفاع مقدس تدریس می‌کند.

وی در حالی وارد گود رقابت یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه شاهیندژ وتکاب می‌شود که در دوره دهم نیز نامزد مجلس بوده و موفق به کسب آراء مردمی نشده بود.

او که در سال ۱۳۹۴ از حوزه‌ی انتخابیه میاندوآب، شاهیندژ و تکاب(قبل از تفکیک حوزه)، نامزد انتخابات بود با کسب ۱۲ هزار رای در جایگاه هفتم قرار گرفت. لازم به توضیح است در این انتخابات اختلاف آرای وی با نفر ششم و پس از خود اختلافی چشمگیر و بیش از ۱۵ هزار رای بوده است.

احمدی که اصالتا اهل توابع شهرستان شاهیندژ می‌باشد بر آراء همشهریان شاهیندژی‌ خود چشم امید دوخته و سبد آرا خود را در این دوره میان قومیت و همشهریان خود جستجو می‌نماید و نیم نگاهی نیز به آراء هم قطاران نظامی خود اللخصوص بازنشستگان سپاه دارد.

چنانچه طی روزهای آتی حجت‌الااسلام میرزایی و سردارسبحانی‌فر که به روایت آمار ۲ نامزد مطرح این حوزه انتخابیه می‌باشند نتوانند صلاحیت خود را کسب نمایند و به صحنه رقابت در این حوزه انتخابیه بازگردند باید شرایط را برای نامزدهای همچون احمدی برای کسب آراء در این حوزه انتخابیه ایده‌آل و مساعد توصیف نمود.

البته در شرایطی نبود نامزدهای مطرح نیز رقابت میان افرادی از ۲ شهر شاهیندژ و تکاب بسیار پایاپای و نزدیک دنبال خواهد شد و افرادی همچون رضا حبیبی جوان از شاهیندژ و نامزدهایی از تکاب همچون صمدیگانه بسیار نزدیک به نظر می‌رسد و حتی شاید کار بدلیل عدم حضور نامزد مطرح و تمام‌کننده در این حوزه به دور دوم نیز کشید شود.

 

 

 

خوی و چایپاره*****************************************

سیدتقی کبیری (این یادداشت مربوط به قبل از اعلام احزار صلاحیت هاست و به زودی به روز رسانی می شود)

سیدتقی کبیری تا همین یکی دو ماه قبل شاید خنثی ترین و یکی از کم سروصداترین نماینده های منطقه بود؛ اما این نماینده اصولگرا با طرحی تامل بر انگیز مبنی بر ایجاد آذربایجان مرزی در مجلس شورای اسلامی به یکباره به تیتر یک رسانه های محلی تبدیل شد اما تیتری با جنس منفی!

این درخواست نماینده خوی نه تنها مورد هجمه هویت‌طلبان قرار گرفت، بلکه سایر نمایندگان آذربایجان‌غربی نیز با لابی‌هایشان، طرحی که او برایش امضا کرده بود را از حد نصاب انداختند؛ البته کار به اینجا نیز ختم نشد و تبعات این کار باعث شد تا او را از ریاست مجمع نمایندگان آذربایجان‌غربی نیز برکنار کنند!

به تازگی نیز سرقت از منزل او پرحاشیه شد؛ طوری که افکار عمومی دنبال پاسخ این پرسش بودند که چطور می‌شود در منزل یک نماینده ۲۵۰ هزار یورو نقد موجود باشد؟! این سرقت کبیری را در مظان اتهام قرار داد ولی او وجود چنین ارقام ارزی در منزل‌اش را تکذیب کرد! البته همین مورد سبب شد تا مطالب طنز بسیاری نسبت به کبیری در رسانه ها مطرح شود.

برخی از فعالان اجتماعی و فرهنگی در خوی معتقدند که دخالت کبیری در تولیت شمس تبریزی نیز سو اثر بر توسعه این مقبره داشته است.

سید تقی کبیری به محض اینکه بر کرسی نمایندگی مجلس در خوی و چایپاره تکیه کرد، برادرش سید فتاح نیز به عنوان مدیرعامل تولیت شمس تبریزی منصوب شد. البته بسیاری از کارشناسان معتقدند که حذف افراد کاربلد و متعهد سبب شد که بسیاری از برنامه های بین المللی شمس تبریزی که عاملی برای توسعه این شهر محسوب می شد، کنسل شود و یک فضای سیاسی خفه بر فضای فرهنگی تولیت شمس غالب آید.

برخی از افراد حذف شده از تولیت شمس کسانی بودند که با هزینه شخصی موفق شدند تا نام و تصویر شمس تبریزی در تقویم و کتب فارسی درج شود.

سید تقی کبیری اخیرا با امضای نامه ای در مجلس شورای اسلامی که نسخه ای از آن در اختیار انعکاس نو قرار گرفته است، حضور نظامی جمهوری ترکیه در شمال سوریه را نیز محکوم کرده بود که واکنش های متفاوتی در شبکه های اجتماعی داشت.

البته شاید یکی دیگر از رفتارهای جنجالی این نماینده اصولگرا، آتش زدن برجام در مجلس بود. وی از آن دسته از نمایندگانی است که نه تنها مخالف برجام است بلکه با طرح مبارزه با پول شویی (FATF) نیز مخالفت کرده است.

صحبت درباره کاندیداهای احتمالی حوزه انتخابیه‌ خوی و چایپاره بسیار است اما به نظر می‌رسد کبیری رقبای سرسختی مثل “موید حسینی‌صدر” نماینده سابق خوی و چایپاره، “علیرضا رادفر” معاون سیاسی امنیتی پیشین استانداری آذربایجان‌غربی در دولت روحانی و “عادل نجف زاده” معاون فرهنگی سابق منطقه آزاد ارس را نیز پیش رو داشته باشد که به زودی به صورت جداگانه در انعکاس نو بررسی خواهند شد.

 

 

علیرضا رادفر (او رد صلاحیت شده است و اگر در ایام منتهی به انتخابات تایید صلاحیت شود این یادداشت به روز رسانی خواهد شد)

رادفر را باید یکی از چهره ها نام آشنای اصلاح‌طلب آذربایجان غربی دانست؛ وی معاونت سیاسی و امنیتی استانداری ‌آذربایجان‌غربی در دولت اول روحانی را در کارنامه دارد؛ دولتی که در چهار سال اول خود به واسطه کارنامه درخشانش که ثمره مدیریت افرادی همچون رادفر بود، محبوبیت داشت.

وی هم اکنون به عنوان ریاست شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان در استان آذربایجان‌غربی به امر ساماندهی امور احزاب و گروه‌ها اصلاح طلب با رویکردی همگرایانه و اتحادآفرین همت گمارده است.

بی شک رادفر ۵۶ ساله را باید در زمره با سابقه‌ترین رجال سیاسی استان به حساب آورد که از سطوح پایه‌ مدیریتی تا حد اعلاء آن مشغول خدمت بوده و می‌توان گفت بندرت مشابه او در استان و حتی کشور یافت می‌شود.

او همچون بسیاری از سیاسیون به یکباره و به واسطه رانت رشد نکرده است؛ کارنامه‌ مدیریتی رادفر که در آن از بخشداری گرفته تا معاونت فرمانداری، فرمانداری و معاونت سیاسی استانداری در طی سال های متمادی چشم نوازی می‌نماید، مبین این واقعیت است.

“رادفر” را از لحاظ مشی سیاسی باید اصلاح طلبی ثابت قدم بر روی معیارهای انقلاب اسلامی دانست که در شرایط‌های سخت نیز با صف‌بندی درست میان خود و عده‌ای که آب در آسیاب دشمن میریزند همواره بر آرمان‌های انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی و فرامین ولایت فقیه تاکید داشته است.

التزام عملی او به نظام، قانون و ولایت فقیه همواره در رفتار وی مشهود بوده است و اخیرا نیز با وجود رد صلاحیت اولیه از سوی شورای نگهبان با صدور بیانیه ای ضمن دعوت هواداران خود به آرامش، التزام به قانون اساسی نظام مقدس جمهوری اسلام در پی منویات رهبری مطلقه فقیه را به خود و هوادارانش توصیه کرده و یادوآور شده است.

او سابقه پرباری در ستادهای انتخاباتی داشته است که قائم مقام ستاد روحانی در انتخابات ۱۳۹۲ یکی از این موارد است.

▪رادفر که اهل شهرستان خوی می‌باشد و به عنوان یک چهره‌ی شاخص در سطح ملی پای به گود انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه خوی گذارده را باید در زمره با اخلاق ترین سیاسیون منطقه دانست.

اما نکته‌ای که مردم خوی درمورد او نیک میدانند این است که رادفر تعاملات و ارتباطات بسیار سازنده‌ای با مسئولان کشوری دارد و در صورت نشستن بر کرسی سبز بهارستان، می تواند امکانات زیادی را در بخش‌های مختلف به سمت شهرستان خوی روانه کند. کاری که در سالهای قبل نیز از آن غافل نبوده است.

اگر بخواهیم دلایل علاقه و محبوبیت وی در میان مردم خوی را جستجو کنیم باید به ارتباط مردمی قوی او اشاره نماییم که همواره با وجود قرارگیری درپست‌های مدیریتی با گشاده‌رویی پذیرای ارباب رجوع به ویژه همشهریان خود(خویی‌ها)، بوده است.

با روی کار آمدن رادفر به عنوان معاون سیاسی استاندار در دولت اول روحانی یکی از مطالبات مردم شهرستان خوی که طی سال های اخیر داشتن یک فرماندار بومی بود، از سوی او جامعه عمل پوشید و در روزهای نخست حضور وی بر مسند معاونت سیاسی استانداری دکتر “سیوانی” به عنوان فرماندار خوی انتخاب شد؛ که این مساله مردم خوی را بسیار خشنود ساخت.

باید اذعان کرد که منتقدین رادفر در دوران معاونت سیاسی، امروز پس از مشاهده عملکرد معاون جدید، چراغ به دست “علیرضا رادفر” را می جویند! البته نتایج نظرسنجی ها موجود نیز گواه بر این موضوع است. در آخرین نظرسنجی او به عنوان برترین معاون سیاسی استانداری آذربایجان غربی در ۱۶ سال گذشته انتخاب شد.

اما باید خاطر نشان کرد با توجه به تمامی موارد مذکور او به شرط دریافت صلاحیت و حضور در گود اصلی رقابت یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه خوی رقبای قدرتمندی دیگری رو به رو خواهد بود؛ اما نام وی همواره یکی از شانس های قوی پیروزی است.

 

 

عادل نجف زاده (او تایید صلاحیت شده است)

“نجف زاده” یکی از مدیران منطقه آزاد ارس(جلفا)، در دولت احمدی‌نژاد بوده است. وی از سال ۸۹ تا ۹۲ به عنوان معاونت میراث فرهنگی، توسعه گردشگری و صنایع دستی سازمان منطقه آزاد ارس فعالیت داشته است.

از سازمان مناطق آزاد به عنوان نقاط حساس و از مسئولین آن به عنوان نور چشمان هر دولتی یاد می‌گردد؛ نجف‌زاده نیز با فعالیت در این سازمان طی دوران دولت دهم ناخواسته خود را به حلقه اصلی آن دولت منصوب کرد.

نکته قابل توجه در مورد نجف زاده حضور وی به عنوان رییس ستاد دکتر روحانی در شمال استان طی دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود که با توجه به مشی سابق او باعث ایجاد علامت سوال در اذهان عمومی گردیده است که آیا برای ماندن در صحنه قدرت باید باری به هر جهت چرخید؟

نجف‌زاده‌ی ۵۰ ساله دکتری زمین‌شناسی داشته و عضو هیئت علمی گروه عمران دانشگاه آزاد واحد بین المللی جلفا است. وی در دوره‌ای نیز ریاست این واحد دانشگاهی را عهده‌دار بوده است.

نجف‌زاده در دوره دهم نیز از حوزه انتخابیه خوی و چایپاره نامزد انتخابات مجلس بود. وی در این دوره توانست با کسب ۵۰ هزار رای در جایگاه دوم این حوزه قرار بگیرد و با وجود عدم موفقیت در نشستن بر کرسی سبز بهارستان، جایگاهی در خور برای خود کسب نماید.

اما دوره یازدهم مجلس را باید دوره‌ای ویژه برای شهرستان خوی در نظر گرفت که حوادثی دست به دست داده و دگرگونی عجبی در این حوزه رقم زده و معادلات را در این حوزه پیچیده ساخته است.

ابتدا و طی ماه‌های اخیر حواشی پیرامون سرقت از منزل ” سید تقی کبیری” نماینده فعلی خوی در مجلس وسپس جریانات مرتبط به ارزهای کشف و تکذیب شده که پیشتر به آن پرداخته شده است، به نظر می‌رسد، رای های کبیری ریزش قابل توجهی داشته باشد.

حلقه‌های بعدی این اتفاقات با ردصلاحیت چهره‌های شاخصی همچون دکتر علیرضا رادفر معاونت سیاسی اسبق استاندار و دکتر موید حسینی‌صدر نماینده ادوار هشتم و نهم و همچین دکتر باوقار کامل گردیده و مجموع این اتفاقات صحنه‌ی انتخابات خوی را از نامزدی مطرح که بتوان با قاطعیت او را پیروز صحنه دانست خالی نموده است.

البته آنچنان که به خصوص در استان ما مسبوق سابقه بوده با تایید صلاحیت چهره‌های شاخص نامبرده شده در دقیقه نود هریک از آنها پتانسیل تغییر معادلات در این حوزه را دارند.

طی اخبار رسیده حسینی‌صدر که از تهران نامزد مجلس می‌باشد و گویا تقاضای انتقال به خوی را نیز داده است به کسب صلاحیت خود حتی در روزهای آخر و منتهی به انتخابات(امری که به ویژه در استان ما مسبوق به سابق می‌باشد.)، امیدوار بوده و شاکله ستاد خود را حفظ کرده و چنانچه بتواند به صحنه وارد شود، شانس بالایی نیز دارد.

اما در شرایط کنونی و در صورت عدم تحقق پیش ‌بینی های انجام یافته تا به امروز باید نجف‌زاده را درکنار جواد ابدالی یکی از نامزدهای شاخص این دوره به شمار آورد. البته نباید از ظرفیت سید مهدی رفیع‌راد نامزد جوانی که از او حتی به عنوان پدیده این دوره خوی یاد می‌نمایند غافل شد.

 

 

سلماس*****************************************

شهروز برزگر کلشانی( این یادداشت مربوط به قبل از رد صلاحیت وی است)

پس از ۱۵ سال نمایندگی، مرحوم علی‌اکبر آقایی که در میانه‌های دور نهم مجلس شورای اسلامی درگذشت، تابو هم شکست و شهروز برزگر توانست با پیروزی بر رسول جلایر در دور دوم در مقام نمایندگی راهی مجلس دهم شود.

شهروز برزگر کلشانی هرچند از لیست امید بود ولی دیری نگذشت که همه امیدی‌ها را ناامید کرد. برزگر پس‌از پیروزی در انتخابات نه تنها مواضع اصلاح‌طلبی نداشت بلکه همراه دولت در سطح کلان نیز نشد و طبق ادعای برخی رسانه ها، وی در همان اوایل یکی از امضاء کنندگان طرح استیضاح از رییس جمهوری بود.

البته پیگیری‌های خبرنگار ما نیز در آن‌ دوره برای اطلاع از صحت و چرایی موافقت با استیضاح رییس جمهوری بی‌نتیجه مانده و با برخورد نامناسب برزگر همراه بود.

نیت پاک برزگر در سخنرانی‌ها و بازدیدهایش بر کسی پوشیده نیست ولی سوتی‌های او در برخی مواقع سبب حاشیه‌ساز شدن‌‌اش بود چنان‌که او را باید مبدع عبارت “ما مسئولان ولی نعمتان مردم‌ هستیم” دانست که در شورای اداری شهرستان سلماس آن را به زبان راند. البته او در حاشیه‌ی خودساخته دیگری که فایل ویدیویی آن نیز در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد، یکی از شهروندان منتقد خود را “فرزند ناخلف” عنوان کرده بود که با واکنش رسانه‌ها همراه شد!

برزگر از دسته نمایندگان کم سروصدا در صحن علنی مجلس است که با وجود عضویت در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، نطق آنچنانی که مورد توجه رسانه‌ها قرار گیرد نیز نداشته است.

البته با وجود پیگیری ها، سوابق آنچنانی‌از برزگر در دوره قبل از نمایندگی مجلس او نیز در اختیار انعکاس نو قرار ندارد.

او از اولین نمایندگانی بود که در درگیری اخیر محمدمهدی شهریاری با سیدهادی بهادری به حمایت از شهریاری پرداخت و نشان داد که رابطه حسنه‌ای با وی دارد.

به نظر می رسد یکی از اخرین اقدامات وی در مجلس، امضای نامه ای در محکومیت حضور نظامی جمهوری ترکیه در شمال سوریه باشد.

برزگر دارای مدرک کارشناسی ارشد روابط بین الملل است و عضویت وی در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی‌با رشته تحصیلی او همخوانی دارد.

مردم شهرستان سلماس که برای ۴ دوره نمایندگی علی‌اکبر آقایی را تجربه کرده بودند، بالطبع انتظارات‌شان از نماینده جدید در سطح بالایی بود و به نظر می‌رسد برای دور آتی کار او برای کسب رای مجدد از مردم سلماس دشوار باشد. چنان که چهره‌های مختلفی نیز به همین جهت خود را مهیای کاندیداتوری از حوزه انتخابیه‌ی سلماس کرده‌اند که از میان آنها می‌توان به “شهلا تاجفر” مدیرکل سابق بانوان و خانواده استانداری، “محسن آقایی” فرزند مرحوم علی‌اکبر آقایی، “مهدی مهدی‌زاده” از حزب اعتدال و توسعه، “حسین اشرفی” معاون مالی و اقتصادی شهرداری ارومیه و در صورت تایید صلاحیت “مسعود حاج علیلو” فرماندار سابق سلماس و “مهرزاد صدقیانی” نماینده اسبق این شهرستان اشاره کرد که به صورت مجزا مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

 

 

مسعود حاج علیلو ( این یادداشت مربوط به قبل از رد صلاحیت وی است)

“حاج‌علیلو” یکی از با سابقه‌تری اعضا شورای شهر سلماس در ادوار گذشته است که مدتی طولانی بر کرسی ریاست این شورا نیز تکیه کرده بود.

به اذعان آمار “حاج‌علیلو” چهره‌ای محبوب درمیان مردم سلماس به شمار می‌آید و طی 11 سال ریاستش بر شورای اسلامی شهر سلماس همواره در رفع مشکلات مردم علی الخصوص در زمینه‌ی شهری کوشیده است.

“حاج‌علیلو” مشی اصلاح‌طلب دارد و در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ نیز در زمره‌ی هوادارن نامزد مورد حمایت اصلاح‌طلبان یعنی حسن روحانی بود.

او پس از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، از عضویت و ریاست شورای شهر سلماس در سال ۱۳۹۳ استعفا داد تا به جرگه مدیران دولت تدبیر امید بپیوندد. پس از استعفایش، او از سوی قربانعلی سعادت استاندار وقت آذربایجان غربی به عنوان فرماندار سلماس در دولت اول تدبیر امید انتخاب شد.

حاج‌علیلو علاقه‌ی وافری به حفظ آن چه ریشه و هویت قومی‌ می‌نامد، دارد و در دوره فرمانداریش به به تشکلی با عنوان کانون “آذربایجان شناسی” که فعالیت‌اش درباب شناسایی و حفظ فولکولورهای اصیل آذری بود مجوز رسمی از سوی فرمانداری صادر نمود.

به نظر می رسد برخی از اقدامات او، وی را درگیر حاشیه کرد؛ صدور دستور انهدام مجسمه فردوسی از میدان اصلی شهر سلماس یکی از این اقدامات بود که حاشیه های بسیاری برای این فرماندار در پی داشت.

برخی از این حاشیه ها باعث شد که تیم وقت حاکم بر استانداری آذربایجان‌غربی در زمان سکانداری قربانعلی سعادت بر علیه او موضع گیری کنند؛ همه این عوامل دست به دست هم داد تا او از فرمانداری سلماس برکنار شود.

شاید اگر او فرماندار بود و در زمان محمد مهدی شهریاری عزل می شد، استانداری را دچار چالش اساسی می‌کرد.

اما باید اذعان کرد که “حاج‌علیلو” امروز یکی از محبوب ترین چهره های سلماس است و مصداق آن را نیز میتوان جمع کثیری از مردم سلماس عنوان کرد که وی را در روز ثبت نام‌برای یازدهمین‌دوره انتخابات مجلس مقابل فرمانداری سلماس همراهی می‌کردند بیان نمود.

او طی دوران فرمانداری اش در جهت تکمیل اقداماتی که در راستای خدمات رسانی‌به حاشیه شهر در زمان شورا آغاز کرده بود، با افزایش اختیاراتش اقدام به صدور مجوز انشعابات آب، برق و گاز برای ساختمان های فاقد مجوز کرد که همین موضوع هرچند برای او مشکل ساز شد ولی محبوبیت او را در منطقه ۲ چندان کرد.

بنا به تحلیل سیاسیون استان اصلی‌ترین چالش “حاج‌علیلو” کسب صلاحیت و گذر از فیلتر شورای نگهبان است و درصورت پشت سر گذاشتن این مرحله او کار چندان دشواری برای کسب رای از مردمی که به شدت او را دوست دارند و او را مورد اعتماد و امین خود می‌دانند نخواهد داشت.

به زودی سایر نامزدهای انتخاباتی مطرح در سلماس بررسی می شوند.

 

 

شهلا تاجفر (او رد صلاحیت شده است)

“تاجفر” مدیرکل امور زنان و خانواده استانداری آذربایجان غربی در بین سال های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۷ بود. او طی دوره اول ریاست جمهوری حسن روحانی و از سوی استاندار وقت آذربایجان‌غربی “قربانعلی سعادت” به این سمت منصوب شد و دوره مدیرکلی‌اش تا ۱۸ ماه اول دولت دوم حسن روحانی ادامه داشت.

این بانو در دولت دوم حسن روحانی مدت کوتاهی نیز بطور همزمان علاوه بر اداره کل امور زنان و خانواده، سرپرستی اداره کل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری آذربایجان‌غربی را نیز عهده دار بود.

وی پس از دوره‌ نزدیک به ۲ ماه سرپرستی بر اداره کل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری آذربایجان‌غربی در اسفندماه ۱۳۹۷ به سمت مدیرکلی در این اداره منصوب شد و اداره کل امور زنان و خانواده را به جایگزین خود واگذار نمود.

در دوره مدیرکلی “تاجفر” بر مسند امور زنان و خانواده استانداری آذربایجان‌غربی انتقاداتی بجا مبنی بر وضعیت نابسمان بانوان استان به ویژه بانوان سرپرست خانواده وارد بود که صد البته با رفتن او این وضعیت نه تنها بهتر نشد بلکه وضعیت به گونه ای گشت که همگان حسرت روزهای قبل و دوران مدیریت او را خوردند!

“تاجفر” اهل روستای مغانجوق از توابع شهرستان سلماس می‌باشد. مغانجوق روستای مرحوم علی اکبرآقایی نماینده سابق(دوره نهم) و فقید سلماس که چهار دوره متوالی بر مسند نمایندگی مجلس این شهر تکیه زده بود، می‌باشد. این روستا مردمی با بینش سیاسی دارد.

تاجفر در دوره اول شوراهای اسلامی به عنوان شورای روستای مغانجوق انتخاب و در همین دوره به مقام ریاست شواری اسلامی شهرستان سلماس با رای اعضا(نمایندگان شوراهای بخش‌ها و شهرهای مختلف شهرستان)، نیز انتخاب گشت.

تاجفر ۴۴ ساله دارای مدرک کارشناسی ارشد بوده و مدیر عاملی موسسه همیار روستایی استان آذربایجان‌غربی و هم چنین مدیریت بر امور روابط عمومی و امور بین الملل استانداری آذربایجان غربی را علاوه بر مناصب پیشتر ذکر در کارنامه خود دارد.

وی که از لحاظ مشی سیاسی یک اصلاح طلب است و ارتباط مناسبی نیز با افرادی همچون شهین دخت مولاوردی معاون وقت رییس جمهوری دارد؛ اما باید اذعان کرد که برخی اختلاف سلیقه ها بین او و اصلاح طلبان اصیل آذربایجان غربی مشاهده می شود‌.

اصلاح طلبان تشکیلاتی او را از لحاظ کار تیمی و تشکیلاتی فردی خنثی توصیف می کنند.

او همچون علیرضا رادفر معاون سیاسی و امنیتی سابق استانداری و حاج علیلو فرماندار سابق سلماس از جمله مدیران تدبیر و امیدی است که تا به این لحظه صلاحیتش برای یازدهمین دوره انتخابات مجلس تایید نشده است.

اما سلماس نیز جزء حوزه های بیشماری است که طی ۱۰ دوره اخیر هیچگاه بانویی از آن موفق به راهیابی به مجلس و جلوس بر کرسی نمایندگی آن نگردیده است و ورود بانوان به مجلس در اینگونه حوزه‌ها به نوعی شگفتی محسوب می‌گردد.

با تمامی این اوصاف اگر “شهلا تاجفر” موفق به کسب صلاحیت خود طی روزهای آتی گردد و مسعود حاج علیلو که بلامنازع محبوبترین نامزد این حوزه می‌باشد نتواند صلاحت خود را اخذ نماید، این‌بانو خواهد توانست معادلات را در این حوزه تغییر داده و به عنوان پرچمدار اصلاح طلبان حوزه انتخابیه سلماس ظاهر شده و شاید موفق به شکستن طلسم چهل ساله شده و با رای و اقبال مردم به عنوان اولین بانو بر کرسی نمایندگی سلماس در بهارستان تکیه دهد.

 

 

محسن مافی‌کندی (او تایید صلاحیت شده است)

“مافی‌کندی” به مدت ۲۸ سال مزین به عنوان سرباز گمنام بوده است.

حاج محسن ۵۳ ساله کارشناس ارشد مدیریت اجرایی دارد. او که کارشناس معارف می‌باشد سوابقی هم در امورفرهنگی و دینی از جمله مدیریت کاروان های حج زیارتی را به عنوان کارگزار این عرضه در کارنامه خود دارد.

او در توصیف خود، اینگونه بیان می نماید که فعال عرصه‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی می‌باشد و با تدبیر و مطالعه بر امور تخصصی وارد عرصه انتخابات مجلس شده است.

مافی کندی فرزند خانواده‌ای ارزشی و انقلابی بوده و رزمنده ۸ سال دفاع مقدس و مجروح و جانباز جنگ تحمیلی می‌باشد. وی برادر ۲ شهید بزرگوار جنگ تحمیلی است.

روستای مافی‌کندی که او در آن متولد شده در مسیر سلماس-خوی قرار دارد به واسطه هنرمندان مجسمه ساز خود شهرتی جهانی یافته است. آثار هنری این هنرمندان در قالب مجسمه‌های گوناگون به کشورهای مختلف همسایه و حتی کشورهای اروپایی صادر می‌گردد.

او در دوره دهم نیز از حوزه انتخابیه سلماس نامزد انتخابات مجلس بود. وی با وجود جو خاص حاکم در این دوره توانست با کسب حدود ۱۵ هزار رای در جایگاه سوم قرار گیرد؛ آرایی که او را به عنوان یک نامزد مطرح در حوزه انتخابیه سلماس در اذهان عمومی ثبت کرد.

وی را باید از لحاظ مشی سیاسی یک اعتدال‌گرا توصیف نماییم، زیرا که در دوره دهم انتخابات مجلس پس از عدم تایید صلاحیت علی اکبر عسگری رییس ستاد انتخاباتی روحانی در سال ۱۳۹۲ در استان، اصلاح طلبان و اعتدالیون بدون نگرانی بر روی او به اجماع رسیدند و سبد آرا خود را به سمت او سوق دادند.

در یازدهمین دوره انتخابات از حوزه سلماس با توجه به رد صلاحیت شهروز برزگر نماینده فعلی و تعدادی از چهره‌های مطرح اصلاح طلب همچون مسعود حاج‌علیلو و شهلا تاجفر او یکی از شانس های نخست پیروزی است.

شنیده‌ها حاکی از آن است که مافی‌کندی توانسته بسیاری از هواداران نامزدهای ردصلاحیت شده مطرح در سلماس را به ستاد خود جذب نماید و حتی امکان حمایت علنی برخی از این نامزدها طی روزهای آتی از وی وجود دارد.

در دوره یازدهم با توجه به شرایطی که پیشتر عنوان گردید عرصه برای مافی کندی بازتر شده و او در این دوره یکی از گزینه‌های مطرح و برتر این حوزه است. البته نباید از رقیب جدی او یعنی یعغوب رضازاده که رقابتی تنگاتنگ بایکدیگر دارند غافل شد.

 

 

 

نقده  اشنویه*****************************************

عبدالکریم حسین زاده ( این یادداشت مربوط به قبل از رد صلاحیت وی است)

حوزه انتخابیه شهرستان نقده و اشنویه یکی از پرچالش‌ترین حوزه‌های انتخابیه است که معمولا فضای قومیتی بر آن سایه می‌افکند تا جایی که مشاهده شده برخی از واجدین شرایط رای از شهرها و حتی استان‌های همجوار که البته تعداد آن‌ها چندان هم چشم‌گیر نیست، برای رای به این حوزه انتخابیه مراجعه می‌کنند.

معمولا نتیجه انتخابات در این حوزه انتخابیه پیشتر به گونه‌ای بوده که هر دوره از مجلس یک نماینده کرد یا ترک به طور دورانی بر کرسی نمایندگی مجلس تکیه می‌زدند، ولیکن انتخاب ۲ دوره پشت سر هم “عبدالکریم حسین‌زاده” این سنت غیررسمی‌ را شکست و باعث شد دوره دوم حضور او در خانه ملت، توام با توسعه فعالیت‌های سیاسی‌اش باشد.

حسین‌زاده در دوره دهم مجلس، تحت لیست سراسری امید از حوزه انتخابیه نقده و اشنویه به مجلس راه یافت و با تشکیل فراکسیون امید در مجلس شورای اسلامی از اعضای فعال این فراکسیون شد و حتی به نائب رئیسی آن هم رسید.

یکی از جنجالی‌ترین کنش‌های او در این دوره، دیدارش همراه با جمعی دیگر از اعضای فراکسیون امید با رئیس دولت اصلاحات بود که تا مدت‌ها در رسانه‌ها سروصدا به پا کرد.

حسین‌زاده برخلاف مجلس، در آذربایجان‌غربی تقریبا نماینده‌ای کم سروصدا به حساب می‌آید و چنان نقش فعالی در حوزه‌های سیاسی استان ایفا نمی‌کند تا جایی که حتی با خبرنگاران بومی نیز ارتباط زیادی ندارد و عمده فکر و ذکرش معطوف به پایتخت است.

هرچند او فرزند شهید است ولی برخی از جریان‌های سیاسی ارزشی نیز معقدند او حضور فعالی در مراسمات مذهبی و عقیدتی منطقه ندارد.

حسین‌زاده در آخرین اقدام خود در مجلس شورای اسلامی همراه با سایر نمایندگان کردزبان استان در مجلس به حضور نظامی جمهوری ترکیه در شمال سوریه واکنش نشان داده و آن را محکوم کرده بود.

عده‌ای معتقدند او در دوره پیش روی مجلس، از تهران به عنوان نامزد یازدهمین دوره انتخابات ظاهر می شود هر چند که به نظر می‌رسد عبدالکریم حسین‌زاده اگر میل به کاندیداتوری مجدد از حوزه انتخابیه‌ی فعلی خود داشته باشد، باید مچ رقبای سرسختی چون “مهدی ایمانی” و “علی زنجانی” را بخواباند.

 

 

عزیز حسنی نالوسی( این یادداشت مربوط به قبل از رد صلاحیت وی است)

“عزیز حسنی” چهره نام آشنا در بین سیاسیون آذربایجان‌غربی است که هم اکنون مسوولیت رییس کارگروه شهرستان‌های شورای عالی اصلاح‌طلبان استان را بر عهده دارد.

“حسنی” پس از پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ و تشکیل دولت اول تدبیروامید به عنوان فرماندار سردشت انتخاب شد.

او هرچند طرح های موفقی برای کولبران داشت ولی دیری نگذشت که برخی حاشیه ها او را مجبور به ترک کرسی فرمانداری کرد که در ادامه راه دولت یازدهم به عنوان مشاور سیاسی استاندار آذربایجان‌غربی(در زمان سعادت) و سپس نیز به عنوان مدیرکل دفتر جذب و حمایت از سرمایه‌گذاری استانداری آذربایجان‌غربی انتخاب شد. ( البته او بعدها با سعادت نیز کمی زاویه پیدا کرد).

او در دوران فرمانداری اش با رسول خضری نماینده سردشت به اختلافات شدید برخورد که در آن‌دوران مورد حمایت استاندار وقت (سعادت) قرار گرفت.

“عزیز” اصالتا اهل شهرستان نقده است. پدرش کرد زبان و مادرش ترک زبان اهل نقده می باشند. ( نالوس زادگاه اجدادی وی است). با توجه به فضای قومیتی در منطقه او می تواند در برخی مناطق یک نامزد انتخاباتی وحدت آفرین باشد.

او ابتدا برای مجلس یازدهم قصد ثبت نام از فرمانداری نقده و اشنویه را داشت و حتی بنا به اعلام رسانه‌های محلی نقده روز دوشنبه 11 آذرماه برای ثبت‌نام راهی فرمانداری نقده شده بود اما معادلات برای وی تغییر کرد و از فرمانداری ارومیه ثبت نام کرد.

او هرچند عضو شورای اصلاح طلبان آذربایجان غربی است ولی مدتی است که عملکرد و برخی رفتارهایش سبب شده تا ارتباطش با اصلاح طلبان اصیل استان کم رنگ شود.

البته نگارنده معتقد است که عزیز حسنی هرچند از فرمانداری ارومیه در یازدهمین‌دوره انتخابات ثبت نام کرده است ولی او از نقده و اشنویه نامزد انتخاباتی خواهد شد.

اگر حسنی از نقده و اشنویه نامزد انتخاباتی شود ۲ رگه بودن یک مزیت برای او محسوب می شود.

انعکاس نو در پرداخت به این نامزد انتخاباتی به همین اندازه بسنده می کند.

 

 

علی زنجانی حسنلویی (او تایید صلاحی شده است)

“زنجانی” نماینده ترک زبانان مردم نقده و اشنویه در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی بوده است. وی در دوره هشتم مجلس ریاست مجمع نمایندگان استان را نیز عهده دار بود.

او در چهار سال حضور بر کرسی نمایندگی مردم نقده و اشنویه در مجلس، عضو کمسیون اجتماعی بهارستان بود. وی در این دوره برای حضور در هیات رییسه مجلس نیز نامزد شده بود که موفق به کسب آراء لازم برای بدست آوردن این کرسی نگردید.

از اقدامات مهمی که زنجانی در طول دوره چهار ساله خود بر جای گذاشت، تصویب طرح منطقه ویژه اقتصادی نقده بوده است. گفتنی است این طرح که در سال ۱۳۹۰ به تصویب رسیده تا به امروز اجرا نشده است که همین موضوع برخی حاشیه های قومیتی داشته است.

زنجانی در دوره نهم نیز نامزد انتخاباتی این حوزه بود. وی در دوره نهم با کسب 12 هزار رای در جایگاه چهارم قرار گرفت و از راهیبابی دوباره به مجلس بازماند.

زنجانی پس از اتمام دوره هشتم مجلس به سمت مشاور استاندار آذربایجان‌غربی و ریاست سازمان امور اتباع خارجی و مهاجرین استانداری آذربایجان غربی منصوب گردید. او تا تیر ماه ۱۳۹۴ و استعفا برای حضور در انتخابات دوره دهم مجلس بر این سمت باقی بود.

زنجانی در دوره دهم مجلس نیز نامزد انتخاباتی شده بود. او در این دوره با کسب ۱۱ هزار رای و با اختلافی قریب به ۳۵ هزار رای نسبت به نفر دوم مهدی ایمانی در جایگاه سوم این حوزه انتخابیه قرار گرفت.

از آنجایی که ظاهرا او علاقه‌ی وافری به جایگاه نمایندگی مجلس از خود نشان می‌دهد در دوره یازدهم نیز از حوزه نقده و اشنویه نامزد انتخابات مجلس شده تا باری دیگر نیز شانس خود را برای بدست آوردن کرسی این شهر در مجلس بیازماید.

حوزه انتخابیه نقده و اشنویه که ترکیب جمعیتی متشکل از کردزبانان و ترک زبانان دارد تا کنون چندین بار میان نمایندگان ترک زبان و کردزبان دست به دست شده است.

گفتنی است “عبدالکریم حسین زاده” نماینده ۲ دور گذشته مجلس از حوزه انتخابیه نقده و اشنویه، موفق به کسب صلاحیت خود در این‌دوره از انتخابات نگردیده است.

تا به این لحظه اجماعی در این حوزه انتخابیه صورت نگرفته است.

در دوره یازدهم نیز با وجود حضور “مهدی ایمانی” نامزدی که در دو دوره اخیر بالاتر از زنجانی قرار گرفته است، نباید شانسی زیادی برای وی قائل گردید. ولی با این حال او همانند ادوار پیشین نیز به عنوان یکی از نامزدهای شاخص این حوزه شناخته می‌شود.

 

 

مهدی ایمانی حسنلویی (او تایید صلاحیت شد)

ایمانی از اعضا هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نقده می‌باشد. او نویسنده و پژوهشگر حوزه علوم تربیتی و آموزشی به شمار می‌رود و مقالاتی را در زمینه‌های آموزشی و تربیتی نگاشته و در مجلات تخصصی دانشگاهی از خود به چاپ رسانیده است.

ایمانی ۴۴ ساله دکتری مدیریت آموزشی دارد و در گروه علوم تربیتی دانشگاه آزاد نقده از سال ۱۳۸۶ به عنوان هیئت علمی مشغول به فعالیت می‌باشد.

وی که اصالتا اهل روستای حسنلو از توابع شهرستان نقده است تاکنون ۲بار در طی ادوار نهم و دهم انتخابات مجلس شواری اسلامی از حوزه انتخابیه نقده، اشنویه، محمدیار و نالوس نامزد شده است.

همانطور که پیشتر در مقالات قبلی اشاره شده حوزه انتخابیه نقده، اشنویه، محمدیار و نالوس از حوزه های قومیتی به شمار می‌رود که معمولا طی ادوار ۱۰ گانه گذشته کرسی آن در مجلس میان نمایندگان ترک زبان و کرد زبان دست به دست شده است.

وی در دوره نهم با کسب ۱۲ هزار رای با قرارگیری در جایگاه سوم و بالاتر از علی زنجانی حسنلویی نماینده وقت(دوره هشتم)، در این حوزه نام خود را بر سر زبان‌ها انداخت و خود را به عنوان یکی از افراد دارای پتانسیل برای جمع‌آوری آرا مطرح ساخت.

فعالیت و حضور مستمر وی در شهرستان نقده به عنوان شهروند در این شهر باعث شد تا در دوره دهم این بار مردم نقده برای کاندیداتوری مجلس به سراغ وی بروند و او را به صحنه بخوانند.

در دوره دهم انتخابات مجلس مجمعی معصوم به مجمع معتمدین و ریش سفیدان شهرستان نقده او را به عنوان نامزد مورد حمایت خود انتخاب و از چهار کاندیدای ترک زبان دیگر این حوزه تقاضا کردند که به نفع وی از صحنه رقابت کناره‌گیری کنند.

اما این تقاضای مجمع معتمدین و ریش‌سفیدان از سوی چهار نامزد مورد استقبال قرار نگرفت و هر چهار نامزد دیگر با صدور بیانیه هایی جداگانه اعلام داشتند که صحنه را ترک نمی کنند.

ایمانی در دوره دهم با کسب ۴۶ هزار رای در جایگاه دوم ایستاد و نتوانست این بار هم با وجود حمایت‌های مذکور پیروز شده و به کرسی نمایندگی مردم نقده دست یابد.

اما ایمانی که همواره مورد توجه معتمدین منطقه و حوزه انتخابیه خود بود بار دیگر برای انتخابات مجلس یازدهم نیز وارد صحنه شده است.

آنگونه که از نقده خبر می‌رسد وضعیت آراء در مقایسه با سایر رقبای‌اش در وضعیت مطلوبی قرار دارد و او به عنوان یکی از بخت‌های اصلی پیروزی در این حوزه به حساب می‌آید.

 

 

 

میاندوآب*****************************************

جهانبخش محبی نیا( این یادداشت مربوط به قبل از انصراف وی از ثبت نام برای انتخابات است)

محبی‌نیا که پس از یک دوره غیبت، در دوره دهم بار دیگر از حوزه انتخابیه‌ی میاندوآب، شاهین‌دژ و تکاب به مجلس برگشته بود، اینبار برخلاف دوره‌های پیشین حضورش، نتوانست به مناصب قدرت همچون دوره‌های هفت و هشت در قوه مقننه و حضور در هیات رییسه دست یابد و فقط عضویتی ساده در کمسیون اقتصادی مجلس نصیب وی گردید.

جهانبخش محبی‌نیا در چهار سال گذشته، نسبت به آخرین دوره حضورش (مجلس هشتم) چهره‌ای آرام‌تر و فراجناحی‌تر از خود بروز داد به گونه‌ای که برغم خاستگاه اصولگرایی‌اش، در گفت‌وگوهای رسانه‌ایش، به هر دو جناح انتقاداتی وارد کرد و حتی هر از گاهی به سبک و به تقلید از برخی نمایندگان صدای خود را در مجلس به اصطلاح برای عدالت‌خواهی و حق‌طلبی بالا برد تا از او چهره جدید ببینیم!

محبی‌نیا را باید یکی از رجال سیاسی آذربایجان‌غربی دانست که اگر به درستی از ارتباطات ملی‌اش مایه بگذارد، می‌تواند کمک حال توسعه باشد، اما امان از سیاست بازی‌ها!

باید محبی‌نیا را سیاست‌مدار و نماینده‌ای دارای حواشی منطقه‌ای، ملی و حتی فراملی عنوان کرد. شاید شهرت او نیز بیشتر به خاطر یکی از این حواشی و گاف معروف‌اش در صدور فرمان حمله به طرفداران “میرحسین موسوی” در سال ۱۳۸۸ و در حین سخنرانی‌اش باشد که کلیپ آن در فضای مجازی هنوز هم با گذشت بیش از ۱۰ سال دست به دست می‌شود. این کلیپ حتی مورد توجه و پخش رسانه‌ها و شبکه‌های تلوزیونی معاند نیز قرار گرفت.

او در گذشته یک احمدی نژادی بود و طی چند سال گذشته در برخی از نطق ها، خود را حامی‌دولت روحانی نشان داده است.

با توجه به تفکیک این حوزه انتخابیه به ۲ حوزه میاندوآب و حوزه شاهیندژ و تکاب برای دوره یازدهم، اصلی‌ترین چالش محبی‌نیا برای دوره یازدهم باتوجه به عزم وی جهت کاندیداتوری از حوزه میاندوآب، غیربومی بودن است که با توجه به اصالت شاهیندژی‌اش، چالشی جدی برای او می تواند باشد. هرچند که وی پیشتر گفته در دوره یازدهم کاندیدا نخواهد شد اما این حرف‌اش را باید حاصل برخی هیجان‌زدگی‌ها دانست که با توجه به تحرکات انتخاباتی‌اش در میاندوآب، بی معنا جلوه می‌نماید!

در این دوره محبی‌نیا رقبای بومی و سرسختی همچون روح‌الله بیگی نماینده دور نهم میاندوآب و مدیرکل اسبق اوقاف استان که البته خیلی از میاندوآبی‌ها رای آوری محبی‌نیا در دوره دهم را به لطف ردصلاحیت بیگی در دور دهم از سوی شورای نگهبان می‌دانند، مهدی عیسی‌زاده نماینده ادوار هشتم و نهم میاندوآب، شاهین‌دژ و تکاب و همچنین علی احمدی از مدیران استانداری آذربایجان شرقی را در کنار خود می‌بیند.

 

 

معصومه خلیل زاده ( این یادداشت قبل از احراز صلاحیت هاست؛ او تایید شده و در صورت لزوم بروز رسانی می شود)

او منتخب و عضو اصلی چهارمین دوره(96-92) شورای شهر یازده نفره(در دوره چهارم تعداد اعضای شورای شهر بنا به مصوبه‌ای افزایش اما با ابطال این مصوبه در سال 93 تعداد اعضای شوراهای شهر کاهش یافت)، میاندوآب و نامزد دوره پنجم شورای شهر میاندوآب است که نتوانست در شورای 7 نفره این دوره شهرستان میاندوآب جایی داشته باشد.

خلیل‌زاده که سال های زیادی(قریب به 20 سال) را خارج از میاندوآب و بیشتر در ارومیه زندگی کرده بود از همان روزهای اول ثبت نام برای چهارمین دوره شورای شهر از طرف مردم میاندوآب مورد هجمه قرار گرفت و به عنوان یک بومی غیرساکن که نمی‌تواند مشکلات شهری مردم را درک نماید شناخته می‌شد. ولی با وجود این تفاسیر وی توانست در کسب آرای مردمی در این دوره موفق ظاهر گردد.

اما در باب عدم موفقیت وی در دوره پنجم شورای شهر شاید ابتدا نیاز به یک آسیب شناسی از دید جامعه شناختانه داشته باشیم. به عقیده بسیاری از کارشناسان دوره پنجم دوره حذف بانوان توسط مردم از بسیاری از شوراهای شهر آذربایجان غربی بود.

برای تحلیل و بررسی این ادعا می توانیم به نتایج انتخابات شورای در دوره پنجم در ۲ شهر ارومیه و میاندوآب بنگریم. طبق آمار طی ادوار چهارگانه گذشته همواره عضوی از جامعه بانوان در شورای شهر این ۲ شهر عضو بوده است ولی در دوره پنجم هیچ کرسی‌ای در این دو شهر به بانوان نرسید!

حال چه چیزی باعث این رویداد گشته و دلیل جامعه‌شناسانه‌اش چه بوده بحثی است جدا که در این مقال نمی‌گنجد ولی هر چه بوده باعث حذف حضور بانوان در بسیاری از شوراهای شهر گشته است.

خلیل زاده را که با عضویت در دوره چهارم شورای شهر از میاندوآب توانست در آن دوره به عنوان نماینده شورای شهر میاندوآب در شورای استان آذربایجان‌غربی انتخاب و در شورای شهر استان نیز به عنوان نماینده‌ی شورای شهر استان آذربایجان‌غربی در شورای شهر کشور برگزیده شود را باید شخصیت فعال و کنشگر از لحاظ اجتماعی ارزیابی نماییم.

خلیل زاده را باید با حدود 40 سال سن جز نامزدهای جوان این دوره از انتخابات دانست.

اما حال که حدود 40 روز به انتخابات باقی مانده باید منتظر بمانیم و نظاره‌گر باشیم که آیا او می تواند سنت ادوار دهگانه گذشته مجلس را شکسته و به عنوان اولین بانو از حوزه انتخابیه میاندوآب بر صندلی سبز بهارستان بنشیند؟

به گزارش انعکاس نو، مخاطبان می توانند نامزدهای مطرح از حوزه های مختلف انتخاباتی را برایمان معرفی کنند تا مورد بررسی و تحلیل قرار گیرند.

 

 

علی احمدی (او تایید صلاحیت شده است)

“احمدی” با عنوان حاج علی احمدی در میان هواداران و همشهریانش در میاندوآب شناخته می‌شود. او که از مدیران دولتی در وزارت کشور می‌باشد، در بین سال‌ها ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۸ یعنی در دولت روحانی مسئولیت‌های مهمی را در بدنه دولت تجربه کرده است.

“احمدی” مدیرکل حراست استانداری آذربایجان شرقی و همچنین سمت مشاور عالی استاندار آذربایجان شرقی را در کارنامه خود دارد. از او به عنوان مدیری با اخلاق یاد می‌گردد.

حاج علی احمدی یکی از نامزدهای دوره دهم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه میاندوآب، شاهیندژ و تکاب نیز بود. (قبل از تفکیک این حوزه).

وی در سال ۱۳۹۴ و طی انتخابات دوره دهم موفق به کسب بیش از ۳۳ هزار رای از مردم این حوزه گشت و می‌توان گفت نتیجه نسبتا قابل قبول را با توجه شرایط خاص آن دوره کسب نمود.

او در دوره دهم مجلس شورای اسلامی که این حوزه ۲ نماینده داشت و تکلیف هر دو نماینده‌ی آن به دوره دوم موکول شد با قرارگیری در جایگاه پنجم از راهیابی به دور دوم باز ماند.

وی که آرزوی نشستن برصندلی سبز بهارستان را همچنان در سر می‌پروراند در انتخابات دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی با پشتوانه آراء دوره دهم از حوزه انتخابیه میاندوآب مجددا وارد گود رقابت شده است.

احمدی در دوره یازدهم مجلس در حالی از حوزه انتخابیه میاندوآب نامزد انتخابات شده که شرایط این حوزه انتخابیه با ادوار گذشته با تفکیک حوزه میاندوآب، شاهیندژ و تکاب اندکی تغییر یافته و با تولد حوزه تک نماینده‌ای میاندوآب شاید شرایط برای ورود افرادی همچون او به مجلس محیاتر گشته باشد.

او انتخابات دور یازدهم را طوفانی آغاز کرده و در سخنانی تند پیوند نامبارک قدرت و ثروت را به عنوان عامل تمام “مشکلات و بدبختی های جامعه” عنوان کرده است و همچنین از مردم خواسته “با تصمیم بموقع و درست خویش مانع از ادامه حیات این پیوند نامبارک” شوند.

البته این سخنان از سوی رقبای او بی جواب نمانده و آنها با اشاره به هزینه‌ها سنگین انتخاباتی وی در دوره قبل، او را به باد انتقاد گرفتند، که با استفاده از پول و ثروت قصد رسیدن به قدرت و پیوند این دو را باهم دارد.

تایید صلاحیت حجت الااسلام روح الله بیگی که تا به امروز موفق به کسب صلاحیت خود نگردیده می‌تواند معادلات این حوزه را به گونه‌ای دیگر رقم زند. از آنجایی که مسبوق به سابقه می‌باشد بسیاری از افراد حتی در دقیقه نود موفق به کسب صلاحیت شوند این گمان تا لحظه آخر تنور انتخابات را در میاندوآب داغ و داغ‌تر نگه خواهد داشت.

اما در هر حال باید علی احمدی را در زمره نامزدهای مطرح این دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی حوزه انتخابیه میاندوآب در کنار مهدی عیسی‌زاده نماینده ادوار هشتم و نهم مجلس و همچنین حجت الااسلام والمسلیمن مجید محسنی و خانم معصومه خلیل زاده در نظر بگیریم که می‌توانند پیروز کرسی این حوزه در مجلس شورای اسلامی باشند.

 

 

روح الله بیگی اینانلو (او فعلا تایید صلاحیت نشده است)

حجت الاسلام “بیگی” طی دوره‌‌ای سه ساله از ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۰ مدیرکل سازمان اوقاف و امور خیریه آذربایجان غربی بوده است.

بیگی ۴۶ ساله دکتری مدیریت استراتژیک و مدرک سطح خارج حوزوی دارد. وی در سال های قبل از ۱۳۸۷ نیز به عنوان مدیرکل اموراستان‌های سازمان تبلیغات اسلامی فعالیت داشته است.

او در دوران تصدی‌گری خود بر اداره کل اوقاف استان خدمات شایانی را در کشف، ثبت و احیاء بسیاری از موقوفات انجام داد و تولیگری این سازمان را بر موقوفات که طی سالیان دراز ثبت آنها در استان به تاخیر افتاده بود، گسترش داد.

اما دوران مدیریت او بر اوقاف استان آنچنان برای وی بی حاشیه هم نبود!

او که از اولین روزهای حضور خود بر مسند مدیرکلی، سیاستی مبنی بر تجمیع میاندوآبیان(همشهریان خود) ساکن ارومیه در پیش گرفته بود، مسجد “نرجس خاتون” در ابتدای بلوار شیخ تپه را برای تجمع و برگزاری هیات میاندوآبی های مقیم ارومیه اختصاص داد که در آن دوران با واکنش هایی نیز همراه بود.

او در دوران مدیرکلی، با جدیت و به شکلی ویژه مسائل مربوط به شهرستان‌ها میاندوآب، شاهین دژ و تکاب را بخصوص در بخش اوقاف و مساجد پیگیر بود و به اذعان اهالی مناطق، بسیاری از مساجد، حسینه‌ها و تکایا این سه شهر ساخته، بازسازی و یا مرمت شد.

اما باید همین اقدامات او را در موفقیت و رکوردی که او در رای‌آوری از این حوزه انتخابیه در طی انتخابات مجلس نهم ثبت کرد، موثر دانست.

روح‌الله بیگی که در ابتدای تابستان ۱۳۹۰ برای شرکت در انتخابات مجلس نهم از مدیرکلی سازمان اوقاف و امور خیریه استان آذربایجان‌غربی استعفا داده بود، توانست در ۱۲ اسفند آن سال با کسب قریب به ۸۰ هزار رای از مردم حوزه انتخابیه میاندوآب، شاهیندژ و تکاب ضمن ثبت رکورد به عنوان نماینده این حوزه به مجلس راه یابد.

کارنامه‌ی او در مجلس را به سبب حضور در جایگاه نائب رئیسی اول کمسیون اقتصادی که یکی از حساس‌ترین کمسیون‌های مجلس شورای اسلامی می‌باشد، بی شک باید مثبت ارزیابی نمود.

اما حضور او در این جایگاه از مجلس نیز برای وی خالی از حاشیه نشد. به هر حال او در سال ۱۳۹۴ و در پی انتخابات مجلس دهم از سوی شورای نگهبان رد و با وجود تمامی تلاش ها موفق به اخذ صلاحیت خود نشد.

بیگی که به سبب داشتن محبوبیت و پایگاه مردمی، در دوره دهم تا لحظات پایانی و منتهی به انتخابات هواداران بی‌شماری داشت، برای دوره‌ یازدهم انتخابات مجلس نیز وارد عرصه گردید.

آنچنان که طی ماه‌های اخیر از میاندوآب خبر می رسد، باید او را محبوب‌ترین نامزد این حوزه بشمار آورد.

اما مشکلی که همچون دوره دهم انتخابات مجلس در این دوره نیز گریبان گیر او و حامیانش شده عدم اخذ صلاحیت اش تا بدین لحظه می‌باشد.

با وجود این اوصاف همچنان ستادهای مردمی او فعال و شاید باید بگوییم پر جنب و جوش‌ترین ستاد انتخاباتی در این حوزه انتخابیه می‌باشد.

حامیان او چشم امید به اخذ صلاحیت وی طی روزهای آتی دوخته‌اند و منتظرند در روزهای منتهی به انتخابات دوره یازدهم، برای دومین بار “بیگی” را بر کرسی نمایندگی مجلس خود بنشانند.

آنچنان که از سوی منابع آگاه خبر می‌رسد امکان کسب صلاحیت وی در روزهای آتی وجود دارد؛ گفتنی است اخذ صلاحیت وی به یکباره می‌تواند معادلات این حوزه انتخابیه را بطور کل دست خوش تغییرات کند.

 

 

مهدی عیسی‌زاده (او تایید صلاحیت شده است)

عیسی‌زاده که در میان مردم میاندوآب با عنوان سردار عیسی‌زاده شناخته می‌شود از فرماندهان سپاه و بازنشسته این ارگان نظامی می‌باشد. وی نماینده سابق میاندوآب در ادوار هشتم و نهم به مدت 7 سال بوده است.

عیسی‌زاده از فرماندهان و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس است. وی پس از جنگ نیز به عنوان فرمانده تیپ پیرانشهر و حضور در بازرسی کل سپاه فعالیت داشته است.

او در سال ۱۳۸۷ پس از بازنشسته شدن از سپاه و عرصه نظامی‌گری پای در گود سیاست گذارده و خود را برای انتخابات میان دوره‌ای مجلس شورای اسلامی از حوز انتخابیه میاندوآب، شاهیندژ و تکاب محیا نمود.

دور دوم انتخابات مجلس هشتم در حوزه انتخابیه میاندوآب، شاهیندژ و تکاب که در ششم اردیبهشت ۱۳۸۷ با ابطال از سوی شورای نگهبان مواجه گردید، تکلیف کرسی دوم این حوزه به انتخابات میان دوره‌ای خرداد ۱۳۸۸ کشیده شد.

طی انتخابات میان دوره‌ای مجلس هشتم در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ عیسی زاده توانست با کسب اکثریت آرا پیروز انتخابات شده و به عنوان نماینده دوم این حوزه وارد مجلس شود.

پیروزی که تحلیلگران نتیجه آن را بی ارتباط با سانحه‌ای که در تاریخ ۱۳ فرودین آن سال برای او پیش آمده و منجر به فوت همسر مرحوم او گشت نمی‌دانند.

وی که سابقه حضور یک میان دوره به مدت قریب به سه سال نمایندگی را در دوره هشتم داشت، بار دیگر برای انتخابات مجلس نهم نامزد شد.

او در دوره نهم موفق شد با کسب قریب به ۷۵ هزار رای و قرارگیری در جایگاه دوم و شکست جهانبخش محبی نیا نماینده‌ چهاردوره متوالی این حوزه علاوه بر پایان بخشیدن به زنجیره توالی نمایندگی او خود نیز برای دومین بار راهی مجلس شود.

گفتنی است که محبی‌نیا در دوره نهم با ۲۰ هزار اختلاف آرا نسبت به او در جایگاه سوم قرار گرفته و از راهیابی به مجلس برای پنجمین دوره متوالی باز ماند.

اما چهارسال بعد یعنی دوره دهم سناریو طور دیگری رقم خورد. با ورود همایون هاشمی به کارزار انتخابات بعنوان یک تکابی که مردم این شهر انسجام خاصی در رای دادن به او داشتند آرا او و سایر رقبایش در این حوزه به شدت کاهش یافته و شمار آرا او و رقبایش حتی به هزار رای هم در این شهر و حومه نرسید؛ الیته شاید این موضوع را باید یکی از بهانه‌های تلاش برای تفکیک این حوزه انتخابیه به شمار آورد.

در دوره دهم او با تکیه بر سبد آرا مردم میاندوآب و حومه نتوانست بیش از ۴۴ هزار رای بیاورد و با قرارگیری در جایگاه چهارم به دوره دوم رفت. در دوره دوم او موفق نشد از پس رقبا بر آید و باز هم در جایگاه چهارم قرار گرفت و از راهیبابی به مجلس دهم بازماند و هاشمی و محبی‌نیا به مجلس راه یافتند.

او که در دوره یازدهم با توجه به تفکیک حوزه و تمرکز آرا میاندوآب شرایط را مساعدتر از دوره دهم می‌دید بار دیگر وارد گود انتخابات از حوزه انتخابیه میاندوآب شده است.

عیسی زاده را در دوره یازدهم با توجه به عدم ثبت نام محبی‌نیا نماینده فعلی و عدم احراز فعلی صلاحیت بیگی نماینده دوره نهم باید یکی از بخت‌های این دوره انتخابات برای کسب کرسی این حوزه به شمار آورد؛ البته اگر بیگی فردا تایید نشود!

 

 

مهاباد*****************************************

جلال محمودزاده( این یادداشت مربوط به قبل از رد صلاحیت وی است)

بی شک باید او را جنجال‌‌آفرین‌ترین نمایندگان کردزبانان آذربایجان‌غربی خواند که بارها به دلیل نطق‌ها و اظهارنظرهایش هیایو به راه انداخته است. از تغییر نام روستاهای منطقه از زبان ترکی به کردی گرفته تا نطق‌اش در مجلس با موضوع پراکندگی کردها در ۴ کشور همجوار که آن را حاصل توطئه غربی خوانده بود، در ویترین این نطق‌ها است که البته همواره با واکنش رسانه‌های ترک‌زبان آذربایجان‌غربی همراه بوده است!

البته نباید نامه جنجالی محمودزاده خطاب به وزیر نیرو و تذکر به دولت مبنی بر چرایی رها کردن بخشی از آب سد مهاباد به سمت دریاچه ارومیه آن هم در حالی که این دریاچه به جهت حال نزارش نیاز به آب دارد فراموش کرد، تذکری که نه تنها جنجال آفرید، بلکه مورد هجمه فعالان محیط زیستی ملی و بین‌المللی فارق از قوم و زبان قرار گرفت.

البته شاید محبوبیت او در میان مردم مهاباد را باید مدیون این جنجال‌آفرینی‌هایش دانست! مردم مهاباد او را همچون مرحوم جلال طالبانی که در کردستان عراق محبوب بود دوست دارند و همچون آنان، محمودزاده نماینده خود را مام جلال (عموجلال) می‌نامند.

مهاباد را باید یکی از خاص‌ترین حوزه‌‌های انتخابیه و محمودزاده را نماینده‌ای ویژه برای این حوزه به شمار آورد چه آن که اغلب نمایندگان این شهرستان پس از یک دوره حضور در مجلس یا از طرف شورای نگهبان رد صلاحیت شده‌اند یا از سوی مردم با عدم اقبال مواجه شده و در هر حال نامشان به تاریخ پیوسته‌!

محمودزاده را باید تابوشکن این رسم بشمار آورد چرا که هم اکنون ۲ دوره بر کرسی نمایندگی از مهاباد تکیه کرده است. لازم به ذکر است او که در دوره هشتم نماینده مردم مهاباد بود در دوره نهم رد صلاحیت شد. ولی به علت محبوبیتی که در بین مردم مهاباد داشت؛ عثمان احمدی با حمایت وی توانست پیروز انتخابات شود.

عثمان احمدی در پنجشنبه شب قبل از انتخابات مجلس نهم (11 اسفند 90)، با حمایت او رای آورد. تا جایی که حتی مردم مهاباد به عثمان احمدی نماینده دور نهم خود، لقب “عثمان یشبه” ( یعنی عثمان یک شبه) دادند!

زمانی که او برای مجلس دهم نامزد شد و در دقیقه نود صلاحیت‌اش را کسب کرد، کرسی مهاباد برای او محفوظ مانده بود به طوری که توانست با کسب حدود 50 درصد آراء این حوزه در دوره اول به مجلس دهم راه یابد.

برای این‌دوره از رقابت های انتخاباتی نیز به دلیل سوابق و محبوبیتی که محمودزاده در میان مردم مهاباد دارد رقبایش در این حوزه را باید کم فروغ و او را در صورت کاندیداتوری بی‌رقیب خواند، هر چند به نظر می‌رسد، چالش صلاحیت همچون ادوار قبل گریبان‌گیر وی باشد!

در هر حال به نظر می رسد جعفر آیین‌پرست نماینده دور هفتم مهاباد و رییس کنونی خانه احزاب استان، عثمان احمدی نماینده دور نهم و رحمان بهمنش از رقبای وی می‌باشند و این موضوع یک رقابت انتخاباتی بین نمایندگان ادواری را در مهاباد رقم‌خواهد زد.

 

 

عثمان احمدی (او تایید صلاحیت شده است)

“احمدی” فرزند مرحوم “ملا احمد” از ماموستاهای و فرهنگیان شهرستان مهاباد می‌باشد. او در سال ۱۳۴۹ در روستای سلیم ساغل مهاباد متولد شده است.

او نماینده دوره نهم مردم مهاباد در مجلس شورای اسلامی بود. وی دارای مدرک کارشناسی رشته تاریخ از دانشگاه ارومیه و کارشناسی ارشد همین رشته از دانشگاه آزاد ابهر می‌باشد.

“احمدی” در دوره نهم مجلس شورای اسلامی عضو یکی از کمیسیون‌های حساس مجلس یعنی کمیسیون اقتصادی بود که با وجود عدم سنخیت با رشته تحصیلی‌اش توانست بسیار در این کمسیون مفید واقع گردد.

وی همچنین ریاست مجمع نمایندگان استان و عضویت در گروه دوستی پارلمانی با کشورهای اسپانیا، فرانسه، پرتغال و اتریش را در کارنامه خود دارد.

“احمدی” که پیش از دوره نمایندگی در شهرستان مهاباد به عنوان فعال فرهنگی و ورزشی شناخته می‌شد، در صحنه‌های مختلفی همچون مدیریت باشگاه فرهنگی و ورزش استقلال مهاباد حضور داشت؛ لازم به ذکر است که این باشگاه با هزینه‌ شخصی وی و مردم اداره می شد.

مردم مهاباد “احمدی” را به سبب فعالیت‌های عام المنفعه‎ای که چه در زمینه‌های فوق الذکر و چه در زمینه‌های تعلیمی و تربیتی در حوزه های ترک اعتیاد و همچنین مشاوره‌ای در زمینه های سبک زندگی و… داشته است، بسیار دوست می دارند.

اما باید اذعان کرد که نام او با حمایت “محمودزاده” در روز چهارشنبه آخرین روز تبلیغات برای انتخابات مجلس نهم، نسبت به سایر رقبایش مطرح تر شد و در نهایت بر کرسی سبز بهارستان در آن دوره تکیه کرد.

هرچند باید یکی از عوامل موثر در رای آوری وی در دوره نهم را حمایت محمودزاده از او به حساب آورد، اما غافل ماندن از محبوبیت او در میان مردم به دلایلی که پیش تر ذکر شده نیز بی انصافی است.

در رای آوری او نباید جایگاه اجتماعی برادرش را نیز نادیده گرفت. برادر وی یکی از پزشکان صاحب نام بیمارستان عالی نسب تبریز محسوب می‌شود که محبوبیت خاصی در بین‌مردم منطقه دارد.

در کل باید کارنامه‌ی وی در دوره نهم مجلس را رضایت بخش عنوان کنیم. در این دوره او توانست بودجه لازم جهت افتتاح کارخانه پتروشیمی(170 میلیارد تومان)، مجوزاحداث کارخانه قند، مجوز و احداث مرکز M.RI و چندین و چند طرح دیگر ملی از جمله تصفیه خانه آب شرب و…. را برای شهر خود به عنوان نماینده به ارمغان آورد.

اما “احمدی” که در طول ادوار انتخابات در حوزه انتخابیه مهاباد با کسب قریب به 49 هزار رای در دوره نهم رکوردار آرا در این حوزه است در دوره دهم با اقبال چندانی از سوی مردم مواجه نگردید که البته کارشناسان دلیل رای مردم به رقیب وی را ناشی از رای احساسی آن دوره ارزیابی می‌کنند.

احمدی که در زمره نامزدهای تایید صلاحیت شده دوره یازدهم می‌باشد، یکی از سه نامزد مطرح این حوزه در کنار عبدالرحیم نوربخش نماینده ادوار چهارم و پنجم مهاباد و همچنین جلال محمودزاده نماینده فعلی مهاباد به شمار می‌آید.

طبق پیش بینی کارشناسان در این حوزه هیچ یک از نامزدهای مطرح دست برتری نسبت به سایر رقبا را ندارند و شرایط در حالتی برابر دنبال می‌گردد.

 

 

بوکان*****************************************

محمدقسیم عثمانی( این یادداشت مربوط به قبل از رد صلاحیت وی است)

عثمانی همین که توانسته در ۳ دوره اخیر، کرسی نمایندگی مردم بوکان در مجلس شورای اسلامی را برای خود حفظ نماید باید او را نماینده‌ای محبوب در میان مردم حوزه انتخابیه‌اش بحساب آورد. بوکان که یکی دیگر از حوزه‌های جنوب آذربایجان‌غربی می‌باشد که مردمانی کرد زبان دارد.

عثمانی فرزند ملا جسیم است که از ماموستاهای صاحب‌نام بوکان به شمار می آید. او را میتوان در کنار مرحوم “احمد طه” نماینده ادوار سه و چهار این حوزه یکی از تاثیرگذارترین نمایندگان بوکان بشمار آورد.

عثمانی دکتری حسابداری دارد و استاد و مولف کتب دانشگاهی در این رشته می‌باشد. وی در طول دوران نمایندگی‌اش در مباحث و تصمیات متاخذه در ضمینه اقتصادی نطق‌های بسیاری در حوزه پولی و مالی ایراد نموده و در دوره نهم هم عضویت در کمسیون برنامه وبودجه و محاسبات را در کارنامه کاری‌اش دارد.

شاید اساسی‌ترین گلایه مردم بوکان از عثمانی حضور کمرنگ او در حوزه انتخابیه‌اش جهت دیدارهای مردمی و بازدیدهای تخصصی باشد که بوکانی‌ها به مشغله او در کسوت استادی و عضویت در هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی عادت دارند و آن را درک می کنند. باید اذعان کرد که مردم این منطقه از او رضایت داشته اند که سه دوره متوالی او را به نمایندگی خود برگزیده‌اند.

عثمانی تنها نماینده‌ وقت استان آذربایجان‌غربی به حساب می‌آمد که در خردادماه سال ۸۸ در سفر میرحسین موسوی به استان او را همراهی می کرد. هرچند که با شکل گیری حوادث پس از انتخابات، در همان سال برائت خود را از افرادی که آنها را آشوب‌طلب و فتنه‌گر خواند اعلام نمود.

البته بعضی از شنیده‌ها از فعالیت او درستاد انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۴ حکایت دارد.

عثمانی در پنجم مهرماه ۱۳۹۶ برگزاری رفراندوم در کردستان عراق را نقشه شوم اسرائیل در منطقه خواند. این سخنان او واکنش های متفاوتی در میان منطقه حوزه خود داشت‌.

عثمانی اخیرا در برنامه مناظره شبکه یک سیما اعلام نمو

د برای دوره یازدهم مجلس نامزد انتخاباتی نمی شود و دلیل این امر را خستگی و نیازش به استراحت برشمرد اما عده‌ای از تحلیلگران سیاسی این تصمیم او را مرتبط با تبعات موضع گیری های بین المللی او می دانند.

اما چنانچه عثمانی برای دوره یازدهم ردای نامزدی بر تن کند افرادی همچون دکتر “جمال خسروی” فرماندار سابق بوکان در دولت تدبیر و امید، دکتر “سید جمیل قادری” ریاست اسبق دانشگاه آزاد اسلامی مهاباد، مهندس “سلیمان فیضی” شهردار سابق بوکان و حاج “انور حبیب” زاده نماینده ادوار بوکان را به عنوان رقیب پیش روی خود خواهد داشت. انعکاس نو در یاداشت‌های آتی خود به معرفی تک تک این نامزدها خواهد پرداخت.

 

 

سلیمان فیضی (او تایید صلاحیت شده است)

“فیضی” عضواسبق شورای شهر و شهردار اسبق بوکان می‌باشد. وی فقط توانست به مدت ۸ ماه و ۱۱ روز بر کرسی شهرداری تکیه زند؛ دورانی که از آن به عنوان دوره تلاطم و اظطراب در شهر بوکان یاد می‌شود.

“فیضی” که خود در زمره منتخبین چهارمین دوره شورای شهر بوکان بود خیلی زود از قطار شورای شهر جدا شده و با رای اکثریت اعضای ۱۱ نفره شورای شهر بوکان به سمت شهردار این شهر منصوب گردید.

اما فیضی خیلی زود و در مدت کمتر از ۲ ماه بدلیل آنچه اعضای وقت شورای شهر بوکان، آن را عدم تعامل او با شورای شهر میخواندند به مشکل برخورد و طی همین مدت کوتاه بارها از سوی اعضا شورای شهر تهدید به عزل و برکناری گردید.

نماینده مردم بوکان محمدقسیم عثمانی بعدها در مدت دوره شهردای “فیضی” اینگونه اظهار نظر می‌نماید:
ما(جناب عثمانی و فرماندار وقت بوکان جناب خسروی) همواره در مورد ایجاد تعامل میان وی و شورای شهر به او توصیه کرده ایم. ولی او می‌گفت که شورا جرات برداشتن ایشان را ندارد و اگر این اتفاق بیفتد مردم به خیابان‌ها می‌ریزند! اما ایشان عزل شد و هیچ اتفاقی هم در شهر رخ نداد!

فیضی ۴۹ ساله کارشناس ارشد مدیریت دولتی داشته و از سال ۱۳۷۱ با دانشگاه پیام‌نور دارای رابطه استخدامی می‌باشد. وی در پست‌های مختلفی در این دانشگاه فعالیت داشته است که از مهمترین آنها میتوان به معاونت اجرایی پیام نور مرکز بوکان اشاره کرد.

اما وی با وجود تلاش هایش در سال ۱۳۹۲ حتی نتوانست پس از عزل از سمت شهرداری به سمت ریاست دانشگاه مرکز پیام‌نور بوکان منصوب شود.

او طی دوره دهم مجلس در سال ۱۳۹۴ نیز نامزد انتخاباتی بود؛ وی در این دوره با کسب قریب به ۲۴ هزار رای در جایگاه سوم این انتخابات قرار گرفت. آرای او با وجود پیروزی نشدن در انتخابات وی را به عنوان نامزدی قدر و قابل تامل در این شهر مطرح کرد.

اما تا به این‌لحظه دوره یازدهم انتخابات مجلس در حوزه بوکان با اتفاقاتی مهم همراه بوده است که از مهمترین آنها باید به نامزد نشدن محمد قسیم عثمانی نماینده‌ فعلی این شهر اشاره کرد که در سه دوره متوالی نمایندگی مردم بوکان در مجلس را عهده‌دار بود. البته در کنار ردصلاحیت ها تعدادی از چهره‌های شاخص همچون دکتر خسروی فرماندار دولت اول تدبیر امید در بوکان نیز به چشم میخورد‌.

در این دوره از انتخابات “فیضی” با شعار پایان تکرار که اشاره به پایان عصر نمایندگی قسیم عثمانی در این حوزه دارد، وارد گود انتخابات شده است.

اما در انتها وی را با توجه به شرایط فوق الذکر باید یکی از نامزدهای مطرح حوزه انتخابیه بوکان در انتخابات دوره یازدهم مجلس دانست ولی باید اذعان کرد که شانس نخست این دوره از انتخابات از بوکان هنوز هم “انور حبیب زاده” نماینده دوره هفتم بوکان است.

 

 

 

پیرانشهر و سردشت*****************************************

رسول خضری ( این یادداشت مربوط به قبل از رد صلاحیت وی است)

پزشک عمومی پیرانشهری که دومین دوره حضورش در مجلس را به عنوان نماینده حوزه انتخابیه پیرانشهر وسردشت سپری می‌کند.

عضو کم سر و صدای کمیسیون اجتماعی مجلس که از او در حوزه تخصصی خود کمتر نطقی سراغ داریم؛ شاید او را بتوان آرام‌ترین نماینده آذربایجان‌غربی خواند ولی اخیرا در محافل کُردی به دلیل امضای طرح تشکیل استان آذربایجان مرزی مورد انتقاد قرار گرفت!

منتقدین وی معتقدند کُردها بیشتر مستحق تشکیل یک استان مستقل هستند تا اینکه استانی جدید با نام آذربایجان تشکیل یابد!

او در تابستان امسال اظهارنظری جالب در مورد زمان دسترسی به مواد مخدر نمود و زمان تهیه آن را 6 دقیقه اعلام کرد که این اظهار نظر او سبب واکنش‌های مختلف در فضای مجازی و حتی طنزپردازی‌هایی با اینگونه مضامین برای وی گردید!

حوزه انتخابیه پیرانشهر و سردشت، ۲ شهرستان کُردزبان و از حیث جمعیت هردو شهر در حد برابری قرار دارند و همواره تعداد آراء ماخوذه این ۲ شهر تقریبا به میزان مساوی باهم بوده است؛ هر چند اندکی برتری با پیرانشهر می باشد.

او در انتخابات دوره دهم نامزد اعتدالگرایان و بطور مشخص حزب اعتدال و توسعه از حوزه انتخابیه خود بود.

خضری که از حامیان پروپاقرص شهریاری در جریان جلوس‌اش بر صندلی استانداری آذربایجان‌‌غربی بود ولی با گذشت ۲ سال از حضور شهریاری به عنوان استاندار هنوز نتوانسته حرف‌اش در تغییر فرماندار سردشت که اختلاف سلیقه‌ای عمیق با یکدیگر دارند را به کرسی نشانده و فردی همسو با خود را جایگزین وی نماید.

برای پی بردن به عمق اختلاف میان خضری و فرماندار سردشت باید به مراسمی که طی هفته دولت امسال در جریان بهره‌برداری از یک دستگاه رادیولوژی دیجیتال در این شهرستان برگزار شد اشاره نمود، چنان که خضری به عنوان یکی از میهمانان این مراسم، مانع حضور فرماندار در مراسم رونمایی از این بخش درمانی شد!

از نکاتی که باید به آن اشاره داشت کاهش قابل توجه آرای او بین دوره نهم و دهم است، به طوری که اختلاف آرا دور دهم او با دوره نهم کاهشی بیش از 15 هزار رای‌ بود که ریزشی قابل توجه بشمار می‌آید.

درباره خضری گفته می‌شود در دوره یازدهم راه سخت‌تری‌ برای رسیدن به بهارستان دارد و با جمیع بازخوردهایی که از کنش‌ها و فعالیت‌هایش در طول هشت سال اخیر گرفته می‌شود، به نظر می‌آید مردم حوزه انتخابیه‌اش، کاندیداهای دیگری را هم در گوشه ذهن‌شان داشته باشند.

دکتر “محمد خضری” اهل سردشت و عضو هیات علمی رشته اقتصاد دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب در کنار “محمود محمودپور” نامزد دوره دهم این حوزه که رای بالایی نیز داشت از رقیبان جدی وی محسوب می شوند.

انعکاس‌نو در شب‌های آتی تفضیلا به معرفی این نامزدها بصورت جدا گانه خواهد پرداخت.

 

 

معروف خلیلی (او تایید صلاحیت شده است)

“خلیلی” دکتری کشاورزی(ژنتیک-بیومتری) دارد و از تابستان ۱۳۸۸ تاکنون ریاست دانشگاه پیام نور مرکز مهاباد را عهده دار می‌باشد. وی همچنین ۱۰ سال سابقه عضویت هیئت علمی رسمی در مرکز پیام نور مهاباد را با درجه‌ی دانشیاری را دارا می‌باشد.

وی متولد ۱۳۴۹ در روستای گرگول علیا از توابع شهرستان پیرانشهر است.شغل پدر وی کشاورزی بود. او از سال ۱۳۷۲ به عنوان کارمند سازمان تحقیقات کشاورزی به استخدام این سازمان در آمده است.

وی ریاست سازمان تعاون روستایی و همچینین ریاست سازمان جهادکشاورزی شهرستان پیرانشهر را در مقاطعی طی سال های ۱۳۷۷ الی ۱۳۸۶ در کارنامه مدیریتی خود دارد.

وی به پشتوانه‌ تجربه مدیریتی که در ۲ سازمان مذکور داشت در انتخابات مجلس هشتم در سال ۱۳۸۶ نیز از حوزه انتخابیه پیراشهر و سردشت وارد گود انتخابات مجلس شده بود.

او که در سال ۱۳۸۶ موفق به اخذ صلاحیت شده بود با کسب ۱۴ هزار رای با قرارگیری در جایگاه دوم از قطار بهارستان جا ماند؛ اما رای چشمگیری که کسب کرد همواره او را به عنوان کاندیدایی بالقوه در این حوزه مطرح نگاه داشته است.

پس از هشتمین دوره انتخابات مجلس، وی در ادوار نهم و دهم نیز ۲ بار دیگر نامزد مجلس از این حوزه شد؛ لازم به ذکر است که او در دوره نهم انتخابات مجلس (سال ۱۳۹۰) موفق به اخذ صلاحیت خود نگردید و نتوانست وارد گود رقابت انتخابات گردد.

اما درحالیکه وی در دوره دهم مجلس موفق به کسب صلاحیت شده بود و از او به عنوان محبوبترین نامزد و از ستاداش به عنوان فعالترین ستاد یاد می‌گردید، به یکباره صلاحیت او در نیمه راه طی اولین روز آغاز رسمی مهلت قانونی تبلیغات (پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۴) از سوی هیات نظارت بر انتخابات رد گردید و وی از ادامه کارزار باز ماند. شاید آن پنجشنبه تلخ ترین پنجشنبه زندگی او بوده باشد!

اما “خلیلی” که از تضییع حق خود بسیار گله‌مند بود و سودای نشستن بر کرسی سبز بهارستان را در سر داشت؛ بار دیگر با ثبت نام در یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه سردشت و پیرانشهر وارد گود رقابت شد.

صلاحیت او در مرحله اول توسط هیات نظارت استان مورد تایید قرار نگرفت ولی آنچنان که وی طی بیانیه ای اظهار داشت با پیگیری مجدانه‌اش موفق به کسب صلاحیت خود گردید و به طور رسمی وارد کارزار دوره یازدهم انتخابات مجلس شد.

در حوزه انتخابیه پیرانشهر و سردشت با وجود برتری جمعیتی پیرانشهری ها معمولا این نامزدهای انتخاباتی منتصب به سردشت بوده است که پیروز میدان بوده اند.

نباید از یاد برد که هرگاه که اجماع در شهرستان پیرانشهر بر روی نامزدی خاص شکل گرفته آن نامزد به پیروزی رسیده و توانسته نماینده این حوزه گردد.

گفتنی است طی ۱۰ دوره گذشته بجز دوره هشتم که “پرتوی” اهل شهر بانه از حوزه انتخابیه پیرانشهر و سردشت نماینده بود؛ پنج بار سردشتی‌ها و چهار بار نیز نامزدهای منتصب به پیرانشهر موفق به پیروزی در انتخابت مجلس از این حوزه شده‌ است.

در دوره یازدهم با توجه به رد صلاحیت چهره‌های شاخص از سردشت همچون “محمدخضری” و “رسول خضری” نماینده حاضر این حوزه در مجلس که اهل شهرستان پیرانشهر می‌باشد، به نظر می‌رسد این اجماع بر روی نامزدی خاص در پیرانشهر شکل گرفته و احتمال می رود برای پنجمین بار یک پیرانشهری روانه مجلس شود؛ تا پیروزی این دو شهر در انتخابات در عدد پنج به برابری برسد.

با وجود این اوصاف در حال حاضر باید “خلیلی” را که سوابق اجرایی و مدیریتی نسبتا فراوانی در شهرستان پیراشهر دارا می‌باشد، به عنوان برترین گزینه این حوزه برای رسیدن به اجماع از سوی مردم به حساب آورد. انعکاس نو پیش بینی می کند اگر که طی روزهای آتی شگفتی در این حوزه صورت نگیرد وی بر کرسی بهارستان از این حوزه تکیه خواهد کرد.

 

 

 

ایمیل مستقیم: info@enekaseno.ir

1 دیدگاه:

دیدگاه‌های غیرقابل انتشار: 0 دیدگاه‌های منتشر شده: 1
    • دیدگاه بهبود در بهمن 26, 1398 در ساعت 02:53

      با سلام
      آقای منافی شخصیتی مردمی هستند که شهرت خود را مدیون خدمات خود به افرا محروم و خدمت در عرصه های فرهنگی هستند. برادر ایشان از شانا به خاطر همین نسبت کنار گذاشته شد. ضمن اینکه ایشان هیچوقت در لیست آبادگران نبوده بلکه در لیست خادمان پیشرفت معتمدین شه بوده اند.
      در درج اخبار و صحت آنها دقت بیشتری داشته باشیم.

      0 پاسخ

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی نشانه‌دار هستند.*

*